پنجشنبه ۲۵ تير ١٣٨٣ – ۱۵ ژوئيه ٢٠٠۴

آليس در سرزمين عجايب عراق

استرداد "حق حاكميت" رقت آور در عراق

 

نوشته: Robert Fisk (The Independent)

ترجمه: علي شريفيان ( شهروند ــ مونتريال)                                        

asharifian@sympatico.ca

www.shahrvand.com

 

رابرت فيسك يكي از گزارشگران صاحب نام نشريه  Independentانگلستان است. اين روزنامه نگار و نويسنده كارشناس مسائل خاورميانه، مولف كتاب مشهور  Pity The Nation است و گزارشهاي آگاهي دهنده و خواندني او در Counter Punch  هم انتشار مييابند.

مقاله اي كه در اينجا خواهيد خواند، ترجمه گزارش اين روزنامه نگار است كه در تاريخ 29 ژوئن 2004، يك روز پس از انتقال رسمي و قانوني حاكميت عراق به دولت انتقالي اين كشور به وسيله آمريكا، در اينديپندنت و همينطور روي تارنماي اينترنتي Counter Punch  انتشار يافت.

رابرت فيسك در بيروت اقامت دارد و از روزنامه نگاراني است كه ديدگاهي ويژه در رويارويي و تقابل با رسانه ها و مطبوعات "جريان اصلي" دارد. گزارش و مقالات رابرت فيسك بازتاب حقايق و جوانبي از رويدادها هستند كه ميتوان آنها را فقط در رسانه هاي بديل (آلترناتيو) پيدا كرد.

***

بدين ترتيب در پايان، دشمنان آمريكا تاريخ را معين كردند. دشمنان آمريكا مخفيانه انتقال "حاكميت كامل"  را جلو انداختند تا مامور پيشين سيا كه اكنون "نخست وزير" عراق است، از يك حمله خونين ديگر جلوگيري كند. روزي كه قرار بود مهمترين روز تاريخ نوين عراق باشد عوض شد ــ مثل تاريخ يك جشن تولد ــ براي اينكه ممكن است روز چهارشنبه (30 جون) هوا باراني باشد.

 رقت آور، واژه اي است كه به ذهن متبادر ميشود. ما در حال انتقال "حاكميت كامل" به مردم عراق هستيم؟ "كامل" صد البته، "حاكميت كامل".  داده شد، "كامل" اما ما 160000 سرباز خارجي ــ كساني كه اياد علاوي  ظاهرا خواسته است در عراق بمانند ــ را در نظر نميگيريم. "كامل" حاكميت داده شد و ما فراموش ميكنيم كه 3000 ديپلمات آمريكايي در بغداد بزرگترين سفارتخانه آمريكا در جهان را خواهند ‌ساخت، بدون اينكه به مردم عراق بگويند ما تاريخ استرداد "حاكميت كامل" را جلو انداخته ايم. البته چند نقش كوچك هم براي عراقي ها محفوظ نگاه داشته شد. براي اينكه اين "وزير امور خارجه عراق" بود كه تصميم گرفت خبر "جلو انداختن تاريخ" استرداد حاكميت عراق را يواشكي به همايش سران ناتو در تركيه برساند. بنابر اين اينگونه شد كه اين تاريخ جديد و بي مانند در تاريخ نوين عراق نه در بغداد بلكه در پايتخت امپراتوري پیشین عثماني كه زماني بر عراق حكمروايي ميكرد، اعلام شد. آليس در سرزمين عجايب نميتوانسته در چنين رويدادي كار بهتري بكند.

در نگاهي عميق تر و دقيق تربه اين رويداد راهي به درازاي بغداد تا واشنگتن در آن بازتاب مييابد. در تناقض عريان اين رويداد(نمايشي و ساختگي)، ايبسن (هنريك ايبسن نمايشنامه نويس نروژي) ميتوانسته جلوه اي عادلانه به آن داده باشد.

از همه اينها گذشته چه چيزي بيشتر از هر چيز ديگر از تقاضاي علاوي  از عراقي ها براي جنگيدن با "دشمنان مردم" در اين جريان آشنا به نظر ميرسد.

قدرت حاكميت به طور تشريفاتي با مدارك قانوني انتقال يافت. دولت تازه (به رسميت يافته) به قرآن سوگند ياد كرد. پل برمر فرماندار آمريكايي به طور رسمي با آقاي علاوي  دست داد و در حالي كه نيروهاي امنيتي ويژه سايه به سايه از او مراقبت ميكردند سوار هواپيماي سي 130 خود شد و به خانه اش پرواز كرد. اين بسيار دشوار به نظر ميرسيد که به ياد آورده شود آقاي برمر بيش از يك سال پيش با بوق و كرنا و هياهوي بسيار به دليل آنكه ايشان يك كارشناس "ضد تروريسم" است به اين شغل (فرمانداري عراق) گماشته شد.

