دوشنبه ١١ اسفند ١٣٨٢ – ۱ مارس ٢٠٠۴

نقد اپوزيسيون خارج از کشور

 

اپوزيسيون خارج از کشور تئوری اقتصادی ندارد،و اگر در مواردی تئوری اقتصادی وجود داشته باشد نمیتواند ساخت سياسی متناسب با تئوری اقتصادی را تعريف کند.

اقتصاد ، جامعه و سياست در ايران به سرعت در حال جذب و هضم در پروسه جهانی شدن اقتصاد است.اپوزيسيون خارج از کشور به سرعت از روندتحولات کشور عقب افتاده است

ايران جديدی درحال متولد شدن است .دنيای تازه ای نه که ممکن ،که در راه است .نهالی آن زير مير ها داردقد می کشد ومی خواهد به هر جان کندنی خود را به سطح زمين برساندواين نکته ايست که اپوزيسيون خارج از کشور به آن عنايتی ندارد.اپوزيسيون در درون گفتمان تنفس نمی کند

 

 

 

محمد حسين اديب

 

 

۱- مسائل مبتلابه ايران کدامند و اپوزيسيون خارج از کشور تا چه اندازه به اين مسائل وزن و بها میدهد؟ سؤال شاخص اين مقاله يک نکته است اپوزيسيون خارج از کشور تا چه اندازه در درون گفتمان تنفس میکند؟

۲- امروز بشر سياره زمين در يک جهان بدون مرز زندگی میکند. جهانی بدون مرز در حوزه اقتصاد، جهان بدون مرز در عرصه فرهنگ و جهانی بدون مرز در قلمرو سياست. در خويش بينانهترين حالت، ما در يک جهان مرز گسيخته زندگی میکنيم و مرزهای ملی اقتصادی، سياسی و فرهنگی مفهوم ماقبل اينترنتی خود را از دست دادهاند.

۳-آيا اقتصاد، سياست و جامعه در ايران در وضع موجود بريده از مؤلفه بند دو قرار دارد و يا اينکه اقتصاد، سياست و جامعه در ايران همچون بقيه سياره در تعامل با مؤلفههای فوق است؟

 

جهان بدون مرز

۱- آنچه که به جهان بدون مرز از منظر اقتصاد تبلور حقوقی میدهد WTO است. WTO نيز با دو مؤلفه اصلی شناخته میشود. الف- کاهش حقوق گمرکی کالاهای وارداتی به حدود ۵ درصد. ب- حذف سوبسيد غير مستقيم .

۲- اگر سوبسيد غير مستقيم به اقتصاد داخلی حذف شود و واردات کليه کالاها با ۵ درصد حقوق گمرکی آزاد شود اقتصاد ايران در اقتصاد جهانی ادغام شده است و مرزهای ملی اقتصادی در باب ايران مفهوم خود را از دست داده است.

۳- آمار واردات و حقوق گمرکی کشور در ۶ ماهه اول سال جاری منتشر شده است. متوسط حقوق گمرکی دريافتی در شش ماهه اول سال جاری، ۳/۶ درصد بوده است. تا اينجاحقوق گمرکی در ايران تنها ۳/۱ درصد از متوسط حقوق گمرکی برای عضويت ايران در WTO بالاتر است.

۴- اما میدانيم که برای واردات ضريب کم شماری وجود دارد. به عبارت ديگر وارد کنندگان معمولا برای اينکه حقوق گمرکی کمتری بپردازند ميزان کالای وارده را در گمرکات کمتر اعلام میکنند به عنوان مثال اگر وارد کنندهای يک ميليون دلار کالا وارد کند برای پرداخت حقوق گمرکی کمتر آن را حداکثر ۸۰۰۰۰۰ دلار اعلام میکند. لذا حقوق گمرکی واقعی ۳/۶ درصد نيست بلکه به تحقيق کمتر از ۴ درصد است.

