انتخابات مجلس هفتم
و نتايج آن
عصرنو
انتخابات مجلس هفتم به صورتي که شوراي نگهبان تدارک
ديده بود، برگزار شد. نتايج بلافصل اين انتخابات از پيش روشن بود. کسي ديگر ترديدي
نداشت که اکثريت برآمده از اين انتخابات همان نيروهائي خواهند بود که از قبل براي
ورود آن ها به مجلس سال ها نقشه کشيده شده و در راس هرم حکومت برنامه ريزي شده
است. اکنون بخش مهمي از اين نيروها در همان روز نخست از صندوق ها در آمده اند و
بخشي ديگر بايد منتظر دور دوم باشند. ولي قدر مسلم حضور اکثريت دو سوم نيروهاي
مدافع استبداد در مجلس قطعي است.
در همه انتخابات ديگر، برد و باخت در آن ها مهم بود،
در اين انتخابات اما اين برنده نبود که مهم بود. چون نتيجه از همان نخست روشن بود.
بلکه چگونگي رونداين برد و نوع و نحوه برخورد مردم با آن حائز اهميت بود.
اکنون آمار رسمي منتشر شده است. اين آمار شرکت مردم
در انتخابات را اندکي بيش از ۵۰ درصد واجدين شرائط نشان مي دهد. شايد هم آمار
واقعي با توجه به وضعيتي که از حوزه هاي راي گيري گزارش شده است، کمتر از پنجاه
درصد باشد و اين پنجاه درصد و اندي بيشتر آمار مصلحت نظام باشد تا واقعيت. اما به
هر حال اگر اين آمار را واقعي در نظر بگيريم، اولا شرکت مردم در انتخابات در
مقايسه با تمامي انتخابات تاکنوني مجلس کمتر از هميشه بوده است. ثانيا اوج امتناع
مردم از شرکت در انتخابات در شهر هاي بزرک مثل تهران و اصفهان و .. بوده است. که
نشاندهنده روحيات حاکم بر اکثريت مردم شهر نشين کشور در مقابل حکومت اسلامي است.
ثالثا راي اصلاح طلباني که در انتخابات شرکت کردند، مثل کروبي در شهر هاي مهمي مثل
تهران نشاندهنده عدم تغيير در قضاوت مردم در باره کارنامه پر از شکست اصلاح طلبان
است.
پي امد هاي اين انتخابات را مي توان در چند عرصه از
همين حالا مشاهده کرد.اولين عرصه راي نه به اصلاح طلبان و در حقيقت نه به توهم تغيير از درون حکومت بود. که در نتايج
آراء اصلاح طلبان جلوه گر شد و تغيير چنداني با برخورد مردم در انتخابات شورا ها
را نشان نمي داد. يک بار ديگر اثبات شد که استراتژي تغيير از درون حکومت، از
برنامه انتخاب مردم حذف شده است و اصلاح طلبان فعلي با اين استراتژي ديگر شانسي
براي برخورداري از راي مردم را ندارند.
از نتايج ديگر اين انتخابات آموزشي است که بايد
اپوزيسيون حکومت از آن بگيرد. شرکت مردم در اين حد بيش از انتظار همه کساني بود که
سياست تحريم را در پيش گرفته بودند و در انديشه
ديدن نتايجي بمراتب کمتر از ۵۰ درصد بودند. اين امر به واقعيت نپيوست. از
اين امر نبايد به نادرستي و يا زير سوال بودن تحريم انتخابات فرمايشي رسيد، اما نمي
شود هم نتيجه گرفت که الزاما سياست تحريم موفق بوده است. درست اين است که بعد از
هر انتخاباتي بر اساس نتايج بدست آمده از آن ارزيابی داه شده و استنتاجات سياسي
جديد گرفته شود تا سياست ديروز توجيه شود. هر سياست درست الزاما سياست موفق نيست.
در عين حال سياست زماني به معناي واقعي کلمه درست است که توام با موفقيتي هم باشد.
اين امر درست است که درصد معيني از نيروها، بخصوص در
شهر هاي بزرگ، از حضور در انتخابات امتناع کردند، که در انتخابات گذشته بخصوص در
انتخابات مجلس ششم حضور فعال داشتند. ولي نمي شود آن را دليلي بر موفقيت سياست
تحريم تلقي کرد. نيروي امتناع در اين انتخابات، شايد رقمي بين بيست تا سي درصد را
تشکيل بدهد، اما در عمل نيروي تعيين کننده اي در معادلات سياسي سال هاي اخير کشور،
با توجه به نفش و موقعيتش بوده است. اين امر را در دوم خرداد ۷۶ و چند انتخابات
بعد از آن نشان داده است. ويژگي اين نيرو که ثقل اصلي آن را نيروي جوان جامعه اعم
از زن و مرد تشکيل مي دهد، با تحرک خود
گروهبندي هاي ديگر را تحت الشعاع قرار مي دهد، آن ها راتجزيه مي کند و ترکيب جديدي
را ايجاد مي نمايد. اصلاح طلبان حکومتي با اتکا به اين نيرو و تاثير حضور آن بود
که توانستند دولت و مجلس را تحت کنترل
خود درآورند و با از دست دادن اعتماد اين نيرو هم صحنه را بعد از شش سال باختند و
اکنون بتدريج و با خشونت از حکومت بيرون رانده مي شوند. اين بيست تا سي درصد در
اين انتخابات ، هم چنانکه در انتخابات شورا ها فعال نبود.
اپوزيسيون فعال جنبش مقاومت در برابر انتخابات مجلس
هفتم و تحريم آن، بايد در سياست هاي آتي خود نبض اين نيروي اجتماعي را پيدا کند تا
بتواند در سياست نيز بر تاکتيک هاي قابل محاسبه و عملي دست يافته، موفقيت خود در
اتخاذ تاکتيک را تضمين کند.
و اما نتيجه عملي ديگر اين انتخابات و پروسه هاي منجر
به آن گسترش دامنه اپوزيسيون تا حاشيه قدرت حکومت است. جريان مقاومت بخشي از
نمايندگان مجلس و اعلام عدم شرکت در انتخابات از سوي احزاب مهم اکثريت مجلس ششم،
طرح هاي دارو دسته هاي قدرت طلب پشت کودتاي پارلماني اخير، تسليم کم سرو صدائي از
نوع خاتمي و کروبي را، نقش بر آب ساخت و بخش مهمي از نيروهاي درهم شکسته اصلاح
طلبان حکومتي را جان تازه اي بخشيد، هر آينده اي هم در انتظار اين نيروها باشد، از
زندان و .. يک واقعيت روشن است که نيروي جديدي به مخالفان حکومت اسلامي و استبداد
مذهبي افزوده شده است. اين نيرو در رگ و پي حکومت اسلامي ريشه دارد و در گريز از
آن و چه بسا در تلاش رهائي از قيد و بند هاي نظام سياسي موجود بر دست و پاي خود
است.
هنوز بايد منتظر نتيجه نهائي و ابعادواقعي تحولاتي
بود که بعد از اين انتخابات در حال شکل گيري اند.