جشن شيليايیها به ياد قلب عاشق نرودا
فرانس پرس: شيليايیها که تا همين چند سال پيش اشعار نرودا
را در گنجههايشان مخفی
میکردند، حالا
يکصدا به مناسبت تولد صدسالگی او فرياد میزنند: «هوا را از من بگير، خندهات را نه».
دوازده ژوئيه سالروز تولد صدسالگی شاعر عاشقه پيشه
شيليايی است. تمام دوستداران نرودا در ايستگاه راهآهن پارال
گردهم میآيند، تا روزهايی را که نرودای نوجوان با
پدرش در اين ايستگاه گذراند را ياد کنند. علاوه بر اين ايستگاه، پارال ميزبان
قطاری است که از پايتخت شيلی اديبان و دوستداران و رئيسجمهور ريچارد
لاگوس به اين ايستگاه میآيند.
پابلو نرودا در دوازده ژوئيه ۱۹۰۴ در پارال شيلی
به دنيا آمد، نام اصلیاش نفتالی
ريکاردوريس با سوالتا است. نردوا از ترس پدرش که کارگر راهآهن
بود در نوجوانی اشعارش را با نام مستعار منتشر میکرد، نام پابلو
را دوست داشت و نرودا را از ناميان نرودا
شاعر قرن نوزدهمی چک گرفت.
مدير مدرسهاش گابريلا
ميسترال شاعر معروف شيليايی که اولين نوبل را به شيلی برد، اولين کسی بود که کشف
کرد نرودای شانزده ساله قريحه شعر دارد. سی سال از مرگ نرودا میگذرد
اما هيچ جوانی نيست که قطعهای از اشعار
او را وقتی که عاشق میشود زير لب
زمزمه نکند.
جوانان شيليايی هرکدام به نشانه علاقهای
که به نرودا داشتند سيبی را به ياد او کنار هم گذاشتند که دست آخر قلب بزرگی شد که
رويش نوشته بودند پابلو نرودا. وزن اين قلب که با سيبهای سرخ
پوشيده بود به ۴ تن رسيد. همچنين يک طومار دو کيلومتری به ياد او در خيابانهای
زادگاه وی پهن کرده بودند که هرکس به ياد او مطلبی در آن مینوشت.
پابلو نرودا درست دوازده روز پس از کودتای ژنرال
پينوشه چشم از جهان فرو بست، جوانان شيليايی او را به خاطر کلبی مسلک
بودنش دوست دارند. مأموران کودتا وقتی در جستوجوی اسلحه به
خانه او ريختند نرودا گفت اينجا چيزی جز «کلمه» پيدا نمیکنيد.
از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۰ اشعار او در شيلی اجازه چاپ
نداشت. نرودا سه بار ازدواج کرد و بارها عاشق شد.
علاوه بر جشنی که در ايستگاه پارال برای نرودا برگزار
شد، بسياری از دوستدارانش به صد کيلومتری سانتياگو جايی که نرودا و آخرين همسرش
دفن شدهاند رفتند و اشعار او را روی کاغذهای کناری
به يکديگر هديه دادند.
همچنين نشان افتخار نرودا به يک شاعر هندی با نام
«اسکار اوکاتادا» داده شد.