۵- ميزان واردات غير قانونی معلوم نيست و در اين باب آمار دقيقی وجود ندارد. عدهای آن را تا ۶ ميليارد دلار نيز اعلام میکنند اما برای واردات غير قانونی حقوق گمرکی پرداخت نمیشود. حقوق گمرکی کالايی که وارد ايران میشود (اعم از قانونی و غير قانونی) چه ميزان است؟ در اين باب بايد ميانگين وزنی گرفت اگر ۲۸ ميليارد دلار واردات قانونی باشد و حقوق گمرکی آن ۳/۶ درصد باشد بايد با ۶ ميليارد دلار واردات غير قانونی و حقوق گمرکی صفر بر رويهم ميانگين وزنی محاسبه شود بر اين اساس متوسط حقوق گمرکی کالاهای وارده به ايران اعم از قانونی و غير قانونی احتمالا کمتر از ۳ درصد خواهد بود.

۶- ايران برای پيوستن به پروسه يکپارچگی اقتصادی سياره زمين، مشکل تعرفه ندارد. معدل تعرفههای ايران بالا نيست . معدل تعرفه حتی نصف حد معمول است .

۷- متوسط تعرفه بين اتحاديه اروپا آمريکا ۴ درصد است. چين با تعرفه ۲/۱۵ درصدی و اردن با تعرفه ۲۵ درصدی عضو WTO​شد.

۸- ايران با تعرفه ۳درصدی تنها منطقه آزاد سياره زمين است .

 

حذف سوبسيد

۱- مهمترين سوبسيد پرداختی سوبسيد ارزی و سوبسيد انرژی بود. برای عضويت در WTO بايد ارز تک نرخی میشد و سوبسيد انرژی قطع میشد.

۲- در اولين سال رياست جمهوری خاتمی، ۸۰ درصد ارز به صورت سوبسيد دار توزيع میشد و اکنون تنها ۱۵ درصد ارز به صورت سوبسيدی توزيع میشود (ارز عملا تک نرخی شده اما در سال جاری در حدود ۲ ميليارد دلار برای کالاهای اساسی مثل گندم، برنج، روغن، دارو و ... مابهالتفاوت نرخ ارز پرداخت میشود).

۳- توزيع مواد غذايی به صورت کوپنی و با قيمت دولتی مثل برنج، روغن، شکر و ... با ضوابط WTO مغايرتی ندارد.

۴- لذا در اين باب اقتصاد ايران تا ۹۰ درصد با ضوابط WTO منطبق شده است. ارز عملا تک نرخی شده و سوبسيد ارزی چندانی وجود ندارد .

 

سوبسيد انرژی

۱- در اولين سال رياست جمهوری خاتمی حاملهای نفتی به يک چهارم قيمت بازار جهانی در اختيار صنايع پتروشيمی و ديگرصنايع قرار میگرفت در سال جاری حاملهای انرژی تنها با ۱۲ درصد تخفيف نسبت به قيمتهای خليج فارس به صنايع پتروشيمی و ديگر صنايع فروخته میشود و ۱۲ درصد فوق نيز در سال آينده و يا حداکثر سال ۸۴ قطع خواهد شد.

۲- در برنامه چهارم پيشبينی شده که سوبسيد انرژی قطع شود در اولين فرصت مناسب سياسی دولت قسمت اعظم سوبسيد بنزين را قطع خواهد کرد. پرداخت سوبسيد انرژی به مردم حداکثر طول عمری حدود ۲ تا ۳ سال خواهد داشت.

 

نتيجه

۱- اگر سوبسيد به توليد کنندگان قطع شود و واردات کالا با ۲ درصد حقوق گمرکی انجام شود عملا هيچ توليد کنندهای چه دولتی و چه غير دولتی در ايران نخواهد توانست گرانتر از بازار جهانی توليدات خود را بفروشد و عملا بايد همان سان مديريت شود که ساختار توليد در ديگر بخشهای سياره اداره میشود.

۲- البته بحث انطباق اقتصاد ايران در WTO پيچيدهتر از آن است که در بالا به آن پرداخته شد و نگارنده در غالب ۲۰۰ مقاله در سايت تهران اکونوميست و در چارچوب ۸۰۰ مقاله در مطبوعات پيچيدگیهای آن را توضيح داده است. اما اساس و شالوده بحث همين دو نکته اين است که در اين مقاله به آن اشاره شده است.

۳- به عنوان مثال اگر چه معدل حقوق گمرکی ايران ۳/۶ درصد است اما واردات خودرو تنها با تعرفه ۱۶۰ درصدی مجاز است. در واقع اشکال ايران بالا بودن معدل تعرفه نيست بلکه اشکال ناموزون بودن تعرفه است، از يک سو معدل حمايت ازصنعت کشور ۳/۶ درصد است و از سوی ديگر از صنعت خودرو حمايت ۱۶۰ درصدی میشود.

