جمعه ۱۵ اسفند ١٣٨٢ – ۵ مارس ٢٠٠۴

 

 

نقد شکست جبهه دوم خرداد

خاتمی اولين رئيس جمهور تشريفاتی ايران بود.

آنچه که در ايران به بنبست رسيده است، اصلاح طلبان نيستند، جهت نگاه افکار عمومی به شأن و جايگاه دولت است. مردم دولتی حداکثری میخواهند مردم دولتی میخواهند که به گردش يک قلم مسائل مبتلا به مردم را حل کند. حل مسائل مردم به پول احتياج دارد، و پولی در کار نيست.

جهانی شدن مثل بيماری ايدز میماند. اقتصاد ايران به ميزان بيش از ۷۰ درصد يا سيستم جهانی شده منطبق شده است و ساخت سياسی آن نيز در حال جذب و هضم تغييرات مورد نظر است .

جبهه دوم خرداد تفکری ماقبل جهانی شدن است. لذا در آينده سياسی ايران نقشی نخواهد داشت .

طی ۴ سال آينده ساخت سياسی ايران، در جهت انطباق با ضوابط جهانی شدن، گامهای بلندی برخواهد داشت.

 

از:محمد حسين اديب

 روزنامه اعتماد

 

۱- سؤال شاخص يک نکته است، پس از شکست جبهه دوم خرداد چه خواهد شد؟

۲- به باور نگارنده، تحولات بر هشت اساس استوار خواهد بود:

الف- انعطاف در حوزه اجتماعی

ب- تنشزدايی در سياست خارجی

ج- به اتمام رساندن اصلاحات اقتصادی با منطق WTO طی ۳ سال آينده

د- حرکت پر شتاب به سمت دمکراسی ديجيتالی و فاصله گرفتن از دمکراسی ماقبل اينترنتی مورد درخواست جبهه دوم خرداد

ه-- لغو تحريمهای اقتصادی آمريکا بر عليه ايران به طور داوطلبانه به وسيله آمريکا.

و- پذيرش ايران به عنوان عضو ناظر در WTO در سال آينده

ز- امضاء پيمان منطقه آزاد تجاری بين ايران و اتحاديه اروپا در مدت کوتاه

ر- پايان بخشيدن به موج تبليغات غرب عليه ايران به وسيله غربیها به طور داوطلبانه

الف-

۱- جامعه فراصنعتی (جامعه فرامدرن) مثل بيماری ايدز میماند. سيستم دفاعی فرد را از کار میاندازد.

۲- خاتمی میخواست آخرين قطار به مقصد مدرنيته (جامعه صنعتی) را هدايت کند و شکست خورد.

۳- شکست جبهه دوم خرداد، شکست اصلاحات نيست. شکست اصلاحات با منطق جامعه صنعتی است. من بعد در ايران اصلاحات تنها با منطق موج سومی است که امکان تداوم خواههد داشت .

۴- جبهه دوم خرداد آخرين قطار به مقصد مدرنيته در ايران بود .

۵- ايران کشوری است در حال گذار از سنت به مدرنيسم که از اوايل دهه ۱۹۹۰ با عوارض جامعه فراصنعتی روبرو شده است. راهکار طی کردن باقيمانده مسير مدرنيسم نيست. ايران بايد از همين نقطه بدون طی کردن باقيمانده مسير مدرنيسيم به جامعه فراصنعتی پرش کند.

۶- غرب مسير مدرنيسم را طی ۲۰۰ سال طی کرد. فاصله زمانی بين سنت و جامعه فراصنعتی در غرب ۲۰۰ سال بود. امکان طی کردن باقيمانده مسير مدرنيسم در ايران عملی نيست. بايد از همين جا پرش کرد.

