زولا
، زندان يا رمان ؟
عليشاد لربچه
asolt@web.de
عكس و تصاويري از اطاق كار و ميز نويسندگي اميل
زولا ، رمان نويس فرانسوي در قرن 19، انسان را بياد كاخ گلستان و كاخ مرمر قبل از
انقلاب مي اندازد. در روي ميز كار او يك قالي نو كوچك پهن شده و روي آن چند جلد
كتاب قطور و دايرت المعارف جهانشمول. تماشاچي
عكسها ،به زبان عاميانه با خود
خواهد گفت : اين يعني نويسنده و نويسندگي ! . زولا چنان با شكوه و جلال و اعتماد
بنفس پشت ميز كارش نشسته كه انسان بياد ساتراپ هاي ايالتهاي دوره هخامنشي مي افتد
.، فضايي گرم و نرم و مطبوع، پر از قفسه هاي كتاب و چراغهاي نوراني و وسايل زيباي
آنتيك قديمي، گردآوري شده از سراسر جهان.
دوران زندگي پرتلاطم اميل
زولا مصادف شد با مبارزات اجتمايي و سياسي احزاب و دسته هاي راستگراي سلطنت طلب ،
چپ گراي سوسياليست ، و جمهوريخواه ليبرال در نيمه دوم قرن 19 فرانسه .جمهوريخواهان
سعي نمودند تا سلطنت طلبان به رهبري ناپلئون سوم را به زباله دان تاريخ بفرستند ،
سوسياليستها كوشيدتد تا دو جناح ديگر را به بايگاني تاريخ بسپارند . زولا به دليل
جانبداري از جمهوريخواهان ، ميان سنگ اندازي دو جبهه ديگر قرارگرفته بود.
در آن سالهاي ناآرام و
پرهياهو ، تهمت و افترا و پرونده سازي ، اعدام و دستگيري و آدم ربايي ، ضرب و شتم
، فرار و تبعيد ، از جمله حوادث معمولي روزانه بودند . زمانيكه درايفوس ، ناخداي دريايي ارتش فرانسه را طي
شايعات جنجالي و پرونده سازي جعلي و توطئه آميز به زندان انداختند ، بعضي از
روشنفكران ، از جمله اميل زولا ، به قول آناتول فرانس ، شجاعانه به دفاع از شرف
انسانيت پرداخت و با انتشار مانيفست : من اعلان جرم مي كنم ! ، به دفاع از او
پرداخت . حكومتگران طي يك محاكمه نمايشي زولا را به زندان و حبس محكوم كردند ، ولي
او توانست به خارج فرار كند . ولي بعد از سه سال از درايفوس اعاده حيثيت شد و زولا
هم توانست به وطن بازگردد. ولي انتقام گران دست به آزار و تهديد او زدند تا اينكه
شبي گروه ظاهرا ناشناسي دودكش بخاري كرسي خانه اش را مسدود نمود و او براثر خفگي
در سن 62 سالگي، در اوج شكوفايي ادبي درگذشت. نيروهاي امنيتي و گروههاي فشار و غرض
مند شايعه نمودند كه او خودكشي نموده . -رذالت هايي كه امروزه هم در بعضي از جوامع
غير مدني اتفاق مي افتد! .
در حال حاضر هم ،صاحبنظران
آثار زولا را بخشي از ادبيات جدي جهاني ميدانند . رمانهاي او در كتابخانه هاي
عمومي اروپا از پر خواننده ترين آثار به عاريت گرفته شده ميباشند. مورخين ادبي،
نيمه دوم قرن 19 را به علت فعاليت آموزش و پرورش سراسري ، دوران طلايي رونق و
محبوبيت ژانر رمان در فرانسه ميدانند. بر اثر سياست سوادآموزي عمومي ، ميليونها
نفر جوياي مطالب خواندني بودند. رفاه نسبي اقتصادي در ميان اقشاري از جامعه ، قدرت
خريد كتاب و مطبوعات را بالا برد. چون غير از تاتر و سيرك ، سرگرميهاي عمومي ديگري
مانند : سينما-راديو-تلويزيون-و توريسم به شكل امروزي، وجود نداشت و فكر و خيال
انسانها احتياج به غذاي روحي داشت ، نياز به قصه گو و داستانسرا و مقاله نويس در
همه جا محسوس بود .زولا به دليل پشتيباني مجلات و روزنامه ها ، خوانندگان فراواني
يافت .