۴- در سال جاری با وجودی که کل ارز سوبسيد دار ۲ ميليارد دلار است و بيش از ۶/۱ ميليارد دلار آن برای کالاهای اساسی است اما به کارخانه تراکتورسازی تبريز ۸۱ ميليون دلار ارز سوبسيد دار پرداخت میشود (به صورت مابهالتفاوت)، نکته اين است که در باب دو مؤلفه فوق استثناها و پيچيدگیهای عديدهای وجود دارد اما اصل مطلب همان دونکته فوق است .

 

اپوزيسيون خارج از کشور

۱- اپوزيسيون خارج از کشور اساسا به بحث عضويت ايران در WTO عنايتی ندارد و تقريبا همه آن را نديده میگيرند.

۲- آن هنگام که اقتصاد ايران نقد میشود سرپل اصلی ورود به بحث بايد WTO باشد در حالی که اپوزيسيون خارج از کشور به هنگام نقد اقتصاد کشور با ناديده گرفتن WTO سر پل اصلی ورود به بحث را فساد دولتیها تلقی میکند.

۳- به اعتقاد نگارنده ۵۰ درصد فساد حاکم در ايران به مابهالتفاوت نرخ ارز مربوط میشد. وقتی ۸۰ درصد ارز به صورت سوبسيد دار توزيع میشد، قسمت اعظم اين ارز سوبسيد دار نصيب کابينه و مافيای نزديک به آن میشد اگر ۱۵ ميليارد دلار در اولين سال رياست جمهوری خاتمی ارز سوبسيد دار در کشور توزيع شده باشد و حداقل ۵۰ درصد آن نصيب مافيای دولتی شده باشد رقم فساد شگفتانگيز و نجومی ارزيابی میشود اما در وضع موجود تقريبا ارز سوبسيد دار چندانی توزيع نمیشود.

۴- دومين منشاء فساد و رانت در ايران اعمال محدوديت برای واردات بود واردات يک سری از کالاها ممنوع بود اما به صورت سهميه بندی شده برای ۱۵ شخصيت حقيقی و حقوقی ازاد بود. واردات کالاهای سهميهبندی شده معمولا سود صد در صدی داشت وساليانه حدود ۵ ميليارد دلار کالاهای سهميهبندی شده وارد میشد. فساد ايجاد شده بهت آور بود. اما در وضع موجود با کاهش تعرفهها، واردات برای همه آزاد اعلام شده است و اساسا سود ناشی از واردات با کاهش تعرفهها ، به شدت روند نزولی داشته و دارد.

۵- در وضع موجود بيشترين فساد در بخشهايی است که به دلائلی تحت تأثير WTO نيستند . در سال جاری حداقل ۱۰۰۰ ميليارد تومان رانت در صنعت خودرو، ۴۰۰ ميليارد در صنعت سيمان و ۳۰۰ ميليارد در صنعت ... وجود دارد. رانت ايجاد شده در ۳ حوزه فوق ۱۷۰۰ ميليارد تومان است که احتمالا نصيب ۲۰ نفر میشود. سه بخش فوق در مقوله پروسه جهانی شدن اقتصاد مقاومت میکنند. اگر از منظر WTO اقتصاد ايران را نقد کنيم اکنون اولين خاکريز و کانون اصلی مقاومت سه بخش فوق است. نگارنده در سال جاری در دهها مقاله ۲ بخش اصلی از سه بخش فوق را زير رگبار انتقاد گرفته است. بخش سوم در بضاعت و توان نگارنده نيست. بخش سوم شامل تمثيل امام محمد غزالی میشود که اينها برهان قاطع دارند .

۵- تنها راهکار مؤثر برای کاهش سطح فساد در ايران، عضويت درWTO است.

۶- اگر هدف اين است که سطح فساد در ايران کاهش يابد بايد کانونهای اصلی مقاومت در مقابل جهانی شدن يعنی بخشهای خودرو، سيمان و ... مورد انتقاد قرار گيرد.

