بهروز اسدي
مبارزه عملی و تجربی، راهگشای جنبش جمهوریخواهی
شايد بتوان به جرأت بيان کرد كه
در طول تاريخ 25 ساله
نظام جمهوری اسلامی اين اولين مرتبه بود
که مخالفين نظام، چه در داخل و چه در خارج پيرامون يک شعار عملی، آنهم جدا از
ديدگاههای ايدئولوژيک و نظری متحد گشتند.
در چند هفته گذشته افراد،
سازمانها، گروهها و احزاب سياسی داخل و خارج در يک گام مشترک عملا به يک
حرکت سياسی مشترک دست زدند.
شعار تحريم انتخابات فرمايشی و انتصابی، عليرغم وجود گرايشات و مواضع
متنوع و نتيجه گيریهای گوناگون ازنتايج تحريم انتخابات، توانست خود آگاه و
ناخودآگاه زمينه را براي حركت در جهت اتحاد عمل سياسی و طبقاتی فراهم کند.
تجربه مردم ايران در تحريم
انتخابات، اکنون زمينههای فکری پذيرش مبارزات سياسی جديدی را در صحنه سياسی مهيا
ساخته است. اميد دست يافتن به ابزار و اشكال مبارزاتی جديد در ايران عليه
کليت رژيم اسلامي تقويت شده است. اگر تا
کنون معيارها و سنجشها در تجربه عمدتأ بر مبنای تحليلها استوار بود، اما پس از
اين انتخابات فرمايشی و نقش فعال مردم در تحريم آن، زمينههای مثبتي را براي ايجاد
حركتي فعال كه منجر به تغيير رژيم گردد، بيش از پيش هموار کرده است.
اپوزيسيون ايران در داخل و
خارج توانست در يک بسيج عمومی در اقصی نقاط شعار
تحريم را به شعار مركزي مبارزه عليه رژيم جهل و استبداد تبديل کند. امروز
بايستی با طرح شعاري محوري بتوانيم مردم و گروههاي سياسي با گرايشات گوناگون را
به زير يك پرچم بسيج كنيم تا مشترکأ بتوانيم از ترفندهای رژيم ارتجاعي ايران در
انتخابات مجلس هفتم و بهويژه از تقلبات، تزويرها، فشارها و تبليغات برای کشاندن
مردم به پای صندوقهای رأی پرده برداشت و چهره واقعي را به افكار عمومی جهان نشان
داد. رژيم جمهوری اسلامی به يقين آمار شرکت مردم را آنطور که منافع داخلی و
خارجیاش ايجاب میکند، انعکاس خواهد داد. اما برای مردم ايران و نيروهای مخالف
نظام در درون و برون کاملا روشن است که ديگر اين رژيم هيچگونه مشروعيتی ندارد.
اظهار نظرها ی کنونی سران و
چرخشهای سياسی آنان در حوزههای داخلی و خارجی و نقش دول بيگانه، با ارجعيت دادن
منافع ملیاشان میرود که حرکتها و منظرگاه سياسی جديدی را رقم زند. سياستهای
خانمان برانداز رژيم عليه منافع ملی ايران، همچون بر باد دادن منافع ملی ايران در
رابطه با رژيم حقوقی دريای خزر و اثرات مخرب آن در آينده را میتوان بطور ملموس
احساس کرد.
شرايط عملی و عينی نفی رژيم پس
از اين انتخابات به اشکال مختلف فراهم گرديده است. اشکال عملی نفی و برچيدن اين
نظام در پروسه مبارزات اخير بسيار شفاف مشاهده میشود. بنا بر اين گفتن و خواستن
دو اصل گرانبها، يعنی آزادی و دمکراسی بسيار ضروری و لازم است. اما ابزار ايجاد و
استقرار اين دو اصل تعيين کننده عليه استبداد را امروزه بايد به وضوح روشن کرد.
