پيش بينی شمسالواعظين از آينده تحولات سياسی در ايران؛
محافظه کاران تکليف روشن و آينده ای تاريک دارند
مجمع تشخيص مصلحت به مجلس سنا و
مجلس شورا به مجلس مشورتی تبديل خواهد شد
ماشاالله شمس الواعظين در ميزگرد آينده تحولات سياسی در ايران، گفت: به دليل
تسلط محافظهکاران بر نفت و حوزه دفاعی در ايران اين
امکان وجود دارد که غرب بر سر منافع خود در منطقه با محافظه کاران سنتی ايران به
توافق کامل برسد.
به گزارش خبرنگار ايلنا، سخنگوی انجمن دفاع از
آزادی مطبوعات افزود: ترديد جدی دارم که امريکا تا اطلاع ثانوی طرفدار واقعی
دموکراسی در ايران باشد.
اين روزنامه نگار گفت: معدل دموکراسی در ايران
بسيار بالاتر از معدل دموکراسی در کشورهای همسايه است و سر نخ کنترل همه تحولات در
دست محافظهکاران است و به دليل منافع مشترک هر
سياستمدار واقعنگری متمايل به مرکزيت و قطب قدرت در کشور
میشود.
وی افزود: علايق امريکا در عراق و مشکلاتی که
امريکا پس از دخالت در اين کشور دارد، همچون موضوع شيعيان عراق که تحت تاثير آيتالله
سيستانی قرار دارند، آمريکا را وا میدارد تا با
محافظهکاران ايران که ارتباط موثری با آيتالله
سيستانی دارند به توافق برسند.
شمسالواعظين تسلط
بر فرآيند توليد، اکتشاف، استخراج و بازاريابی نفت و همچنين تسلط بر سياستهای
دفاعی را از جمله موارد مثبت برای توافق ميان غرب و محافظهکاران
دانست و از موضوع سياستهای اقتصادی و
تفاوتهای ايدئولوژيک به عنوان موانع اين اتحاد ياد کرد.
به گفته وی، محافظهکاران ناگزير
از تغيير نگاه به سياستهای اقتصادی خود هستند و در موضوع تفاوتهای جدی ايدئولوژيک
در اين اتحاد نيز تسامح خواهند کرد.
شمسالواعظين سپس
به مصاحبه يکی از سران محافظهکار با
روزنامه فرانسوی لوفيگارو به عنوان دلايل بروز اين تسامح ايدئولوژيک ياد کرد که
گفته بود: «ما لای کتاب را میبنديم».
اين روزنامهنگار تاکيد
کرد: در دوران تصدی اصلاحطلبان، محافظهکاران
علاوه بر در اختيار داشتن تمام ابزارهای قدرت و ثروت، به راحتی با ابزارهای تبليغی
و رسانهای خود به انتقادات جدی و حتی توهين به
اصلاحطلبان پرداختند .
به اعتقاد وی در دوره محافظهکاران
بهار مطبوعات آزاد، پارلمان مستقل و آزادی بيان در جامعه به اتمام خواهد رسيد و
اصلاحطلبان فاقد سلاح تبليغی موثر خواهند بود و
محافظهکاران رسانهها را به صورت
يک طرفه مديريت خواهند کرد.
سردبير روزنامه توقيف شده جامعه گفت: برخلاف اصلاحطلبان
که آينده روشن و تکليف تاريک و مغشوشی دارند، محافظهکاران آينده
تاريک و تکليف روشنی دارند.
به اعتقاد شمسالواعظين، به
هر حال محافظهکاران در حوزه قدرت دچار چالشهای جدی میشوند
و انشقاقهای جدیتری خواهند داشت و جدال
بين آقازادهها به سمت اقتصاد صنعتی جهت گيری کرده و
ميان محافظهکاران طرفدار اقتصاد بازار، اختلاف نظرهای
شديدتری رخ خواهد داد.
وی افزود: چالشهای جدی محافظهکاران
سنت گرا در حالی صورت میگيرد که اين
گروه در سالهای گذشته پس از دوم خرداد به توليد فکر و انديشه نپرداختهاند
و همين موضوع آنان را به لحاظ تئوريک دچار مشکلات جدیتری خواهد
کرد.
اين روزنامه نگار سپس به تمايزات محافظهکاران
و اصلاحطلبان در حوزه تاکتيک و استراتژی پرداخت و
گفت: استراتژی اصلاحطلبان بيمه کردن نظام سياسی
بود ولی در تاکتيک طوری عمل کردند که در ساخت چالش برانگيز قدرت شائبه مخالفت با
نظام را به ذهن متبادر می کرد.
وی ابراز عقيده کرد: برخلاف اصلاحطلبان
آنچه که از عملکرد محافظهکاران بر میآيد،
استراتژی نابودی نظام است ولی در تاکتيک گويی به دنبال حفظ نظام هستند.
