جامعه اي رها شده به حساب خود
پس از شکست اصلاح طلبان , جامعه در مقابل
نهادهاي مذهبي تنها مانده
ژان پير پرن
ليبراسيون , جمعه 20 فوريه 2004
برگردان : سيامند
زلزله ويرانگر بم نشانگر ميزان بي
اعتمادي مردم ايران به رژيم بود . ماه دسامبر گذشته , درميان کساني که قصد ياري رساني
به بازماندگان [ زلزله ] را داشتند , بسيار کم بودند کساني که کمک هاي اهدايي خود
را در اختيار نهادهاي امدادرساني جمهوري اسلامي قرار دهند . آنها نهادهاي مستقل از
نوع کميته بين المللي صليب سرخ , يا برنده جايزه نوبل صلح شيرين عبادي را ترجيح مي
دادند . بي اعتمادي اي که شامل همه ي اردوگاه هاي حاضر در صحنه ي سياسي ايران مي
شد . تا جايي که گاهي از خود مي پرسيم که
آيا محافظه کاران واقعا براي برنده شدن در انتخابات اخير نيازي به اين «
کودتاي پارلماني » , با راي بر عدم صلاحيت حدود 2300 نفر از کانديداهاي اصلاح طلب
, داشتند ؟ بالطبع صاحبان حق راي اشتياقي براي راي دادن به کانديداهايي که در دو
انتخاب رياست جمهوري و يک انتخاب مجلس , در تداوم راه محمد خاتمي آنان را با وعده
هايي که هرگز عملي نشد , فريفته اند , ندارند . اصلاح طلبان خيلي دير به فکر
ايستادگي بر مواضعِ خود افتادند . 70 نماينده مجلس که براي اعتراض به روند رخدادها
در جريان انتخابات پارلماني استعفاي خود را تقديم کرده اند , روز چهارشنبه پاي
نامه ي بي سابقه اي را امضا گذاشتند , که به خود جرئت داد و نقش رهبر را در بحران
کنوني زير سئوال برد , [ نامه اي که ] راه زندان را بر آنان گشود ؛ اما [ اين
نمايندگان ] براي اين کار همچون قهرمانان
ملي مورد استقبال عمومي قرار نگرفتند . چيزي که يک يا دو سال پيش از اين حتمي بود
. دوره ي اصلاح طلبان به سر آمده است . آنها در بي تفاوتي کامل ملي و بين المللي
از ميان برداشته خواهند شد . محافظه کاران که خاتمي را به زانو درآورده اند , با
اين انتخابات آخرين سنگر قواي سه گانه را که در دست نداشتند , نيز قبضه خواهند کرد
. به اعتقاد يک تحليل گر ايراني« رهبر , علي خامنه اي , در جريان دو دوره ي
پيشين متوجه شد که امکان لغزش موجود است , او ديگر خواستار ادامه ي اين وضعيت نيست
. او خواهان پارلماني است که خودش اعضاي آن را تعيين کرده باشد » .
ايران اسلامي فصل چهارم تاريخِ
کوتاه خود را آغاز مي کند : بعد از جوشش دوران خميني ؛ بازسازي تکنوکراتيکِ
غيرممکنِ تحت کفالتِ رئيس جمهور پيشين رفسنجاني ؛ شبحِ « دمکراسي ديني » موعظه شده
توسط خاتمي ؛ نوعي سلطنت اسلامي آغاز مي شود , که قدرت و منافع اقتصادي در دست مقامات
مذهبي متمرکز مي شود . بطور مثال پاسداران انقلاب نيروي نظامي اي که به همان ميزان
که از قدرت نظامي بهره برده , صاحب قدرت اقتصادي نيز هست .
با حاکميتي که از جامعه ي مدني رو
مي گرداند , [ جامعه ي مدني ] مي بايست با تاسي به پرچمدارش , شيرين عبادي , روي
پاي خود بايستد . او نخواهد توانست انتظاري از جامعه ي بين الملل , که مسرور از
حذف و نابودي اصلاح طلبان است , داشته باشد . قراردادهاي کلان درراهند , و مذاکره
در زمينه ي سوژه هايي خاردار مثل سلاح اتمي , و القاعده با محافظه کاران آسان تر
است . آنها همان هايي هستند که از مدتها پيش از اين سرنخ قضايا را در اختيار
داشتند .