۷- نگارنده در سخنرانی در جمع دانشجويان دانشگاه اراک بر اين نکته تأکيد داشت که اصلاحات اقتصادی را طی ۴ سال میتوان در ايران به فرجام رساند و عکسالعمل دانشجويان پس از ختم جلسه گواه ناشکيبايی آنها در مقابل زمان ارائه شده بود. دانشجويان چهار سال را بيش از حد طولانی ارزيابی میکردند. نسل جوان در برابر طولانی شدن اصلاحات عکسالعملهای سنگين نشان خواهد داد.

۸- بدنه جامعه ايران دارای افکار چپ راديکال است يعنی خواستار تغيير سريع، ناگهانی و فوری امور است. تغييرات تدريجی و پلکانی در ايران فاقد مشروعيت مردمی است .

ب-

۱- جبهه دوم خرداد يک اشکال اساسی دارد، اين جريان فکری بين جامعه صنعتی وفراصنعتی تفکيکی قائل نمیشود و اساسا اين دو مقوله را يک مقوله تصور میکند.

۲- جامعه فراصنعتی و جامعه صنعتی ۱۱۸ تفاوت دارند اما دو تفاوت بسيار شاخص است. الف- قلب جامعه فراصنعتی با ديجيتال میطپد. هزينه يک عمليات بانکی در انگلستان در سال ۱۹۷۰ ميلادی ۱۲۷ سنت، پس از آمدن کامپيوتر ۲۷ سنت و با ديجيتالی شدن امور بانکی به يک سنت کاهش يافت. هزينه يک نامه اداری در ژاپن از ۱۳۵ دلار به ۵ دلاردر عصر ديجيتالی شدن کاهش يافته است. ديجيتالی شدن توليد به نحوی شگفت هزينه توليد را کاهش داده است. جامعه فراصنعتی از آن هنگام که ديجيتال در ساختار توليد آن حالت غالب يافته است (اوائل ۱۹۹۰ به بعد) مصداق جامعه فراصنعتی است. با حاکميت ساختار ديجيتال بر توليد، توليدات ماقبل ديجيتالی از نظر هزينه تمام شده قادر به رقابت با توليدات ديجيتالی نيستند. ب - از سال ۱۹۹۰به بعد با تشکيل WTO اقتصاد سياره زمين يکپارچه شده است. اکنون ۹۶ درصد تجارت جهان بين کشورهای عضو WTO است. جامعه صنعتی عصر حاکميت سرمايه ملی و جامعه فراصنعتی عصر حاکميت سرمايه فراملی است.

ج-

۱- ميزان انطباق اقتصاد ايران با ضوابط WTO چه ميزان است؟ دو شاخص مهم برای پیبردن با ميزان انطباق اقتصاد يک کشور با ضوابط WTO تعرفه و سوبسيد غير مستقيم است. برای انطباق اقتصاد يک کشور با ضوابط WTO حقوق گمرکی بايد به ۵ درصد کاهش يابد و سوبسيدهای غير مستقيم نيز بايد حذف شود.

۲- آمار واردات و حقوق گمرگی کشور در ۶ ماهه اول سال جاری منتشر شده است. متوسط حقوق گمرکی دريافتی در شش ماهه اول سال جاری، ۳/۶ درصد بوده است. تا اينجا حقوق گمرکی در ايران تنها ۳/۱ درصد از متوسط حقوق گمرکی برای عضويت ايران در WTO بالاتر است .

۳- اما میدانيم که برای واردات ضريب کم شماری وجود دارد. به عبارت ديگر وارد کنندگان معمولا برای اينکه حقوق گمرکی کمتری بپردازند ميزان کالای وارده را در گمرکات کمتر اعلام میکنند به عنوان مثال اگر وارد کنندهای يک ميليون دلار کالا وارد کند برای پرداخت حقوق گمرکی کمتر آن را حداکثر ۸۰۰۰۰۰ دلار اعلام میکند. لذا حقوق گمرکی واقعی ۳/۶ درصد نيست بلکه به تحقيق کمتر از ۴ درصد است .

