نگاهي
به جنبش معلمان و نقاط قوت و آسيب پذيرآن
تقي
روزبه
t.roozbeh@freenet.de
نزديک به يک هفته
است که بخش قابل توجهي ازقشرگسترده معلمان کشور درقالب شوراي هماهنگي تشکل هاي صنفي(
مرکب از 17 تشکل صنفي) دراعتراض به تبعيض حقوق کارکنان دولت(عدم رعايت نظام هماهنگ
حقوق) وعدم اجراي طرح پرداخت ويژه فرهنگيان که بيش از دوسال است وعده اش داده شده
است، تحصن يک هفته اي خود را آغاز کرده
اند.
تحصن فوق که
ابتدا در برابر مجلس توسط 100تن از نمايندگان تشکل هاي صنفي شروع شد، بدنبال بي
اعتنائي و جواب سربالاي نمايندگان مجلس
وبرخورد توهين آميز مهدي کروبي مبني براين که کاري نمي توانيد بکنيد، وارد فازدوم
خود يعني اجتناب معلمان از تدريس و تحصن آن ها دردفاترمدارس گرديد.
اقدام اعتراضي اين بخش از معلمان در شکل تحصن و
دردفاتر مدارس را ، درشرايطي که بخش هاي ديگري
ازتشکل هاي معلمان هم چنان به شيوه چانه زني بي ثمر از مجاري "قانوني"
پاي مي فشرند، بايد گامي به جلودر مبارزات معلمان بشمار آورد. گرچه اعتراض بشيوه
مزبورتازگي نداشته ودرگذشته نيز بکارگرفته شده است، اما دامنه حرکت و فضاي عمومي
حاکم برجامعه پس از تحريم گسترده انتخابات به اين اعتراضات اهميت و جايگاه خاصي را
بخشيده است. مانند اکثر موارد مشابه تاکيتک هاي بکارگرفته شده توسط معلمان براي
تأمين حداکثر مشارکت معلمان وجلب حمايت دانش آموزان ازيکسو و پرهيز از دادن بهانه به دست رژيم براي سرکوب گسترده، سنجيده
وهوشيارانه است. بي ترديد شروع اعتراضات
دور جديد با شروع تحصن در مقابل مجلس
بهنگام بررسي بودجه سالانه را که در آن هيچ
نشاني ازاجراي وعده هاي داده شده به معلمان
وجود نداشت، و سپس کشاندن دامنه
تحصن به درون مدارس و با حضور دانش آموزان را بايد از جنبه هاي
درخشان تاکتيک هاي آنان بشمارآورد که ضمن تأمين گسترش دامنه شرکت معلمان درتحصن و تأمين حضور محصلين درمحل اعتراض، و
گزک ندادن به رژيم براي سرکوب-نظير سرکوب راه پيمائي دوسال پيش معلمان بسوي مقر رياست
جمهوري- درمجموع امکان تداوم حرکت و
بازتاب گسترده آن را بوجود آورده است. همان گونه که برخي از سخنگويان معلمان معترض
اعلام داشته اند، تاکنون حدود 200هزارمعلم در هزاران مدرسه سراسرکشور، که حدود 30
درصد از کل000 700 معلمان کشور را تشکيل مي
دهند دراين تحصن اعتراضي به نوبه خود عظيم شرکت کرده اند. و اين درحالي است که
بنابرگزارشات انتشاريافته عليرغم اعمال تهديدها و سياست ارعاب، دامن زدن به جنگ
رواني و ازجمله انتشار اعلاميه هاي مجعول تحت عنوان کانون صنفي معلمان توسط
دستگاهاي سرکوب رژيم، نه فقط دامنه مشارکت معلمان درحال گسترش يافتن است بلکه حمايت
دانش آموزان و همدلي خانوادهاي آنان از مطالبات برحق معلمان درحال افزايش است.
بااين همه معلمان از همان آغازحرکت حود، يک فرجه
زماني يک هفته اي براي اعتراضات خود تعيين کرده اند. هدف آنان-همانگونه که خود مي
گويند، جلوگيري از افت تحصيل دانش آموزان و درنظر گرفتن دغدغه هاي خانواده دانش
آموزان والبته برخي ملاحظات مربوط به فضاي عمومي است. بي ترديد ملاحظه معلمان
ازجهاتي قابل درک و قابل تأييد است. اما زمان بندي فوق درعين حال مي تواند دولت و
رژيم را دچار اين اشتباه محاسبه کند که گويا معلمان عليرغم دريافت پاسخ مثبت درپايان
هفته به اعتراضات خود پايان خواهندداد. وبي گمان بخشي از بي اعتنائي در برخورد
مجلس و کروبي و بي پاسخ گذاشتن درخواست ديدارنمايندگان معلمان توسط رئيس جمهورو
عدم واکنش دستگاه آموزشي کشور به چنين حرکت کمابيش گسترده، به عامل فوق مربوط مي
شود. والبته فراگير نبودن حرکت اعتراضي در سراسرمدارس نيزدليل ديگري است بربي اعتنائي دولت نسبت به مطالبات معلمان.