اميل زولا در سال 1840
متولد شد و در سال 1902 درگذشت. پدرش يك مهندس ايتاليايي بود . او 22 ساله بود كه
مليت فرانسوي را پذيرفت.زولا همچون ديكنز نويسندگي را در ابتدا با روزنامه نگاري
شروع كرد. او بعدها يكي از پركارترين اديبان اروپا شد و دهها رمان قطور نوشت . از
مشهورترين رمانهاي او : نانا- ژرمينال- آدم كش- طعمه- شكار وحشي -و روگون ماكوارت
هستند. زولا در رمان نانا به ابتذال اخلاق در جامعه اشرافي اشاره ميكند و در رمان
آدم كش ، فقر كارگران را نشان ميدهد. در رمان ژرمينال ، به كشف ادبي و شرح زندگي
كارگران مي پردازد ، در حاليكه پيروان نظريه زيبايي شناسي و استتيك آنزمان ،
پرداختن به موضوع اقشار و طبقات فقير را ناخوش آيند ميدانستند . زولا يكي از
مهمترين رمانهاي خود يعني ژرمينال را به موضوع درد و رنج كارگران و زحمتكشان تقديم
كرد . او در اين كتاب به آگاهي و سرنوشت طبقاتي رنجبران اشاره ميكند .
او در بيشتر كارهايش به
موضوعات سياسي مانند سالهاي برقراري مشروطه دوم و جمهوري سوم پرداخت . ناپلئون سوم
و نخست وزيرش به علت سوء استفاده از قدرت و افتضا مالي مورد انتقاد ادبي زولا قرار
گرفتند.
زولا با كمك مجموعه آثار
20 جلدي رمان روگون ماكوارت نه تنها تاريخ
اجتمايي دو خانواده اشرافي بلكه سقوط و ابتذال سياسي و اخلاقي بورژوازي فرانسه را
در زمان مشروطه دوم نشان ميدهد ، طبقه اي كه در مقابل انيوه كارگران صف كشيده بود.
بيوگرافي نويسان مدعي هستند كه اگر بالزاك عاشق زمان خود بود ، زولا از آن متنفر
بود. زولا يك جمهوريخواه اصلاح طلب بود كه هيچگاه ادعاي انقلابي گري نكرد . سالها
بعد نازيها در آلمان آثار او را زايدههاي بلشويكي جانبدار قوم يهود نام گذاشتند .
زولا هميشه مي گفت : وطن پرستي با شوينيسم فرق دارد . او مينويسد : بايد جهان را
بر پايه عقل و خرد و علم اصلاح نمود . زولا از ماشيني شدن صنعت و توليد ، پيشرفت و
آزادي انسان را انتظار داشت . او ميگفت براي موفقيت نظام جمهوريخواهي بايد شعار
آشتي ملي را عملي كرد، مردم را باسواد نمود و نظام آموزش و پرورش را اصلاح كرد .
گرچه زولا در پايان از
مكتب ناتوراليسم فاصله گرفت ولي او به سوسياليسم تخيلي انساندوستانه فوريه پناه برد . منتقدين چپ زولا را ادامه
دهنده روش واقعگرايي انتقادي ميدانند . آثار او توصيف زندگي انسانهايي است كه به
آينده و خوشبختي در قرن بيستم اميدوار بودند . آناتول فرانس در مراسم خاكسپاري
زولا گفت : او با اعتقاد عميق ، يك نويسنده اخلاقگرا بود و در يك لحظه تاريخي مهم
و خطرناك ، تمركز وجدان انسانيت خود را ، با دفاع از قربانيان بي گناه حكومتي نشان
داد . نيچه در اين رابطه گفته بود : با كمك مطالعه بعضي از آثار ادبي ، انسان با
صداقت تر ميشود .
زولا در باره نظريه
زيبايي شناسي معتقد بود كه : اثر هنري ، قسمتي از طبيعت در آينه شور و شوق و عشق
انساني است . از نظر جهانبيني اجتمايي، گروهي زولا را تحت تاثير نظريات آگوست كنت
، چارلز داروين ، و فلسفه مثبت گراي پوزيويتيسم مي دانند.