"كارشناس ضد تروريسم" لقبي است كه "مرگ آفرينان" ]بعثي هاي جان سخت[ هر وقت به كار ميبرند،‌ اشاره شان به اوست، همانهايي كه توانستند فقط در چند ماه تقريبا تمامي جمعيت عراق را عليه ايالات متحده و بريتانيا بشورانند.

بنابر آنچه آقاي علاوي  ديروز گفت، "مرگ آفرينان" و "ته مانده ها"‌ به صدام حسين وابسته هستند. علاوي  اعلام كرد آن دسته از اينها كه جنايت مرتكب نشده اند‌ ــ حتي ميتوانند ــ به مقامات تازه بپيوندند. اما پيش از اعلام (دادن عفو به آنها و دعوت به همكاري) اين مسئله روشن شده بود كه آقاي علاوي در تلاش و اصرار براي برقراري حكومت نظامي است. وضعيتي كه از سوي هيچ ديكتاتور عربي ــ و اين بار به يك كشور عرب، وابسته به بهشت ايالات متحده ــ هيچگاه تحميل نشده است. آن هم به وسيله ارتش با فرماندهي و رهبري يك دولت مسيحي كه "اعترافات" خود را كرده است.

چه كسي آخرين نفري بود كه حكومت نظامي را بر عراقي ها تحميل كرد. صدام حسين نبود؟

نه، آقاي علاوي و دوستانش ــ همراه با احمد‌ چلبي كه به خاطر دودوزه بازيها و تقلب هايش محكوم شده و اكنون از گور سياسي خود سربلند‌ كرده ــ اينها هيچكدام صدام هاي كوچك نيستند!‌ در واقع اين ادعاي مشهورخود آقاي علاوي است كه تا پيش از آنكه از سوي صدام حسين مورد غضب قرار گيرد و كنار گذاشته شود و به لندن بگريزد، از وفاداران او بوده است.

صدام ‌داشت پيش از آنكه علاوي به لندن بگريزد تقريبا او را به هلاكت ميرساند. گريز به لندن به اعتراف خود علاوي با كمك شيلينگ هاي پادشاهي ام شانزده M16 و دلارهاي سيا (CIA) و باز به اعتراف شخص شخيص خود ايشان 12 آژانس جاسوسي ديگر اتفاق افتاد.

آقاي علاوي، ديروز درباره يك "روز تاريخي" حرف ميزد. تا آنجا كه منظور و مورد نظر نخست وزير تازه است عراقي ها ميروند تا از "حاكميت كامل" مستفيض شوند. آن دسته از ما كه در سال 2003 علامت سئوال جلوي "آزادسازي" گذاشتيم حالا بايد جلوي "حاكميت" علامت سئوال بگذاريم. اين رسم در گيومه گذاشتن به جزء لاينفك گزارش دادن از خاورميانه تبديل شده است.

شايد قابل توجه ترين نكته در حرفهاي علاوي اين بود كه آقاي علاوي خواستار آن شد كه "مزدوراني كه از كشورهاي خارجي به عراق آمده اند" بايد عراق را ترك كنند. و در عراق صد البته 80000 مزدور غربي وجود دارد. بيشتر آنها لباس هاي غربي به تن دارند. اما البته، آقاي علاوي درباره اينها سخن نميگويد و همين مسئله و اين نكته نشان ميدهد كه در اين ماجرا يك جاي كار ميلنگد.

بالاخره يك روز بايد برسد كه ما مجبور شويم كليشه ها را كنار بگذاريم ــ آن زمان، زماني است كه ما كابوس هاي امريكايي ها را رها كنيم ــ القاعده شاخه اي در عراق ندارد و عراقي ها در طرح رخداد 11 سپتامبر 2001 دست نداشته اند.

اما زياد نگران نشويد نخست وزير تازه عراق به زودي حكومت نظامي را برقرار ميكند.

ــ روزنامه نگاراني كه فكر ميكنند ميتوانند از انتقاد فرار كنند بايد درباره اين مسئله به تفكر و تامل دوباره بپردازند. بدين ترتيب همه ما بايد منتظر درخواست بيشتر براي نيروهاي امريكايي «به شيوه درخواست رسمي دولت ايالتي از دولت مركزي» باشيم. پس براي اولين به راه اندازي هياهوها و انفجارهاي روزنامه نگاران در انتظار باشيد.