با اين همه واقعيت گسترش تدريجي دامنه حرکت، ايستادگي دولت
برمواضع خود، بي حاصلي راه حل هاي مبتني برمذاکره و چانه زني، و بالأخره گسترش جو
اعتراضي پس از تحريم انتخابات نمايشي رژيم و تقارن اين وضعيت با بروز نارضايتي هايي
که عموما در دوره هاي پاياني سال مطرح مي شوند، قاعدتا سازمان دهندگان حرکت را
ناگزير خواهد کرد که امکان ادامه حرکت را به دقت
مورد بررسي قرار داده و درصورت تصميم به پايان دادن آن، دلايل موجه خود را
اعلام دارند. تصميم نهائي تشکل هاي صنفي
درمورد توقف يا ادامه حرکت هرچه باشد نبايد فراموش کرد که تحصن کنوني هفتمين
اعتراض معلمان در يک سال گذشته است و بديهي
است که آخرين آن نيز نخواهد بود. تجربه
مبارزات دوساله اخير معلمان نشان داده است که آن ها با توجه به حجم مطالبات
انباشته شده خود و ماهيت ضدمردمي رژيم ، جزبا بکارگيري اعتراضات موجي وپي درپي براي
به عقب راندن رژيم سلاح ديگري دراختيار
خود ندارند. دوسال پيش درپي اعتراضات گسترده معلمان رژيم ناچارشدعقب نشيني کرده و باتشکيل کميته پيگيري
ووعده تهيه لايحه اي براي ارائه به مجلس
به مطالبات معلمين پاسخ مثبت بدهد. بااين همه عقب نشيني فوق در سطح وعده باقي
مانده ورژيم از تهيه چنين لايحه اي براي پاسخ به مطالبات معلمان سرباززده است.
دولت مدعي بود که با توجه به گستردگي قشرفرهنگي(يک ميليون و دويست هزارنفر) وبا توجه
به کسري بودجه و کمبود نقدينگي ناتوان ازاختصاص بودجه براي اين منظور است. گرچه
دلايل فوق با توجه به اختصاص بودجه هنگفت به امور نظامي و ساير نهادهاي انگلي و
تاراج درآمدهاي نفتي توسط طبقه ممتازه و آقازاده ها براي کسي پذيرفتني نبود، اما
وجود ذخاير ارزي نزديک به 15 ميليارد دلار ناشي از در آمد اضافي نفت و تصويب اجازه
برداشت شش و نيم ميلياردلاري ازصندوق ويژه
ارزي درطي چندمرحله، بي پايگي دلايل دولت را برملا ساخته است. وجود ذخاير ارزي فوق
مدت ها بود که اشتهاي بورژوازي ممتازه و سوداگررا بشدت تحريک کرده وموجب بکارگيري
تمهيدات و تلاش هاي متعددي براي بالاکشيدن آن ها گرديده بود. درچنين شرايطي پرسيدني
است ذخايرارزي که به مردم ايران متعلق است و بايد درمسير نيازهاي واقعي آن صرف و
سرمايه گزاري شود، چرا بايد توسط نهادهاي
عريض و طويل سرکوبگر و انگلي نظير امداد امام و طبقه ممتازه و آقازاده هاي نورسيده
ملاخور شود؟ و چرا نبايد بخش کوچکي از آن صرف تأمين ضرورت هاي حداقل و اوليه
معلمان زحمتکش نشود؟ . در شرايط دستبرد دولت و آقازاده ها به صندوق ذخاير ارزي حتي
دلايل و توجيهات هميشگي دولت مبني برفقدان بودجه و تورم زا بودن چنين پرداختي بيش
از هرزماني نادرستي و بهانه بودن خود را نشان داده است. چرا که اين کسري بودجه
دولت و نيز نهادها و آقادزاده ها و کيسه هاي گشاد آنان هست که دندان طمع را براي
فرو بلعيدن ذخايرفوق تيز کرده اند نه آن کارخانه ها و پروژه هاي خيالي که گويا
درانتظار تزريق دلارهاي فوق هستند. درچنين شرايطي پرسيدني است که آيا صرف تقريبي
5 درصد از برداشت فوق و اختصاص آن باين قشر رنجور و زحمتکش و درعين حال پرعده و تآثيرگزار برفرهنگ و تؤسعه و پيشرفت که
متأسفانه درشرايط کنوني 80 درصد آنان زير خط ففرقرارگرفته اند و براي
گذران زندگي خود ناچارند که اکثرا شغل دومي چون مسافرکشي ودست فروشي وکارهايي که
دون شأن آنان بشمار مي رود براي خود ست و پاکنند، آيا به معناي دامن زدن به مصرف
گرائي و افزايش توقع درجامعه است؟. معلمان خود پاسخ شايسته باين سؤال داده و گفته
اند که به آنها نبايد بعنوان موجودات مصرف کننده نگريست. آن ها درعين حال بعنوان
عامل تؤسعه و سازنده نيز محسوب مي شوند.
