آقاي
محمد رضا خاتمي
بدنبال کدام «فرانکو»
هستيد؟
«فرانکو»ی ايران، حکومت مذهبی است
احمد آزاد
ahmadazad@noos.fr
محمد رضا خاتمي، دبير اول «جبهه
مشارکت» و نماينده مجلس ششم، در مصاحبه اي با مجله امريکايي نيوزويک، در مقابل اين
سوال که سيستم سياسي ايران چگونه اصلاح خواهد شد، پاسخ مي دهد: با مرگ
«فرانکو»!! وي مي گويد: « برخي از افراد
معتقدند که تنها راه باقي مانده خشونت و انقلاب است، اما ما موافق نيستيم اگر ما
خود و پشتيبانان خود را بهتر سازماندهي کنيم، متعصبين به آرامي کنار مي کشند. چيزي
مثل مدل اسپانيا که فرانکو تا آخرين روز زندگيش به عنوان يک ديکتاتور شناخته شد،
اما پس از مرگ وي، جامعه به قدري تغيير کرد که اصلاحات جان گرفت و نظام بدون هيچ
خونريزي دموکراتيک شد ما بايد به چنين مدل هايي نگاه کنيم و مثل آنها گام
برداريم.». محمد رضا خاتمي اما نمي گويد که «فرانکو»ي ايران کيست؟
سال ها پيش، زماني که هنوز خميني
زنده بود، بسياري بر اين باور بودند که با مرگ خميني، شيرازه حکومت اسلامي در هم
خواهد ريخت و با ضعيف شدن عناصر مذهبي حکومت، که نفوذ خميني را ندارند، جامعه به
سوي دمکراسي و آزادي گام برخواهد داشت. خميني مرد و رژيم به حيات خود ادامه داد.
اين خوش باوران درک نکرده بودند که خميني پايه گذار و نماينده سيستمي بود که توان
بازتوليد «رهبر» را به راحتي دارد. سيستمي که بر قوانين مذهبي و دستگاه آن متکي
است و نه بر نظر و اراده مردم. اين خوش باوران فکر مي کردند که حکومت اسلامي ادامه
يافته است. چرا که خميني بين مردم محبوب است و اگر خميني بميرد ، حکومت اسلامي هم
با وي خواهد مرد. خميني مرد و حکومت مذهبي ادامه يافت.
حکومت مذهبي ايران يک سيستم است و
به فرد خاصي متکي نيست. دستگاه روحانيت، هم تئوري پرداز است و هم مجري. «فرانکو»ي
ايران فرد نيست، بلکه يک نظام حکومتی مذهبي است. اين مجموعه است که قدرت را
دراختيار گرفته و هرگز به اختيار خود، از آن دست نخواهد کشيد. اتفاقا محمد رضا
خاتمي به خوبی از اين موضوع با خبر است. چرا که در پاسخ اين سوال که «آيا متعصبين
ايران حاضر به گفتگو هستند؟» جواب مي دهد که آنها زبان زور را بهتر از هر چيز ديگر
مي فهمند!! وی مي گويد:« زماني که متعصبين احساس خطر کنند، معقول مي شوند. ما مثال
هاي متعددي از اين امر داريم. مسئله هسته اي يکي از نمونه هاي آن است که نشان داد
متعصبين کاملا ايدئولوژيک نيستند و حاضر نخواهند بود که براي يک موضوع به زندگي
خود پايان دهند.». آخوندها زبان زور را خوب مي فهمند، محمد رضا خاتمي هم زبان زور
را مي فهمد. اصلاح طلبان هم زبان زور را مي فهمند. اما خوب هم مي فهميدند که کاربست زبان زور،
بازي با آتش است، و بقول خاتمي ممکن است «جامعه از هم بپاشد»، يعني اينکه حکومتي
مذهبي را با خطر فروپاشي مواجه کند.
زبان زور الزاما زبان خشونت و جنگ
نيست. زبان زور، زبان قدرت است و هيچ قدرتی بالاتر از قدرت مردم نيست. چهار سال پيش
محمد رضا خاتمي و ديگر همفکران اصلاح طلب ايشان، با راي چند ميليون مردم، به مجلس
ششم راه يافتند. د راين مدت، نه محافظه
کاران و اقتدارگرايان و نه قوانين تغييری نکرده است. اما يک چيز در اين چهار سال
تغيير کرد و آن عدم حمايت مردم از اصلاح طلبان بود. آخوند ها زبان زور را خوب مي
فهمند. آن زمان که حمايت مردمي پشت سر اصلاح طلبان بود، کوتاه آمدند و معقول شدند
و همين شوراي نگهبان فعلي، صلاحيت اينان را آن زمان تائيد کرد. ولی با از دست دادن
اعتماد مردم، حمايت آنها را نيز از دست دادند، زورشان کم شد و جناح مقابل بي هيچ
نگراني آنها را اين بار قلع و قمع کرد.
آخوند زبان «زور» مردم را خوب مي
فهمد. اصلاح طلبان در دوم خرداد 1376 با «زور» مردم به قدرت رسيدند. ولي از وحشت
فروپاشی نظام، «زور» حامي خود را در پاي منبر «مصلحت نظام» قرباني کردند. اکنون
بدون هيچ «زور»ي مي خواهند نقش اپوزيسيون قانوني را بازي کنند. بايد از محمد رضا
خاتمي پرسيد: آن زمان که در حکومت بوديد و «زور» پشت سر شما بود، چه کرديد که
امروز بدون «زور» مي خواهيد در مقام اپوزيسيون
انجام دهيد؟ به اميد اصلاح حکومت
اسلامی، منتظر مرگ کدام فرانکو نشسته ايد؟
«فرانکو»ي ايران خميني نبود، خامنه
اي نيز نخواهد بود. «فرانکو»ي ايران حکومت مذهبي است. تا اين حکومت برقرار است،
اوضاع بر همين منوال خواهد بود. مرگ حکومت مذهبي، مرگ « فرانکو»ي ايران خواهد بود.
شما خواهان مرگ «فرانکو» ي ايران نيستيد. بيهوده وقت خود را تلف نکنيد.