۴- ميزان واردات غير قانونی معلوم نيست و در اين باب آمار دقيقی وجود ندارد. عدهای آن را تا ۶ ميليارد دلار نيز اعلام میکنند اما برای واردات غير قانونی حقوق گمرکی پرداخت نمیشود . حقوق گمرکی کالاهايی که وارد ايران میشود (اعم از قانونی و غير قانونی)چه ميزان است؟ در اين باب بايد ميانگين وزنی گرفت اگر ۲۸ ميليارد دلار واردات قانونی باشد و حقوق گمرکی آن ۳/۶ درصد باشد بايد با ۶ ميليارد دلار واردات غير قانونی و حقوق گمرکی صفر بر رويهم ميانگين وزنی محاسبه شود بر اين اساس متوسط حقوق گمرکی کالاهای وارده به ايران اعم از قانونی و غير قانونی احتمالا کمتر از ۲ درصد خواهد بود .

۵- ايران برای پيوستن به پروسه يکپارچگی اقتصادی سياره زمين، مشکل تعرفه ندارد. معدل تعرفههای ايران بالا نيست. معدل تعرفه حتی نصف حد معمول است.

۶- متوسط تعرفه بين اتحاديه اروپا و آمريکا ۴ درصد است. چين با تعرفه ۲/۱۵ درصدی و اردن با تعرفه ۲۵ درصد عضو WTO شد.

۷- ايران با تعرفه ۲ درصدی (در عمل) تنها منطقه آزاد سياره زمين است .

حذف سوبسيد

۱- مهمترين سوبسيد پرداختی سوبسيد ارزی و سوبسيد انرژی بود. برای عضويت در WTO بايد ارز تک نرخی میشد و سوبسيد انرژی قطع میشد.

۲- در اولين سال رياست جمهوری خاتمی، ۸۰ درصد ارز به صورت سوبسيدی توزيع میشد و اکنون تنها ۱۵ درصد ارز به صورت سوبسيدی توزيع میشود ارز عملا تک نرخی شده اما در سال جاری در حدود ۲ ميليارد دلار برای کالاهای اساسی مثل گندم، برنج، روغن، دارو و ... مابهالتفاوت نرخ ارز پرداخت میشود.

۳- توزيع مواد غذايی به صورت کوپنی و با قيمت دولتی مثل برنج، روغن، شکر و ... با ضوابط WTO مغايرتی ندارد .

۴- لذا در اين باب اقتصاد ايران تا ۹۰ درصد با ضوابط WTO منطبق شده است . ارز عملا تک نرخی شده و سوبسيد ارزی چندانی وجود ندارد.

سوبسيد انرژی

۱- در اولين سال رياست جمهوری خاتمی حاملهای نفتی به يک چهارم قيمت بازار جهانی در اختيار صنايع پتروشيمی و ديگر صنايع قرار میگرفت. در سال جاری حاملهای انرژی تنها با ۱۲ درصد تخفيف نسبت به قيمتهای خليج فارس به صنايع پتروشيمی و ديگر صنايع فروخته میشود و ۱۲ درصد فوق نيز در سال آينده و يا حداکثر سال ۸۴ قطع خواهد شد.

۲- در برنامه چهارم پيشبينی شده که سوبسيد انرژی قطع شود. در اولين فرصت مناسب سياسی دولت قسمت اعظم سوبسيد بنزين را قطع خواهد کرد. پرداخت سوبسيد انرژی به مردم حداکثر طول عمری حدود ۲ تا ۳ سال خواهد داشت.

ماحصل کلام

۱- بر بنياد مطالب فوق، اقتصاد ايران به ميزان بيش از ۷۰ درصد با شوابط WTO منطبق شده است و ۳۰ درصد باقيمانده نيز طی ۵ سال آينده طی خواهد شد.

