سه شنبه ۱۹ اسفند ١٣٨٢ – ۹ مارس ٢٠٠۴

زولا ، زندان يا رمان ؟

 

   عليشاد لربچه

  asolt@web.de            

 

 عكس و تصاويري از اطاق كار و ميز نويسندگي اميل زولا ، رمان نويس فرانسوي در قرن 19، انسان را بياد كاخ گلستان و كاخ مرمر قبل از انقلاب مي اندازد. در روي ميز كار او يك قالي نو كوچك پهن شده و روي آن چند جلد كتاب قطور و دايرت المعارف جهانشمول. تماشاچي  عكسها  ،به زبان عاميانه با خود خواهد گفت : اين يعني نويسنده و نويسندگي ! . زولا چنان با شكوه و جلال و اعتماد بنفس پشت ميز كارش نشسته كه انسان بياد ساتراپ هاي ايالتهاي دوره هخامنشي مي افتد .، فضايي گرم و نرم و مطبوع، پر از قفسه هاي كتاب و چراغهاي نوراني و وسايل زيباي آنتيك قديمي، گردآوري شده از سراسر جهان.

دوران زندگي پرتلاطم اميل زولا مصادف شد با مبارزات اجتمايي و سياسي احزاب و دسته هاي راستگراي سلطنت طلب ، چپ گراي سوسياليست ، و جمهوريخواه ليبرال در نيمه دوم قرن 19 فرانسه .جمهوريخواهان سعي نمودند تا سلطنت طلبان به رهبري ناپلئون سوم را به زباله دان تاريخ بفرستند ، سوسياليستها كوشيدتد تا دو جناح ديگر را به بايگاني تاريخ بسپارند . زولا به دليل جانبداري از جمهوريخواهان ، ميان سنگ اندازي دو جبهه ديگر قرارگرفته بود.

در آن سالهاي ناآرام و پرهياهو ، تهمت و افترا و پرونده سازي ، اعدام و دستگيري و آدم ربايي ، ضرب و شتم ، فرار و تبعيد ، از جمله حوادث معمولي روزانه بودند . زمانيكه  درايفوس ، ناخداي دريايي ارتش فرانسه را طي شايعات جنجالي و پرونده سازي جعلي و توطئه آميز به زندان انداختند ، بعضي از روشنفكران ، از جمله اميل زولا ، به قول آناتول فرانس ، شجاعانه به دفاع از شرف انسانيت پرداخت و با انتشار مانيفست : من اعلان جرم مي كنم ! ، به دفاع از او پرداخت . حكومتگران طي يك محاكمه نمايشي زولا را به زندان و حبس محكوم كردند ، ولي او توانست به خارج فرار كند . ولي بعد از سه سال از درايفوس اعاده حيثيت شد و زولا هم توانست به وطن بازگردد. ولي انتقام گران دست به آزار و تهديد او زدند تا اينكه شبي گروه ظاهرا ناشناسي دودكش بخاري كرسي خانه اش را مسدود نمود و او براثر خفگي در سن 62 سالگي، در اوج شكوفايي ادبي درگذشت. نيروهاي امنيتي و گروههاي فشار و غرض مند شايعه نمودند كه او خودكشي نموده . -رذالت هايي كه امروزه هم در بعضي از جوامع غير مدني اتفاق مي افتد! .

در حال حاضر هم ،صاحبنظران آثار زولا را بخشي از ادبيات جدي جهاني ميدانند . رمانهاي او در كتابخانه هاي عمومي اروپا از پر خواننده ترين آثار به عاريت گرفته شده ميباشند. مورخين ادبي، نيمه دوم قرن 19 را به علت فعاليت آموزش و پرورش سراسري ، دوران طلايي رونق و محبوبيت ژانر رمان در فرانسه ميدانند. بر اثر سياست سوادآموزي عمومي ، ميليونها نفر جوياي مطالب خواندني بودند. رفاه نسبي اقتصادي در ميان اقشاري از جامعه ، قدرت خريد كتاب و مطبوعات را بالا برد. چون غير از تاتر و سيرك ، سرگرميهاي عمومي ديگري مانند : سينما-راديو-تلويزيون-و توريسم به شكل امروزي، وجود نداشت و فكر و خيال انسانها احتياج به غذاي روحي داشت ، نياز به قصه گو و داستانسرا و مقاله نويس در همه جا محسوس بود .زولا به دليل پشتيباني مجلات و روزنامه ها ، خوانندگان فراواني يافت .