شمسالواعظين سپس به پيام تبريک خاتمی در سی و
سومين شماره روزنامه جامعه اشاره کرد که طی آن خاتمی خواسته بود تا «مطالبات مردم
را در بدنه اجتماعی مطرح کنند» و سپس ادامه داد: ما اعلام کرديم نگران به هم ريختن
ظرفيتهای موجود اجتماعی در ساخت قدرت هستيم زيرا ظرفيتهای اجتماعی
فراتر و ظرفيتهای ساخت قدرت فروتر هستند و همين موضوع
منجر به عدم توازن اجتماعی خواهد شد که فضای چالش برانگيزی پديد خواهد آورد.
اين روزنامهنگار افزود:
اصلاحطلبان در تاکتيک نبايد به گونهای
عمل میکردند که در ظاهر نظام سياسی را تهديد کند
و از انتقال وحشت به نيروی رقيب بايد پرهيز میکردند.
شمسالواعظين سپس توصيه کرد: اصلاحطلبان
در رويکرد بازگشت خود به بدنه اجتماعی در جستجوی پيوند جدی با بخشهای توليد ثروت و
قدرت باشند.
وی گفت: لازمه اين کار تغيير نگرش جدی در بنيادهای
فکری اصلاحطلبان است که عمدتا خواستگاه چپ سنتی و
مدرن دادند.
شمس الواعظين افزود: به هر حال اصلاحطلبان
برای بازگشت درباره به ساخت قدرت نياز به گروههای حامی جدی دارند و نبايد بازگشت
به بدنه اجتماعی را يک شعار توخالی تلقی کنند و بايد به لوازم آن کاملا پایبند
باشند.
تحليلگر مسائل اجتماعی و سياسی گفت: اصلاحطلبان
اگربه لوازم اصلاحطلبی و رفروم پایبند
باشند، بايد در ميان طبقات موجود مولد ثروت و قدرت به دنبال طبقه حامی بگردند و
هرگونه ائتلاف ميان خرده بورژوازی و طبقات متوسط با اصلاحطلبان
راديکاليسمی پديد میآورد که به انقلاب میانجامد
و مطمئنا بهرفورميسم و اصلاحطلبی ختم نمیشود.
شمسالواعظين سپس
به تحولات مربوط به انتخابات که طی آن محافظهکاران به ساخت
تصميمگيری نظام بازگشتند اشاره کرد و گفت: صرف
نظر از بیقاعدگیهايی که در
جريان انتخابات پيش آمد، مجلس ششم را نقطه
عطفی در تاريخ ايران میدانم، زيرا
مجلس ششم آخرين دوره نظام پارلمانی در ايران مطابق آموزههای نظامهای
جهانی میدانم.
وی گفت: پس از مجلس ششم ما وارد يک فضای مجلس
مشورتی شدهايم که پيشتر آقای هاشمی
رفسنجانی در گفت و گو با شبکه چهارم سيما به آن اشاره کرده بود.
شمسالواعظين
ادامه داد: در آن مصاحبه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام تاکيد کرده بود؛ از
اين پس مجلس در چارچوب سياستهای کلی نظام
که از سوی رهبری و مجمع تشخيص مصلحت نظام بررسی میشود، فعاليت
خواهد کرد.
شمسالواعظين با
بيان اين نکته که مجلس ششم به دليل تبديل شدن به مرکز تزاحمهای
سياسی و انتقال مطالبات از بدنه اجتماعی آقايان را به اين نتيجه رساند که مزاحمتهای
پارلمانی، آينده مخاطره آميزی برای ساخت قدرت دارد، گفت: محافظهکاران
به اين جمعبندی رسيدند و برچيدن بساط پارلمان و
جايگزينی آن با يک مجلس مشورتی را در دستور کار قرار دادند.
وی دلايل مخالفت با چنين مجلسی را اين گونه بيان
داشت: ۱- تصويب لوايح و طرحهايی که با خواست نظام سياسی مغايرت داشت. ۲- نطقهای
آتشين نمايندگان که عملکرد نهادهای انتصابی را هويدا میکرد. ۳-
درگيریهای مداوم با نهادهای قضايی و عيان کردن
برخورد اين نهاد با نهادهای مدنی ۴- تحقيق و تفحص از نهادهای تحت امر رهبری ۵-
برقراری ارتباط با اپوزيسيون خارج از حکومت.
به گفته اين تحليلگر ظرفيتهای
نظام بالاتر نرفته بود و اين در حالی بود که برای اولين بار در تاريخ ايران
مطالبات مجلس به شدت از ظرفيتهای سياسی نظام
فراتر رفته بود.
شمسالواعظين
افزود: نظام سياسی به اين فکر افتاد که با پارلمانی از اين دست نمیتواند
کار کند و به همين دليل از طريق دوپينگ سياسی (نظارت استصوابی) به گروههای مخالف
اصلاحات انرژی تزريق کرد تا پارلمان را فتح کنند.