۲- اگر ساخت اقتصادی ايران به ميزان ۷۰ درصد با ضوابط WTO منطبق است ميزان انطباق ساخت سياسی ايران با ضوابط WTO چه ميزان است؟

۳- اساسا اگر کاهش تعرفههای گمرکی به ۵ درصد و حذف سوبسيد غير مستقيم دو شاخص اصلی انطباق اقتصاد يک کشور با WTO و يا جامعه فراصنعتی است شاخصهای اصلی برای انطباق ساخت سياسی يک کشور با ضوابط WTO کدامند؟

۴- مؤلفههای اصلی برای انطباق ساخت سياسی يک کشور، با ضوابط WTO دو چيز است:

الف- ايجاد مجلس حداقلی در حوزه اقتصاد . ب - رياست جمهوری حداقلی

دولت حداقلی

۱- متوسط درآمد نفت را اگر ۱۸ ميليارد دلار در سال فرض کنيم، هزينه آموزش در کشور معادل ريالی ۴ ميليارد دلار، هزينه دفاع معادل ريالی حدود ۴ ميليارد دلار ، هزينه استخراج نفت، ۴ ميليارد دلار و هزينه بهداشت و درمان معادل ريالی ۲ ميليارد دلار ،پرداخت سررسيد اقساط وام خارجی تا اطلاع ثانوی ساليانه ۳ ميليارد دلار خواهد بود. جمع ۵ مورد فوق حدود ۱۷ ميليارد دلار میشود. از درآمد نفت چيز چندانی باقی نمیماند. اگر مردم خدماتی بيش از ۴ مورد فوق میخواهند بايد با پرداخت ماليات هزينه آن را تقبل شوند.

۲- در ايران فرهنگ پرداخت ماليات نهادی نشده است و مردم با اکراه ماليات میپردازند .

۳- لذا در عمل دولت در ايران نظر به اينکه عمده درآمد آن نفت است جز در ۴ مورد دفاع، آموزش، بهداشت درمان، سررسيد اقساط وام خارجی کار چندان ديگری نمیتواند انجام دهد.

۴- دولت عملا در ايران حداقلی هست .

۵- خاتمی با عملکرد خود نشان داد که اين مملکت را بدون رئيس جمهور هم میتوان اداره کرد. ولی اگر خاتمی رئيس جمهوری مقتدر بود مگر با درآمد نفت چه کار بيشتری میتوانست انجام دهد.

۶- من بعد جز ۴ مورد دفاع، آموزش، بهداشت و درمان و سررسيد وام خارجی قوه مجريه در ايران کار چندان بيشتری نمیتواند انجام دهد. لذا رئيس جمهور در بيرون از ۴ حوزه فوق تشريفاتی است .

۷- خاتمی اولين رئيس جمهور تشريفاتی ايران بود.

۸- جز در ۴ مورد فوق رئيس جمهور در ايران من بعد تنها میتواند حرف بزند، همين. يعنی همان کاری که خاتمی میکند.

۹- رئيس جمهور اگر قدرت مانور پولی نداشته باشد که حرف زدناش اثری ندارد .

۱۰- آنچه که در ايران به بنبست رسيده است، اصلاح طلبان نيستند، جهت نگاه افکار عمومی به شأن و جايگاه دولت است. مردم دولتی حداکثری میخواهند مردم دولتی میخواهند که به گردش يک قلم مسائل مبتلا به مردم را حل کند. حل مسائل مردم به پول احتياج دارد، و پولی در کار نيست.

۱۱- مردم ايران يا بايد با يک رئيس جمهور تشريفاتی جز در ۴ مورد کنار بيايند و يا اينکه اگر خدمات بيشتری از اين رئيس جمهور میخواهند بايد ماليات آن را بپردازند يعنی هزينه آن خدمات را با ماليات بپردازند.