۷- اپوزيسيون خارج از کشور در باب فساد شخصيتها را نقد میکند و نه سياستها را. راهکار کاهش فساد در رقابتیتر کردن اقتصاد ايران است. رقابتیتر کردن اقتصاد نيز اکنون در حال انجام است. و سرعت ان ماهيانه ۳ درصد است. اقتصاد ايران ماهيانه ۳ درصد رقابتی تر میشود (نگارنده اين مطلب را در سايت تهران اکونوميست در مقالهای تحت عنوان دو تئوريسين پنهان نظام کيانند توضيح داده است).

۸- به عبارت بسيار روشن، اپوزيسيون خارج از کشور فاقد تئوری اقتصادی است. اقتصاد ايران بيش از ۷۰ درصد با ضوابط WTO منطق شده است و ۳۰ درصد راه باقی است و سرعت موجود به ميزان ماهيانه حدود ۳ درصد فاصله را کم میکند.

۹- کشور امروز به صحنه و عرصه جدال بين طرفداران ادغام اقتصاد ايران و کسانی تبديل شده است که با رقابتیتر شدن بيشتر منابع خود را از دست میدهند کسانی که منافع خود را از دست میدهند هم مافيای دولتی هستند و هم مردم عادی کوچه و بازار که با جهانی شدن حتی بعضا محتاج نان شب میشوند.

۱۰- نحوه برخورد اپوزيسيون خارج از کشور نسبت به کسانی که در مقابل رقابتی تر شدن اقتصاد مقاومت میکنند، بسيار عجيب است نوعا اينان از مقاومت کنندگان دفاع میکنند و مقاومت آنها را به عنوان مقاومت در مقابل نظام ارزيابی میکنند در حالی که اساسا صورت مسئله به گونه ديگری است .

۱۱- زندهترين و آخرين مورد حادثه شهر بابک بود،مشکل شهر بابک به معدن مسی مربوط میشود که در نزديکی شهر وجود دارد. پرسنلی که برای احداث و ايجاد استخدام موقت شده بودند، خواستار اين بود که پس از پايان عمليات احداث استخدام شوند و اين غير ممکن بود . اين امر درست مثل اين است که پرسنلی برای احداث کارخانهای استخدام شوند و پس از افتتاح کارخانه همگی در کارخانه بطور دائم استخدام شوند. آنچه که در شهر بابک اتفاق افتاد چيزی بيش از اين نبود. مردم در مقابل اين سياست مقاومت میکنند و همه تأسيسات دولتی شهر را تخريب میکنند.

در نظر داشته باشيم که قيمت مس در بازار جهانی ۳۰ درصد سقوط کرده و واردات مس بدون حقوق گمرکی آزاداست و اگر تأسيسات مس خاتون آباد بخواهند غير رقابتی عمل کنند امکان فروش محصولات خود را ندارند در هيچ کجای سياره زمين نيز پرسنلی که برای احداث يک کارخانه استخدام میشوند برای راهاندازی آن استخدام نمیشوند. اساسا تأسيسات مس خاتونآباد مدرن است و نياز به پرسنلی بسيار فنی و با تحصيلات بالا دارد و با سطح تحصيلات کارگران ساختمانی که در امر ايجاد ساختمان و تأسيسات توسعه استخدام شده بودند، تفاوت ماهوی دارند . البته مأموران دولتی نيز در مواجه بد عمل کردند اما سرپل اصلی ورود به بحث بايد منظر WTO و رقابتیتر کردن توليد باشد و نه حمايت از هر خواسته غيرمترقی در ساخت اجتماعی . اساسا اپوزيسيون خارج از کشور کسانی را که در مقابل آزادسازی اقتصاد در ايران مقاومت میکنند بعنوان مخالفين نظام ايران مورد حمايت معنوی قرار میدهد و اين شکل برخورد عملا آنها را در صف کسانی قرار میدهد که با پروسه جهانی شدن اقتصاد ايران، مخالفت میکنند نوع برخورد با التهاب شهر بابک در دهها مورد ديگر بوسيله اپوزيسيون خارج از کشورتکرار شده است .

۱۲-ما حصل کلام، اپوزيسيون خارج از کشور در اين باب، نوعا به فعال کردن احساسات خام در ساخت اجتماعی میپردازد .

۱۳-اپوزيسيون خارج از کشور ابتدا بايد نسبت به خود را با WTO تعريف کرده و هويت خود را بر اساس آن تعريف کند، در چنين صورتی بايد از منظر اقتصاد به باز توليد انديشههای خود بپردازند.