شمسالواعظين گفت:
به نظر من مجمع تشخيص مصلحت تبديل میشود به يک
مجلس سنا و مجلس شورای اسلامی نيز تبديل به يک مجلس مشورتی خواهد شد و اين گمانه
زنی نيست، بلکه قطعا تحقق خواهد يافت.
تحليلگر مسائل سياسی و اجتماعی سپس به تحولی تازه
در ساخت سياسی ايران اشاره کرد و گفت: به نظر من بافت مديريتی کشور از روحانيت به
غير روحانی تغيير میکند زيرا به دليل قرار
داشتن روحانيت در موقعيت اجتهادی بين سران حکومت که روسای روحانی داشتند، اختلاف
نظرهای جدی بروز میکرد و همين موضوع شکافهای
مخاطرهآميزی در ساخت سياسی بوجود میآورد
و به همين دليل گرايش جديدی در مديريت کشور بوجود آمده است و آن هم استفاده از
نيروهای مقلد به جای نيروهای مجتهد در سطوح مديريت کلان است.
شمسالواعظينادامه
داد: روحانيت برای ايفای نقش دوگانه در قدرت دستخوش مشکلات زيادی شده است، چون از
يک طرف نمايندگی دين را دارد و از طرف ديگر میخواهد کار
سياسی و سکولار در جامعه انجام دهد و همين موضوع شان دينی
روحانيت را کاهش میدهد.
به گفته وی روحانيت در رويکرد جديد نقش نظارتی خود
را تقويت خواهد کرد و بسترهای اجرايی را
به غير روحانيون واگذار میکند و در
انتخابات آينده رئيس جمهوری نيز اين نظريه تاييد خواهد شد.
اين تحليلگر گفت: اکنون روند جذب روحانيون به ساخت
قدرت توسط مردم رو به کاهش است و به همين دليل تصميم به حضور در نهادهای نظارتی
گرفتهاند.
وی در ادامه تحليل انتخابات مجلس، به نشانههای
ديگری همچون ورود نظاميان و مشخصا بازنشستگان سپاه در انتخابات اشاره کرد و
اينگونه تحليل کرد: انتخابات نشان داد سپاهيان قديمی از شهرهای مختلف وارد مجلس
شدهاند و اين حرکت بسيار برای مطالعات اجتماعی
جالب توجه است.
به اعتقاد وی صرف نظر از مشکلات اجرايی اين حضور،
اين برنامه الگويی جديد از جذب حاملان جدی را همچون مدل دموکراسی ترکيه در پی
خواهد داشت.
شمسالواعظين
افزود: از اول انقلاب تاکنون نظام سياسی از فقدان طبقه حامل جدی و وفادار رنج میبرده
است و به نظر میرسد روحانيت در موقعيت
گروه حامل فراگير به دليل نداشتن موقعيت طبقاتی مسلط، نتوانسته پشتوانه قدرت قرار
گيرد.
اين تحليلگر سياسی و
اجتماعی که در جمع کارشناسان خبرگزاری جمهوری اسلامی ،ايرنا، سخن میگفت،افزود:
سوق دادن نيروهای بسيج و سپاه به فعاليتهای اقتصادی
در حوزه نفت و دفاعی که محافظهکاران هرگز
اجازه ورود اصلاحطلبان را به اين حوزهها ندادند، دليل اصلی اثبات چنين تحليلی
است.
به گفته وی، اگر مثبت به اين پديده نگاه شود، چيزی
شبيه مدل ترکيه در ايران روی میدهد که
نظاميان بازنشسته در ارکان قدرت مینشينند و از
موضع مدرنسيم دفاع میکنند.
به اعتقاد وی، سپاه میتواند اين
وظيفه را به خوبی انجام دهد، زيرا عنصر وفاداری آنها از عرصه نظامی به عرصه سياسی
گسترش میيابد.
به اعتقاد اين روزنامهنگار،
قرارگرفتن سپاه در اين موقعيت جديد اگرچه دارای امکانات مناسبی است اما با موانعی
نيز همراه است.
شمسالواعظين
افزود: سپاه در بنيه دفاعی کشور ابتکار عمل دارد ولی نسبت آنها با موضوع نفت و
سياستهای اقتصادی نامشخص است و همچنين نسبت اين نيروهای حامل جديد با مفاهيم حقوق
بشر و دموکراسی نيز بايد روشن شود.
به باور وی در صورتیکه سپاه با
رويکردهای دموکراتيک نسبت مثبتی برقرار کند، گروه حامل سپاه و نظامی میتواند
ريشه دواند در غير اينصورت استحاله میشود و در
جريان مبارزات دموکراتيک ذوب خواهد شد و دوباره بحران گروه حامل برای نظام باقی
خواهد ماند.