اميل زولا در سال 1840 متولد شد و در سال 1902 درگذشت. پدرش يك مهندس ايتاليايي بود . او 22 ساله بود كه مليت فرانسوي را پذيرفت.زولا همچون ديكنز نويسندگي را در ابتدا با روزنامه نگاري شروع كرد. او بعدها يكي از پركارترين اديبان اروپا شد و دهها رمان قطور نوشت . از مشهورترين رمانهاي او : نانا- ژرمينال- آدم كش- طعمه- شكار وحشي -و روگون ماكوارت هستند. زولا در رمان نانا به ابتذال اخلاق در جامعه اشرافي اشاره ميكند و در رمان آدم كش ، فقر كارگران را نشان ميدهد. در رمان ژرمينال ، به كشف ادبي و شرح زندگي كارگران مي پردازد ، در حاليكه پيروان نظريه زيبايي شناسي و استتيك آنزمان ، پرداختن به موضوع اقشار و طبقات فقير را ناخوش آيند ميدانستند . زولا يكي از مهمترين رمانهاي خود يعني ژرمينال را به موضوع درد و رنج كارگران و زحمتكشان تقديم كرد . او در اين كتاب به آگاهي و سرنوشت طبقاتي رنجبران اشاره ميكند .

او در بيشتر كارهايش به موضوعات سياسي مانند سالهاي برقراري مشروطه دوم و جمهوري سوم پرداخت . ناپلئون سوم و نخست وزيرش به علت سوء استفاده از قدرت و افتضا مالي مورد انتقاد ادبي زولا قرار گرفتند.

زولا با كمك مجموعه آثار 20 جلدي رمان  روگون ماكوارت نه تنها تاريخ اجتمايي دو خانواده اشرافي بلكه سقوط و ابتذال سياسي و اخلاقي بورژوازي فرانسه را در زمان مشروطه دوم نشان ميدهد ، طبقه اي كه در مقابل انيوه كارگران صف كشيده بود. بيوگرافي نويسان مدعي هستند كه اگر بالزاك عاشق زمان خود بود ، زولا از آن متنفر بود. زولا يك جمهوريخواه اصلاح طلب بود كه هيچگاه ادعاي انقلابي گري نكرد . سالها بعد نازيها در آلمان آثار او را زايدههاي بلشويكي جانبدار قوم يهود نام گذاشتند . زولا هميشه مي گفت : وطن پرستي با شوينيسم فرق دارد . او مينويسد : بايد جهان را بر پايه عقل و خرد و علم اصلاح نمود . زولا از ماشيني شدن صنعت و توليد ، پيشرفت و آزادي انسان را انتظار داشت . او ميگفت براي موفقيت نظام جمهوريخواهي بايد شعار آشتي ملي را عملي كرد، مردم را باسواد نمود و نظام آموزش و پرورش را اصلاح كرد .

گرچه زولا در پايان از مكتب ناتوراليسم فاصله گرفت ولي او به سوسياليسم تخيلي انساندوستانه  فوريه پناه برد . منتقدين چپ زولا را ادامه دهنده روش واقعگرايي انتقادي ميدانند . آثار او توصيف زندگي انسانهايي است كه به آينده و خوشبختي در قرن بيستم اميدوار بودند . آناتول فرانس در مراسم خاكسپاري زولا گفت : او با اعتقاد عميق ، يك نويسنده اخلاقگرا بود و در يك لحظه تاريخي مهم و خطرناك ، تمركز وجدان انسانيت خود را ، با دفاع از قربانيان بي گناه حكومتي نشان داد . نيچه در اين رابطه گفته بود : با كمك مطالعه بعضي از آثار ادبي ، انسان با صداقت تر ميشود .

زولا در باره نظريه زيبايي شناسي معتقد بود كه : اثر هنري ، قسمتي از طبيعت در آينه شور و شوق و عشق انساني است . از نظر جهانبيني اجتمايي، گروهي زولا را تحت تاثير نظريات آگوست كنت ، چارلز داروين ، و فلسفه مثبت گراي پوزيويتيسم مي دانند.