۱۴- ظاهرا بخشی از اپوزيسيون خارج از کشور از اينکه اعتراف کنند، اقتصاد ايران بيش از ۷۰ درصد با ضوابط WTO منطبق شده است اکراه دارند و اعتراف به آن را گونهای تأکيد عملکرد نظام موجود میدانند لذا به شدت از آن احتراز میکنند.

۱۵- ظاهرا، اپوزيسيون خارج از کشور محور تبليغاتی را بر يک نکته قرارد اده است، همه چيز در اقتصاد ايران بايد سياه معرفی شود در غير اين صورت بسيج کردن مردم بر عليه دولت، با دشواری روبرو میشود.

۱۶- محور اصاسی تبليغات اپوزيسيون خارج از کشور در باب اقتصاد ايران بر فساد مسئولين دولتی متکی است و تصور میکنند با بر ملا کردن آن اقتصاد ايران را تئوريزه کردهاند.

 

ساخت سياسی

۱- اگر ايران عضو WTO شود مجلس حق دارد فقط در ۵ حوزه آموزش، بهداشت، دفاع و امنيت ملی، فرهنگ و محيط زيست قانونگذاری کند و در بيرون از ۵ حوزه فوق مجلس نقشی کاملا تشريفاتی خواهد داشت. حال میشود ۵ مورد ديگر را نيز به آن اضافه کرد در بيرون از ده حوزه فوق مجلس و رئيس جمهور نقش تشريفاتی خواهند داشت. در بيرون از ده حوزه فوق جامعه عملا به سازوکار بازار و تعادلهای اجتماعی و طبيعی و نه قانونی و اداری واگذار میشود.

۲- اپوزيسيون خارج از کشور اساسا تصويری که از رئيس جمهوری و مجلس دارند تصويری حداکثری است . شرح وظايفی که اپوزيسيون خارج از کشور برای مجلس و رئيس جمهور قائل هستند با شرح وظيفه مجلس و رئيس جمهوری در ايران که عضو WTO باشد سازگار نيست.

۳- شرط عضويت ايران درWTO دولت حداقلی در اقتصاد ايران است و دولت حداقلی در اقتصاد به دولت حداقلی در سياست منجر میشود. نمیشود در اقتصاد و دولت حداقلی باشد و در سياست حداکثری.

۴- هيچ کدام از جريانات سياسی خارج از کشور ازآنگونه ساخت سياسی حمايت نمیکنند که متناسب با عضويت ايران در WTO باشد.

۵- میگويند ۵۰ سال است که ابتدا آينده در آمريکا ظهور میکند در کلام اپوزيسيون خارج از کشور نمیتوان آينده را در باب ساخت سياسی و اقتصاد ايران مشاهده کرد .

۶- اپوزيسيون خارج از کشور با تفکر فرا صنعتی و زير شاخه آن جهانی شدن اقتصاد مشکل دارند. اما سايت آينده نگر و سام قند چی از تفکر فرا صنعتی حمايت میکنند اما اين دو جريان نيز به محض اينکه مبحث از حوزه اقتصاد و جامعه فاصله میگيرد و وارد فاز سياست میشود به شدت از ساخت سياسی متناسب با عضويت ايران درWTO فاصله میگيرند. اين دو جريان دچار گونهای پارادوکس اند. در اقتصاد و جامعه، فراصنعتی فکر میکنند و در حوزه سياست، ضمن اينکه لعابی از تفکر فراصنعتی بر تحليلهای آنها رسوب دارد به طور قابل تشخيصی با تفکرات ماقبل اينترنتی حاکم بر ساخت اپوزيسيون خارج از کشور همنوا میشوند.

۷- ماحصل کلام اينکه در جريانات سياسی خارج از کشور حتی يک جريان سياسی وجود ندارد که به همان قوتی که از ساخت سياسی متناسب با اقتصاد بازار جهانی شده (با اقتصاد بازار متفاوت است) حمايت کند.

ناسيوناليسم و WTO

۱- از آقای شجاعالدين شفامی پرسيدند چند سال داريد و ايشان میگويند ۲۵۰۰ سال، اگر از من پرسيده شود چند سال داريد خواهم گفت ۸سال، چون ظاهرا فقط ۸ سال از تشکيل WTO گذشته است. اختلاف ۲۴۹۲ سال است.

