سه شنبه ۱۹ اسفند ١٣٨٢ – ۹ مارس ٢٠٠۴

گويي هيچ اتفاقي نيفتاده!

 

فرهنگ اعتمادي

Farhang_etemadi@yahoo.co.uk

 

انحصار

اکنون با حذف نيروهاي اصلاح طلب از بدنه حکومت ( که در انتخابات رياست جمهوري آينده کامل مي شود)، منابع کشور مي رود که يکسره به انحصار در آيد. مانعي که حرکت اصلاح طلبي دوم خرداد، در راه تداوم قدرت انحصاري ايجاد کرده بود در حال بر طرف شدن است و آقاي خاتمي و کروبي  به دست خود، زمام مجلس قانونگذاري و دولت را بنا به مصالح ناگفتني (شخصي/صنفي/عقيدتي) به آقاي خامنه اي مي دهند تا دوباره همراه با گروه آقاي رفسنجاني و گروهاي مؤتلف ديگر، حاکم مطلق بر سرنوشت کشور ايران و منابع مادي و انساني آن باشد.

 

دولت

طنز تراژيکي است که انتخابات اول اسفند مجلس ايران، به مسئوليت دولت اصلاح طلب آقاي محمد خاتمي، توسط وزارت کشور تحت مسئوليت آقاي موسوي لاري، در شرايط زور و اختناق، انجام مي شود و دولت از مواضع خود عقب مي نشيند تا مسئوليت انجام انتخاباتي کاملاً غير عادلانه را در شرايطي حساس و تعيين کننده بر عهده  بگيرد. مسئوليت انجام انتخابات نمايشي و تشکيل مجلس فرمايشي در يک کشور، از نظر انساني، اخلاق اجتماعي و حتي از نظر قانون اساسي و عادي فعلي ايران، مسئوليت سنگيني است و آمرين و عاملين اجراي اين عمل غيرقانوني، در برابر وجدان فردي و اجتماعي و در برابر مردم ايران پاسخگو هستند. 

 

مجلس

 در چنين شرايطي است که نمايندگان مستعفي مردم ايران که منتظر رسيدن نوبت طرح استعفايشان هستند، به عنوان آخرين اقدام دوران نمايندگي خود، بودجه سال هشتاد و سه کشور را تصويب مي کنند. سؤالي که از اين نمايندگان پيش مي آيد اين است که چرا  بعد از انتقاد از خود در مورد فرصت سوزيهاي گذشته، همچنان در واپسين روزهاي  دوران  نمايندگي، آخرين فرصتها را هم مي سوزانند و بحث مهم بودجه را که از جدي ترين بحثهاي همه پارلمانهاي جهان است به يک مخالفت پارلماني و قانوني جدي تبديل نمي کنند؟ آيا نمايندگان محترم مجلس نمي توانند در مورد تصويب بودجه از اختيارات  قانوني خود استفاده کنند و يک بار ديگر به مردم ايران نشان دهند که نمايندگان واقعي آنها هستند؟  آيا نمايندگان معترض نمي توانستند فقط با قسمتهايي از بودجه که به مصارف جاري و لازم کشور مي رسد موافقت کرده و با تصويب هر نوع  بودجه براي نهادهايي چون مجمع تشخيص مصلحت، شوراي نگهبان، راديو و تلويزيون و ديگر نهادها و بنيادهاي غيرپاسخگو مخالفت کنند؟ آيا پس از رويدادهاي اخير، جا نداشت مجلس مهر تاييد بر بودجه  نا به جاي اين نهادها نزند و به آقايان بگويد لطف کرده و بروند بودجه نهادهاي خودشان را با همان حکم حکومتي خودشان تصويب کنند؟

 

از اصلاحات تا مصالح

نمايندگان منتخب مردم، طبق تعهد نمايندگي، خود را موظف کرده اند تا زماني که در مجلس هستند، عملاً از حقوق مردم ايران دفاع کنند و ضرورتاً بايد به موکلان خود توضيح بدهند که بر طبق کدام تحليل، از تصويب بودجه نهادهاي ضد دموکراسي و قانون شکن جلوگيري نمي کنند؟ آيا نمايندگان اصلاح طلب، همانطور که دولت اصلاحات بنا به مصالحي مجبور شد انتخابات غيرقانوني برگزار کند، مجبورند بنا به مصالحي بودجه نهادهاي خود سر و مستبد حکومت را تصويب کنند و به سوء مصرف منابع جامعه ايران اعتراض نکنند؟ آيا مخالفت و اعتراض نمايندگان محترم اصلاح طلب مجلس، در اين روزهاي آخر، ديگر جنبه عملي و جدي پارلماني ندارد و فقط به صورت نمادين و کلامي اعمال مي شود؟ آيا واقعاً عجيب نيست نمايندگان مجلس ايران به دست خود، بودجه همان نهادهايي را تصويب  کنند که در اعتراض به عملکرد غير قانوني آنها از نمايندگي مردم استعفا مي دهند؟

 

با احترام

فرهنگ اعتمادي