حرکت
معلمان و مواضع جناح هاي حکومتي.
حرکت اعتراضي
معلمان مواضع هردو دوجريان را بيش از هرزماني درمعرض رسوائي بزرگ قرار داده است.
نخست بي اعتنائي مدافعان دستگاه ولايت و شخص خامنه اي را نسبت به درخواست هاي اوليه
معلمان، درحالي که درمقابله با شعار تؤسعه سياسي رقيب خود گوش فلک را با شعارهاي
غلط اندازي چون "عدالت و رفاه" و مبارزه با فقر کرکرده اند. توگوئي که
حکم حکومتي فقط براي خفه کردن صداي مطبوعات و مخالفين سياسي و تنظيم بودجه در
راستاي پروارکردن نهادهاي تحت امر ولايت
صادرمي گردد و لاغير. ديگري سکوت و
بي اعتنائي اصلاح طلبان از هردو قماش يعني هم ازنوع ناپيگير وهم به خصوص ازنوع پيگيرش که پس از رانده شدن از
قدرت ادعاي پرطمقراق سنگرگرفتن در جامعه مدني و مطالبات مدني را سرداده اند. توگوئي
که جامعه مدني به مثابه بستري از پرقو است براي بيتوته کردن تا نوبت انتخابات بعدي
برسد. توگوئي فرياد بيش از يک ميليون و دويست هزارنفرفرهنگي زحمتکش براي تأمين مايحتاح
اوليه خود و تحصن آنان ربطي به جامعه مدني ندارد!.
سکوت
جنبش دانشجوئي!
بااين همه اگر از
آنان که مسبب اشاعه فقر وفلاکت عمومي اند جز اين انتظاري نيست، اما نمي توان بسادگي
از سکوت جنبش دانشجويي درحمايت از جنبش
معلمان درگذشت(همانطورکه نمي توان ازسکوت آن ها دربرابر به رگبار بستن کارگران
بابک ازهوا و زمين و کشتن و مجروح کردن ده ها تن از کارگران گذشت). بي ترديد
اگرنقد عملکرد گذشته بعنوان نگاه به بالا و تبديل شدن به تسمه نقاله انتقال مطالبات بالائي ها به بدنه
اجتماعي، جاي خود را به دفاع قاطع از
مطالبات جنبش هاي اجتماعي وابراز همبستگي
با آن ها و تقويت پيوند آنان با يکديگر ندهد، هنوز نقدي نيم بند و ناپيگير بوده و
قادرنيست که جنبش دانشجويي را ازفروغلطيدن به ورطه انفعال و تشتت در شرايطي اين چنين
حساس و خطير بازدارد.
بديهي است که
جنبش معلمان نيز بايد به نوبه خود تلاش
لازم را براي تقويت پيوندهاي خود با جنبش هاي ديگر بعمل آورد. هم اکنون آن گونه که برخي از سخنگويان اين جريان مي گويند
براي آن که انگ سياسي به آن ها نخورد و جريان هاي سياسي حاکم نتوانند مبارزات آنها
را مورد سوء استفاده قراردهند، معلمان بشدت
تلاش دارندتا به خواست هاي خود رنگ صددرصد صنفي و غيرسياسي بزنند. و اين
درحاليست که صرفنظر ازرنگ و بوي فضاي عمومي حاکم برجامعه، مبارزات فرهنگيان بنا
بدلايل عديده اي چون قرار گرفتن در برابر کارفرمايي بنام دولت، و طرح مسائل کلاني
چون تغيير اولويت هاي بودجه ، رودرروئي بي واسطه با تداخل مذهب و آموزش و طرح
مطالبات دمکراتيک برخاسته از شرايط شغلي خود، درماهيت وعمق خويش بشدت سياسي و
دمکراتيک محسوب مي شود. بي ترديد تأکيد برصنفي و غير سياسي بودن مطالبات درشرايط
کنوني براي تقويت صفوف اعتراض کنندگان و اجتنناب از سرکوب قابل فهم بوده و ضروري
است.