۲- اقتصاد ايران به ميزان ۷۰ درصد در اقتصاد جهان ادغام شده است و اگر آينده مثل گذشته باشد، ۳۰ درصد مسير جهانی مانده نيز درکوتاه مدت طی خواهد شد. با ادغام اقتصاد ايران در اقتصاد جهانی از ناسيوناليسم چه باقی میماند؟

۳-آيا ممکن است اقتصاد ايران در اقتصاد جهانی ادغام شود و ناسيوناليسم به شکل ماقبل اينترنتی آن همچنان امکان دوام و بقا داشته باشد؟ آيا ممکن است اقتصاد ايران در اقتصاد جهان ادغام شود و بر ساخت سياسی آن تأثير نگذارد؟

 

ناسيوناليسم

۱- آرايش سياسی نيروها در ايران آينده بر چه اساسی استوار خواهد بود؟ آيا ناسيوناليسم میتواند در ايران جهانی شده شاکله و انضباط فکری جريانات سياسی را نمايندگی کند؟

۲- با عضويت ايران در WTO حداقل ۵ ميليون نفرايرانی شغل خود را از دست میدهند. اگر خانواده آنها را سه نفر در نظر بگيريم ۱۵ ميليون نفر خواهند بود يعنی چيزی حدود ۴۰ درصد جمعيت شهری و اين اتفاق طی ۵ سال آينده رخ خواهد داد.

۳- قيمت بيش از ۸۰ درصد محصولات کشاورزی ايران بين ۳۰ تا ۳۰۰ درصد از کشورهای همسايه و يا بازارجهانی گرانتر است و قيمت گوشت قرمز و سفيد درايران۵/۲ برابر بازار جهانی است. واردات مواد غذايی و دامی به ورشکست شدن ميليونها نفر روستايی خواهد انجاميد. بخش قابل ملاحظه از کشاورزان ايران قربانی بزرگ پروسه جهانی شدناند. اينها به صف مخاليفين فرايند موجود خواهند پيوست. جامعه روستايی که بزرگترين بازنده فرايند موجود است در مقابل فرايند جهانی شدن مقاومت خواهد کرد سرمايه داری ملی کشاورزی ايران در مقابل عوارض جهانی شدن پايداری سنگينی خواهد داشت.

۴- بيش از ۷۰ درصد کارخانجات موجود در شهرکهای صنعتی ايران به سبب عدم توانايی در رقابت با صنايع خارجی در وضع موجود تعطيل شده است. سرمايه داری ملی صنعتی ايران که آسيبهای جدی از فرايند جهانی شدن اقتصاد خواهد خورد در وضع موجود هيچ جريان سياسی منافع آنها را نمايندگی نمیکند. سرمايهداری صنعتی ايران جريان سياسی خاص خود را ايجاد خواهد کرد. طی سه سال آينده با تشديد رقابت ناشی از جهانی شدن اقتصاد حداقل ۴۰ درصد صنايع موجود در ايران تعطيل میشوند. پرسنل صنايع ايجاد شده و صاحبان سرمايه آن به صف مخالفين جهانی شدن اقتصاد ملحق خواهند شد.

۵- از سال ۱۳۸۲ به مدت ده سال ساليانه ۸/۱ ميليون نفر به سن ۲۴ سالگی میرسند يعنی فرصت اشتغال میخواهند اما بضاعت اقتصاد ايران تنها در سطحی است که حداکثر برای ۸۰۰ نفر از آنها اشتغال ايجاد میکند. ساليانه يک ميليون نفر به لشکر بيکاران افزوده میشود، اگر ۶/۳ ميليون نفر بيکاران موجود را نيز به بيکاران آينده اضافه کنيم و ۵ ميليون از شاغلين موجود را که طی ۳ تا ۵ سال آينده شغل خود را از دست میدهند به آنها اضافه کنيم، لشکر بيکاران و کسانی که هيچ چيزی برای از دست دادن ندارند، مهمترين جريان سياسی آينده خواهد بود.

۶- بر بنياد نکات فوق ، آسيب ديدگان از پروسه جهانی شدن يعنی سرمايه داری ملی در دو حوزه کشاورزی و صنعت به اضافه لشکر بيکاران بدنه اپوزيسيون آينده را تشکيل خواهند داد. آرايش قديمی سياسی در ايران در آينده تغيير خواهد کرد. نيروی مخالف و موافق جهانی شدن در مقابل هم صف آرايی خواهند کرد.