۱۲- از اتفاق شرط عضويت ايران در WTO از منظر سياسی نيز دولت حداقلی است. دولتی که تنها در ۴ مورد و يا حداکثر ده مورد دخالت کند، در بيرون از آن ده حوزه تشريفاتی باشد و امور جامعه به قوانين بازار و تعادلهای اجتماعی سپرده شود.

۱۳- آنچه که نياز به بازسازی دارد، تصوير سياسی مردم ايران نسبت به جايگاه دولت است .

مجلس

۱- اگر ايران به عضويت WTO پذيرفته شود مجلس حداکثر میتواند در ۵ مورد قانونگذاری کند. الف- آموزش . ب - بهداشت و درمان . ج - دفاع امنيت ملی . د - فرهنگ . ه-- محيط زيست.

۲- بيرون از ۵ و يا حداکثر ده مورد فوق مجلس نقشی تشريفاتی دارد .

۳- اما مردم ايران با اين تصور نمايندگان مجلس را انتخاب میکنند که در هزاران مورد و نه ۵ تا ده مورد فوق، مطالبات مردم را به قانون تبديل کنند و چنين مجلسی با عضويت ايران در WTO منطبق نيست.

۴- مجلس در باب اقتصاد چه کار بيشتری میتواند انجام دهد؟ وقتی با درآمد نفت فقط میتوان در ۴ حوزه دخالت کرد، مجلس در حوزه اقتصاد با بودجه دولتی نمیتواند مانور چندانی انجام دهد. لذا از مجلس در حوزه اقتصاد انتظار چندانی نخواهد رفت.

۵- بر بنياد نکات فوق، نقش مجلس در آينده سياسی ايران، کمرنگ خواهد بود .

نتيجه

۱- به طرز عجيبی مجلس و قوه مجريه در ايران حداقلی شده است يعنی با ضوابط WTO به ميزان زيادی در عمل حتی اگر نخواهند منطبق شده است.

۲- تکرار مطلب بیفايده نيست. جهانی شدن مثل بيماری ايدز میماند. اقتصاد ايران به ميزان بيش از ۷۰ درصد يا سيستم جهانی شده منطبق شده است و ساخت سياسی آن نيز در حال جذب و هضم تغييرات مورد نظر است .

۳- جبهه دوم خرداد تفکری ماقبل جهانی شدن است. لذا در آينده سياسی ايران نقشی نخواهد داشت .

۴- طی ۴ سال آينده ساخت سياسی ايران، در جهت انطباق با ضوابط جهانی شدن، گامهای بلندی برخواهد داشت.

۵- تنش زدايی در روابط خارجی محور اساسی تحولات آينده خواهد بود. تنش زدايی در روابط خارجی،زمينه لازم را برای عضويت در WTO برای ايران را تمهيد خواهد کرد .

WTO

۱- نود و شش درصد تجارت دنيا بين کشورهای عضو WTO است و از کشورهای جدی و مطرح دنيا به استثنای ممالکت کوچک تنها ۴ کشور روسيه، عراق، ايران و عربستان عضو WTO نيستند.

۲- ماه گذشته عراق به عنوان عضو ناظر در WTO پذيرفته شده و مايکمور دبير کل WTO اعلام داشت که تا پايان سال آينده عضويت روسيه و عربستان در WTO احتمالا تحقق خواهد يافت. مايکمور به گونهای از عضويت روسيه و عربستان سخن میگفت که ظاهرا اين امر قطعی است .

۳- در وضع موجود تنها کشور جدی دنيا که هنوز عضو WTO نشده است ايران است . آيا اقتصاد سياره زمين بدون حضور ايران يکپارچه خواهد شد؟

۴- در فردای روزی که عضويت عراق به عنوان عضو ناظر در WTO پذيرفته شد دبير کل سازمان تجارت جهانی اظهار اميدواری کرد که عضويت ايران در WTO به عنوان عضو ناظر در اجلاسيه ارديبهشت به تصويب برسد.