امکان ايجاد يک بستر واقعی و حقيقی و قابل اجراء در جامعه برای استقرار اصول اساسی
آزادی و دمکراسی، در گرو شکل اداری حکومت و ساختار نظام آينده است. با تجربههای
عينی از رژيم گذشته و کنونی عدم نقش مشارکت مردم در سرنوشت خويش، طرح نظام حکومتی
آينده ايران بسيار ضروری است. رهائی جامعه از بند استبداد، زورگوئی و خان بازی و
ايجاد فرهنگي دمکراتيک میتواند در استقرار يک جمهوری دمکراتيک و لائيک و مستقل
امکان پذير شود. لذا تشکيل جنبش وسيع جمهوریخواهان ايران در داخل و خارج قدمی است
عملی و پاسخگو به معضلات کنونی جامعه و نفی نظام کنونی. تشکيل جنبش وسيع جمهوری
خواهان ضروری و اجتنابناپدير و پاسخی است به خواستهای بلاواسطه بخش عظيمی از
جامعه و بويژه جنبشهای اجتماعی ايران، همچون جنبش دانشجوئی، جنبش مطالباتي
زحمتکشان و بیچيزان و تهیدستان كه همچنان در قعر فقر، فساد و نا اميدی با زندگی
طاقت فرسا دست و پنجه نرم میکنند. پاسخ به اين مصائب و دشواریها بر عهده فرد فرد
ايرانيان آزاده و دمکرات و مترقی که خواهان عدالت اجتماعی و برابری انسانها در
مقابل قانون هستند، میباشد. شعارهای دهان پرکن و غير واقعي ديگر نمیتواند پاسخگو
به حرکت کنونی مردم ايران باشد. وظيفه عاجل امروزما ارائه برنامه سياسی و ابزار
اجرائی آن است. هر گونه اهرم فشار و در تنگنا قرار دادن رژيم و افشاء روابط ديگر
دول با آن بايد بهفعاليت جمعی و مشترک و متحد اپوزيسيون مترقي، دمکرات و مستقل
بدل شود. گام برداشتن در جهت تشکيل اتحاد وسيع جنبش جمهوریخواهی به معنای رد کردن
و يا کنار گذاشتن نظرات و عقايد و مسائل تئوريک و عقيدتی نيست، بلکه اين جنبش ظرفی
است که هر ايرانی آزاده با تعلقات فردي و يا وابستگيهاي سازماني متفاوت ميتواند
در آن جايگاه مبارزات دمکراتيک خويش را پيدا کند. عليرغم وجود مشكلات روحی و
روانی اشخاص و با در نظر گرفتن منافع مردم، كساني كه ميخواهند در راه آزادی و
جامعه مدني مبارزه كنند، بايد تمامی جهد و فعاليت خود را در جهت پاسخگوئی به اين
نياز بلا واسطه اجتماعي بكار گيرند.
شعار رفراندوم دانشجويان
دانشگاه شيراز در چند روز گذشته و شعار بسياری از نيروها و افراد سياسي درون و
برون پيامی است که هيچ گونه توجيحی را نمیطلبد. شعار رفراندوم برای تغيير نظام و
تشکيل مجلس مؤسسان و تدوين يک قانون اساسی دقيقا در گرو فعاليت و فداكاريهاي جنبش
جمهوری خواهان است.
اگر اين اصل را بپذيريم که زمينههای همکاری و کار عملی فراهم گشته است
و بايد بهويژه در ايران نهادها و انجمنها را با امکانات مشخص بوجود آورد، پس
بايد به دور از هر گونه پيشداوری در زمينه توسعه و گسترش فعاليتهای جنبش جمهوری
خواهی گام برداشت. با درسآموزي از آزمايش انتخابات مجلس هفتم و راهكارهائي كه
مردم ايران در اين روند از خود نشان دادند، میتوان نيروهای پراكنده درون و بيرون
را بهم پيوست و نيروئي توانمند را براي به چالش گرفتن رژيم عقبمانده جمهوري
اسلامي به حركت درآورد. اگر گوشهايمان را تيز كنيم، بايد صداي پاي زنان و مرداني
را كه در اين مسير گام نهادهاند، بشنويم. آيا بهتر نيست كه همه كساني كه آرزومند
تحقق ايراني آزاد، دمكراتيك و مستقل هستند، با تودهاي كه به حركت درآمده است،
همگام شوند؟