۷- شعارهايی که در طی ۵ سال آينده توان بسيج کننده سياسی در ايران خواهد داشت، ايجاد کار و يا پرداخت بيمه بيکاری به لشکر بيکاران ، حمايت از شاغلين که فرصت شغلی خود را از دست میدهند و حمايت از سرمايههای صنعتی و کشاورزی رو به زوال خواهد بود.

۸- بر بنياد مطالب فوق، ناسيوناليسم با تأکيد بر خون، نژاد و تاريخ فاقد توان بسيج کنندگی در سطح ملی خواهد بود.

۹- اما گونههای ناسيونالسيم اقتصادی برای دفاع از منافع آسيب ديدگان ناشی از پروسه جهانی شدن اقتصاد شکل خواهد گرفت . اما جوهره اين ناسيوناليسم، تأکيد بر افتخارات تاريخی و عرب و عجم کردن مسائل نيست. ايدئولوک چنين ناسيوناليسمی فردوسی و کوروش نيست بلکه تيمهايی هستند که برای دفاع از منافع توليد کنندگان ايران در مقابل ورود کالاهای خارجی به چانهزنی خواهند پرداخت. جوهره ناسيوناليسمی که اپوزيسيون خارج از کشور و بالاخص گروههای سلطنت طلب بر آن تأکيد میکنند دارای گونهای مرزبندی سياسی و اجتماعی با تأکيد بر تاريخ ايران است اما جوهره ناسيوناليسمی که شکل خواهده گرفت اولا فاقد سابقه و نمونه تاريخی است و ثانيا شاکله آن دفاع از منافع اقتصادی توليد کنندگانی است که با جهانی شدن بازنده خواهند شد. اپوزيسيون خارج از کشور از اين منظر به ناسيوناليسم اقتصادی عنايتی ندارد.

۶- عصر ناسيوناليسم با تأکيد برهويت تاريخی در ايران به پايان رسيده است و شعارهايی در اين چارچوب فاقد توان بسيج کنندگی در سطح ملی خواهد بود.

 

جهانی شدن

۱- بخشی از اپوزيسيون خارج از کشور پروسه جهانی شدن را پذيرفته است و بر اين بنياد به نقد پديدههامیپردازند سايت آيندهنگر و سام قندچی در اين زمرهاند، ديدگاههای اقتصادی و اجتماعی اين جريانات با فرهنگ ديجيتال و WTO سازگار است اما تحليلهای سياسی آن در درون گفتمان نيست تحليلهای سياسی آنها فاقد ديالوگ و تعامل به بحثهای اقتصادی و اجتماعی آنهاست.

اين جريانات به تغيير آرايش نيروها و اثر جهانی شدن واقف نيستند به صورت بسيار واضح و صريح در اپوزيسيون خارج از کشور حتی يک جريان فکری وجود ندارد که از ساخت سياسی متناسب با اقتصاد جهانی شده حمايت کند.

مشکل اصلی

۱-اصلیترين شکل اپوزيسيون خارج از کشور اين است که نمیداند ۷۰ درصد اقتصاد ايران با ضوابط جهانی شدن اقتصاد منطبق شده است و ۳۰ درصد باقيمانده طی دوتا ۵ سال آينده به اقتصاد جهانی خواهد پيوست به عبارت ديگر اقتصاد ايران در حال جذب و هضم در اقتصاد جهانی است .

۲- به محض اينکه مسئله اقتصادی در ايران مطرح میشود، بلافاصله فساد مالی در حاکميت مطرح میشود و با طرح فساد مالی در حاکميت اين تصور ايجاد میشود که بحث خاتمه يافته است. با اين شيوه اپوزيسيون خارج از کشور هر مسئله اقتصادی در ايران را تنها با يک جمله پاسخ میدهد. با مطرح شدن فساد در حاکميت ايران تصور میکنند که به همه اطلاعات در باب موضوع اصلی بحث دست يافتهاند. در عين حال اين شيوه پاسخ دادن آچار فرانسهايست که با آن میتوان هر قفلی را باز کرد. هر مسئله اقتصادی و تا هر ميزان که فرد به آن مسلط نباشد، به کمک اين شيوه قابل پاسخ دادن میشود و اين گونهای ساده کردن جريان پيچيده واقعيت است.