۵- خبرگذاری رويتر گزارش کرد که نماينده آمريکا از اظهار نظر در برابر اين سؤال که آيا اين کشور با عضويت ايران به عنوان عضو ناظر مخالفت خواهد کرد خودداری کرد.

۶- در موارد مشابه WTO کاملا متعادل و متوازن عمل کرده است . در باب کشورهايی که حالت رقيب دارند WTO به حفظ تعادل شهرت دارد. دو سال قبل فردای روزی که چين به عضويت WTO پذيرفته شد عضويت تايوان به تصويب رسيد. WTO بدين طريق میخواست نشان دهد در اختلافات محلی بیطرف است.

۷- بنظر میرسد مصاحبه دبير کل WTO بلافاصله پس از عضويت عراق در WTO به عنوان عضو ناظر و تأکيد بر اينکه در اجلاس بعدی عضويت ايران به عنوان ناظر پذيرفته خواهد شد، ديپلماسی بسيار ظريفی بوده است که ايجاد تعادل و موازنه در راهبردهای اين سازمان را نشان میدهد.

۸- بلافاصله پس از مصاحبه دبير کل WTO ، آقای اميد بخش که از منظر حقوقی عضويت ايران را در WTO را دنبال میکند اظهار اميدواری کرده که عضويت ايران در اجلاسيه ارديبهشت به عنوان ناظر پذيرفته شود .

۹- به باور نگارنده حتی اگر در اجلاسيه ارديبهشت عضويت ايران پذيرفته نشود، ايران يک گام بيشتر با عضويت در WTO فاصله ندارد و اين گام در کوتاه مدت و نه ميان مدت برداشته خواهد شد.

۱۰- حضور پررنگ خاتمی در چند ماهه اخير در اجلاسيههای بينالمللی که به جهانی شدن مربوط میشود، تأمل برانگيز ارزيابی میشود. ظاهرا خاتمی میکوشد هيچ اجلاسيهای را از قلم نياندازد!

۱۱- پروژه يکپارچه سازی اقتصاد سياره زمين، مهمتر از آن است که آمريکا و اتحاديه اروپا، اختلافات سنتی خود را با ايران تحت الشعاع آن قرار دهند . لذا پيش بينی نويسنده اين است که نظر به اينکه به استثنای ايران کشور مهم ديگری نمانده است که به عضويت WTO پذيرفته شود، غرب اختلافات سياسی خود با ايران را آنقدر رقيق و کمرنگ خواهد کرد تا مانع پيوستن ايران به WTO نشود.

۱۲- غرب برای پيوستن ايران به WTO با افکار عمومی خود نيز مشکل خواهد داشت. لذا در جهت آماده کردن افکار عمومی ، از موج حملات به ايران کاسته شده و دادن جايزههای رنگ وارنگ به ايرانيان به مناسبتهای مختلف تلاشی برای خنثی کردن تبليغات قبل ارزيابی میشود.

۱۳- پروژه يکپارچه اقتصاد سياره زمين، سبب شده تا آمريکا و اتحاديه اروپا انگيزه خود را برای مخالفت با ايران از دست بدهند.

۱۴- پيش بينی نگارنده اين است که که تنش زدايی در روابط ايران و غرب منجر به عادی سازی روايط نخواهد شد اما روابط ايران و غرب از حالت بحران خارج خواهد شد.

۱۵- همه مطلب يک نکته است غرب برای مخالفت با ايران ديگر انگيزه ندارد .

۱۶- احتمالا در اولين فرصت سياسی ممکن، آمريکا تحريمهای اقتصادی عليه ايران را لغو خواهد کرد.

۱۷-اگر عربستان سعودی بزودی دچار بحران عميق سياسی شوداهميت ايران برای ايجاد تعادل در منطقه اهمييتی رو به رشد خواهد يافت با غرق شدن عربستان در بی ثباتی آرامش در ايران تنها گزينه برای ايجاد توازن در مديريت بحران است