جنبش معلمان براي آن که بتواند حاکميت را به عقب نشيني
وادار کند راهي جزغلبه برمحدوديت ها و نقاط آسيب پذيرخود و بهره گيري از نقاط قوت
خود ندارد. قشر معلمان بعنوان بخش مهمي از مزدو حقوق بگيران بدليل قرار گرفتن در
برابر شکل ملموس و عريان استبداد مذهبي در آموزش و پروش و پيوند با ميليون ها دانش
آموز و خانواده آنان، داراي جايگاه مهمي در ميان مزدو حقوق بگيران است. جايگاه فوق
با برخورداري از مزايايي چون توان تشکل پذيري و تجمع درواحدهاي فرهنگي ، خصلت سراسري داشتن، پرشمار
بودن، داشتن آگاهي وسرو کار با دانش ، تجربه کمابيش غني مبارزاتي، و نياز جامعه
بطوراعم و جامعه جوان کشورما به طور اخص
به وجود آن ها(بطوري که اگر کارگران کارخانه ها با خطربيکاري وشمار روز افزون ارتش
وسيع بيکاران روبروهستند، دراينجا با کمبود معلم روبروهستيم)، مي تواند دربسترمبارزات اجتماعي،با وقوف به توانائي ها و
شکل گيري همبستگي طبقاتي فعليت يابد. مجموعه ويژه گي هاي فوق به قشرمعلمان جايگاهي
را مي بخشد که مي توان از آن به دو ويژگي قشرمرجع( واثرگذاربودن) و نيزداشتن قدرت
چاني زني اشاره کرد. از اين رو باتوجه به
جايگاه و توانائي هاي اين قشر اجتماعي، عجيب نيست که شاهد تلاش هاي بسياري ازجانب
جناح هاي حاکميت براي اعمال نفوذ و کنترل و درعين حال ايجاد پراکندگي و تشتت درميان
آن ها باشيم. عاملي که بايد آن را يکي از مهم ترين علل ناکامي نسبي مبارزات معلمان
دانست. و همين مسأله ما را به يکي از مهمترين مؤلفه هاي مورد نياز جنبش معلمان يعني
ضروت تحکيم و تقويت تشکل هاي مستقل معلمان به عنوان يکي از حياتي ترين مطالبات و
تلاش هاي اين قشر رهنمون مي شود. بعنوان مثال هم اکنون يکي از نقاط آسيب پذير جنبش
معلمان محدود ماندن آن درمحدوده 30% است که موجب شده دامنه اعتراضات عموما درمدارس
پسرانه و دربخشي از مراکز استان ها و شهرستان ها، محصورمانده و لاجرم آسيب پذيرگردد.
بنابراين تلاش براي فراگيرکردن آن درميان معلمين از يکسووضرورت جلب حمايت دانش
آموزان و همدردي اولياء آنان از سوي ديگر اهميت زيادي در کاستن ازدامنه آسيب پذيري
آن دارد.
و بالأخره در پايان
بايد به اهميت اطلاع رساني و تبديل کردن اعتصاب معلمان به بعنوان واقعه مهمي که
براستي همه مردم درجريان آن باشند اشاره کرد که اهميت زيادي در گسترش حرکت و عقيم
گذاشتن تؤطئه سکوت حاکميت دارد. بکارگيري تاکتيک هاي مناسب اشاعه دهنده خبر اعتصاب
نظير مصاحبه و گفتگو و..، استفاده از اينترنت ورسانه هاي خارج کشور براي انتشاراخبار
اعتراضي معلمان، داراي اهميت زيادي است. حمايت فعال اپوزيسيون مدافع آزادي و برابري
از جنبش معلمان زحمتکش و افشاء فشارها و اقدامات رژيم براي خاموش کردن آن نيز به
نوبه خود جاي گاه خود را دارد.
11.3.2004-21.12.82
.