۳- آن بخش از اپوزيسيون که از پروسه جهانی شدن اقتصاد حمايت میکند، در بحثهای سياسی خنثی عمل میکند و اين عميقا قابل انتقاد است. جهانی شدن اقتصاد در ايران تعدادی برنده دارد و شماری بازنده. اپوزيسيون خارج از کشور که جهانی شدن اقتصاد را قبول دارد بايد روشن کند که از منافع برندگان حمايت میکند و يا بازندگان. مشکل لشکر بيکاران را میخواهند چگونه حل کنند؟ چگونه میخواهند اشتغالی در ايران ايجاد کنند که قابل رقابت در سطح جهانی باشد؟ از منافع سرمايهداری ملی صنعتی و کشاورزی ايران چگونه میخواهند حمايت کنند؟ و اساسا آيا حمايت را مثبت ارزيابی میکنند؟ گونهای حمايت بیشکل از پروسه جهانی شدن بدون موضعگيری نسبت به برندگان و بازندگان، عميقا قابل انتقاد است.

۴- ماهيانه اقتصاد ايران به ميزان ۳ درصد در حال انطباق با ضوابط جهانی شدن اقتصاد است؟ اپوزيسيون که جهانی شدن را قبول دارد آيا اين سرعت را مناسب ارزيابی میکند؟ آيا اين سرعت بيش از حد پر شتاب ارزيابی نمیشود! جريانات فوق اساسا پاسخی برای اين سؤالات ندارند. با بيان فاسد بودن مسئولين ظاهرا همه مسائل پاسخ خود را پيدا میکند.

۵- اپوزيسيونی که پروسه جهانی شدن را پذيرفته است، بايد نشان دهد در چه حوزههايی متعقد است جهانی شدن به زيان منافع ملی ايران است و بايد از توليد کنندگان داخلی در مقابل موج جهانی شدن حمايت کند.

 

حرف آخر

۱- همه مطلب يک جمله است، موافقين پروسه جهانی شدن به يک جمله بسنده میکنند و فاقد موضعگيری جزء به جزء در باب مسائل مبتلا به در باب بومی شدن پروسه جهانی شدن اقتصاد در ايران هستند .

۲- آرايش سياسی اپوزيسيون خارج از کشور در درون گفتمان ناشی از جامعه موج سوم تنفس نمیکند و اين در حالتی است که اقتصاد ايران در بيشاز ۷۰ درصد موارد در درون گفتمان WTO تنفس میکند و بعضا دچار تنگی نفسهای مزمن شده است.

۳- اپوزيسيون خارج از کشور تئوری اقتصادی ندارد،و اگر در مواردی تئوری اقتصادی وجود داشته باشد نمیتواند ساخت سياسی متناسب با تئوری اقتصادی را تعريف کند.

۴- اقتصاد ، جامعه و سياست در ايران به سرعت در حال جذب و هضم در پروسه جهانی شدن اقتصاد است.اپوزيسيون خارج از کشور به سرعت از روندتحولات کشور عقب افتاده است

۵-ساخت سياسی وساخت اجتماعی ايران رفتاری دورويه دارد ايرانيان شب خودرا با اصلاح لبان آغاز می کنندوزندگی خودرا با محافظه کاران تنظيم می کنندبعضا ايرانی برای اينکه دو قدم به عقب بردارد مناسب ترين استراتژی برای برداشتن دوگام به عقب را برداشتن يک گام به جلومی داند.ساخت اجتماعی ايران در گفتار طرفدار چپ راديکال است يعنی خواستار تغيير ناگهانی وفوری همه چيز است امادرعمل به شدت محافظه کار است يعنی طرفدار حفظ وضع موجود است ايرانی شخصييتی چند لايه دارداين شيوه از ساخت اجتماعی به ساخت سياسی تسری می يابد

۶-ايران جديدی درحال متولد شدن است .دنيای تازه ای نه که ممکن ،که در راه است .نهالی آن زير مير ها داردقد می کشد ومی خواهد به هر جان کندنی خود را به سطح زمين برساندواين نکته ايست که اپوزيسيون خارج از کشور به آن عنايتی ندارد.اپوزيسيون در درون گفتمان تنفس نمی کند