شنبه ۱۶ اسفند ١٣٨٢ – ۶ مارس ٢٠٠۴

بهروز اسدي

 

مبارزه  عملی و تجربی، راه‏گشای جنبش جمهوری‏خواهی  

 

 شايد بتوان به جرأت بيان کرد كه در طول تاريخ  25 ساله نظام جمهوری اسلامی  اين اولين مرتبه بود که مخالفين نظام، چه در داخل و چه در خارج پيرامون يک شعار عملی، آن‏هم جدا از ديدگاه‏های ايدئولوژيک و نظری متحد گشتند.

در چند هفته گذشته افراد،  سازمان‏ها، گروه‏ها و احزاب سياسی داخل و خارج در يک گام مشترک عملا به يک حرکت سياسی مشترک دست زدند.                                               

شعار تحريم انتخابات فرمايشی و انتصابی، عليرغم وجود گرايشات و مواضع متنوع و نتيجه گيری‏های گوناگون ازنتايج تحريم انتخابات، توانست خود آگاه و ناخودآگاه زمينه را براي حركت در جهت اتحاد عمل سياسی و طبقاتی فراهم کند.

  تجربه مردم ايران در تحريم انتخابات، اکنون زمينه‏های فکری پذيرش مبارزات سياسی جديدی را در صحنه سياسی مهيا ساخته است. اميد دست يافتن به ابزار و اشكال مبارزاتی جديد در ايران عليه کليت  رژيم اسلامي تقويت شده است. اگر تا کنون معيارها و سنجش‏ها در تجربه عمدتأ بر مبنای تحليل‏ها استوار بود، اما پس از اين انتخابات فرمايشی و نقش فعال مردم در تحريم آن، زمينه‏های مثبتي را براي ايجاد حركتي فعال كه منجر به تغيير رژيم گردد، بيش از پيش هموار کرده است.

  اپوزيسيون ايران در داخل و خارج توانست در يک بسيج عمومی در اقصی نقاط شعار  تحريم را به شعار مركزي مبارزه عليه رژيم جهل و استبداد تبديل کند. امروز بايستی با طرح شعاري محوري بتوانيم مردم و گروه‏هاي سياسي با گرايشات گوناگون را به زير يك پرچم بسيج كنيم تا مشترکأ بتوانيم از ترفندهای رژيم ارتجاعي ايران در انتخابات مجلس هفتم و به‏ويژه از تقلبات، تزويرها، فشارها و تبليغات برای کشاندن مردم به پای صندوق‏های رأی پرده برداشت و چهره واقعي را به افكار عمومی جهان نشان داد. رژيم جمهوری اسلامی به يقين آمار شرکت مردم را آنطور که منافع داخلی و خارجی‏اش ايجاب می‏کند، انعکاس خواهد داد. اما برای مردم ايران و نيروهای مخالف نظام در درون و برون کاملا روشن است که ديگر اين رژيم هيچگونه مشروعيتی ندارد.

  اظهار نظرها ی کنونی سران و چرخش‏های سياسی آنان در حوزه‏های داخلی و خارجی و نقش دول بيگانه، با ارجعيت دادن منافع ملی‏اشان می‏رود که حرکت‏ها و منظرگاه سياسی جديدی را رقم زند. سياست‏های خانمان برانداز رژيم عليه منافع ملی ايران، همچون بر باد دادن منافع ملی ايران در رابطه با رژيم حقوقی دريای خزر و اثرات مخرب آن در آينده را می‏توان بطور ملموس احساس کرد.

  شرايط عملی و عينی نفی رژيم پس از اين انتخابات به اشکال مختلف فراهم گرديده است. اشکال عملی نفی و برچيدن اين نظام در پروسه مبارزات اخير بسيار شفاف مشاهده می‏شود. بنا بر اين گفتن و خواستن دو اصل گرانبها، يعنی آزادی و دمکراسی بسيار ضروری و لازم است. اما ابزار ايجاد و استقرار اين دو اصل تعيين کننده عليه استبداد را امروزه بايد به وضوح روشن کرد. امکان ايجاد يک بستر واقعی و حقيقی و قابل اجراء در جامعه برای استقرار اصول اساسی آزادی و دمکراسی، در گرو شکل اداری حکومت و ساختار نظام آينده است. با تجربه‏های عينی از رژيم گذشته و کنونی عدم نقش مشارکت مردم در سرنوشت خويش، طرح نظام حکومتی آينده ايران بسيار ضروری است. رهائی جامعه از بند استبداد، زورگوئی و خان بازی و ايجاد فرهنگي دمکراتيک می‏تواند در استقرار يک جمهوری دمکراتيک و لائيک و مستقل امکان پذير شود. لذا تشکيل جنبش وسيع جمهوری‏خواهان ايران در داخل و خارج قدمی است عملی و پاسخگو به معضلات کنونی جامعه و نفی نظام کنونی. تشکيل جنبش وسيع جمهوری خواهان ضروری و اجتناب‏ناپدير و پاسخی است به خواست‏های بلاواسطه بخش عظيمی از جامعه و بويژه جنبش‏های اجتماعی ايران، همچون جنبش دانشجوئی، جنبش مطالباتي زحمتکشان و بی‏چيزان و تهی‏دستان كه همچنان در قعر فقر، فساد و نا اميدی با زندگی طاقت فرسا دست و پنجه نرم می‏کنند. پاسخ به اين مصائب و دشواری‏ها بر عهده فرد فرد ايرانيان آزاده و دمکرات و مترقی که خواهان عدالت اجتماعی و برابری انسان‏ها در مقابل قانون هستند، می‏باشد. شعارهای دهان پرکن و غير واقعي ديگر نمی‏تواند پاسخگو به حرکت کنونی مردم ايران باشد. وظيفه عاجل امروزما ارائه برنامه سياسی و ابزار اجرائی آن است. هر گونه اهرم فشار و در تنگنا قرار دادن رژيم و افشاء روابط ديگر دول با آن بايد به‏فعاليت جمعی و مشترک و متحد اپوزيسيون مترقي، دمکرات و مستقل بدل شود. گام برداشتن در جهت تشکيل اتحاد وسيع جنبش جمهوری‏خواهی به معنای رد کردن و يا کنار گذاشتن نظرات و عقايد و مسائل تئوريک و عقيدتی نيست، بلکه اين جنبش ظرفی است که هر ايرانی آزاده با تعلقات فردي و يا وابستگي‏هاي سازماني متفاوت مي‏تواند در آن جايگاه مبارزات دمکراتيک خويش را پيدا ‏کند. عليرغم وجود مشكلات روحی و روانی اشخاص و با در نظر گرفتن منافع مردم، كساني كه مي‏خواهند در راه آزادی و جامعه مدني مبارزه كنند، بايد تمامی جهد و فعاليت خود را در جهت پاسخگوئی به اين نياز بلا واسطه اجتماعي بكار گيرند.

  شعار رفراندوم دانشجويان دانشگاه شيراز در چند روز گذشته و شعار بسياری از نيروها و افراد سياسي درون و برون پيامی است که هيچ گونه توجيحی را نمی‏طلبد. شعار رفراندوم برای تغيير نظام و تشکيل مجلس مؤسسان و تدوين يک قانون اساسی دقيقا در گرو فعاليت و فداكاري‏هاي جنبش جمهوری خواهان است.

اگر اين اصل را بپذيريم که زمينه‏های همکاری و کار عملی فراهم گشته است و بايد به‏ويژه در ايران نهادها و انجمن‏ها را با امکانات مشخص بوجود آورد، پس بايد به دور از هر گونه پيش‏داوری در زمينه توسعه و گسترش فعاليت‏های جنبش جمهوری خواهی گام برداشت. با درس‏آموزي از آزمايش انتخابات مجلس هفتم و راه‏كارهائي كه مردم ايران در اين روند از خود نشان دادند، می‏توان نيروهای پراكنده درون و بيرون را بهم پيوست و نيروئي توانمند را براي به چالش گرفتن رژيم عقب‏مانده جمهوري اسلامي به حركت درآورد. اگر گوش‏هايمان را تيز كنيم، بايد صداي پاي زنان و مرداني را كه در اين مسير گام نهاده‏اند، بشنويم. آيا بهتر نيست كه همه كساني كه آرزومند تحقق ايراني آزاد، دمكراتيك و مستقل هستند، با توده‏اي كه به حركت درآمده است، هم‏گام شوند؟