« اظهار اميدواري شده» كه انتخابات عراق در پنج ماه آينده برگزار ميشود. خيلي هم خوب، خواهيم ديد.

اين واقعيت دارد كه آقاي علاوي وعده عراق آينده را با يك «جامعه متشكل از تمام عراقي ها بدون در نظر گرفتن قوميت، رنگ يا مذهب» ميدهد، اما عراقي هايي را كه آقاي علاوي وعده ميدهد كه از آنها و حقوق آنها حفاظت نمايد شامل 5000 زنداني كه در كمپ هاي مشكوك امريكا در سراسر عراق محبوس هستند، نميشود. زندانياني كه دست كم 3000 نفر از آنها در حبس امريكايي ها خواهند ماند.

در مراسم و تشريفات ديروز وعده هاي زيادي درباره محاكمه صدام حسين و همكارانش داده شد. گرچه اين اصلا تعجبي برنمي انگيزد كه حقوقدانان عراقي اين گونه احساس كردند كه موضوعات ديگري وجود دارد كه (پيش از محاكمه و مجازات صدام حسين) بايد دنبال گرفته شوند. پل برمر مجازات اعدام را در عراق لغو كرده است اما به نظر ميرسد آقاي علاوي ميخواهد آن را دوباره برقرار كند. وقتي از او پرسيده شد كه آيا ممكن است صدام حسين اعدام شود، او خاطرنشان كرد«اين از موضوعاتي است كه در سيستم قضايي عراق درباره آن بحث و گفتگو ميشود».  آقاي علاوي گفت كه در هر صورت وي با مجازات اعدام موافقت دارد.

بنابه گفته منابع امريكايي، مقامات ايالات متحده پيش از استرداد «حق حاكميت» درست دو هفته هر گونه فشاري را بر آقاي علاوي وارد آوردند با اين اميد كه وزراي او ــ در تئوري، دست كم ــ بتوانند بدون پشتيباني ايالات متحده عمل كنند.

مشاوران امريكايي هم اكنون از بسياري از موسسات و سازمان عراقي بيرون كشيده شده اند. با اين وجود ديروز اين گونه به نظر رسيد كه نخست وزير با كلماتي سخن ميگويد كه ممكن است از دهان جرج بوش شنيده شود.

علاوي به «نيروهاي ترور» اخطار كرد كه«ما فراموش نخواهيم كرد كه در اين دوره بحراني چه كساني در كنار ما و چه گروهي در برابر ما قرار گرفتند»

زماني كه اعضاي «كابينه» پا پيش گذاشتند، جلو آمدند تا دستانشان را بر قرآن بگذارند و سوگند ياد كنند تعداد زيادي پرچم عراق پشت سر آنها و تريبوني كه جلوي آن مراسم تحليف انجام شد، رديف شده بودند. اما نه آن پرچم هاي من درآوردي با حاشيه آبي و سفيد كه دولت انتقالي دو ماه پيش اختراع كرد.

مشكل واقعي آقاي علاوي اين است كه او  در همان حالي كه بر يك نيروي خارجي، نيروي غربي و مسيحي براي پشتيباني از حكمراني  خود تكيه زده است، بايد يک رهبر مستقل باشد. او نميتواند بدون كمك اين نيروي خارجي امنيت را برقرار كند. اما بر اين نيروي خارجي كنترل هم ندارد. آقاي علاوي نميتواند به امريكايي ها دستور بدهد عراق را ترك كنند.

اما اين مسئله به طور واقعي مطرح است كه اگر آقاي علاوي به راستي قصد رهبري عراق را دارد قوي ترين و محكم ترين نشانه اي كه ميتواند از خود نشان دهد درخواست فوري ترك عراق به وسيله تمام نيروهاي خارجي است. در چند ساعت او (با انجام اين كار) در عراق به يك قهرمان تبديل ميشود. اما آيا آقاي علاوي اين هوشمندي را دارد که دريابد اين گام اساسي ممكن است نجات بخش او باشد؟

در اين ساعات بحراني و خونين چه كسي ميتواند پاسخ اين پرسش را بدهد؟ ساتراپهاي(1) امريكايي به عنوان كساني كه خائنان را در گذشته ها كنار گذاشته اند، شناخته و مشهور شده اند. با وجود اين معادله دردناك در بغداد اكنون اینست که آقاي علاوي بر ارتشي تكيه دارد كه نيازمند خروج آنها از كشور براي اعتبار بخشيدن به خود ميباشد.

قدرت غربي هاي اشغالگر در لايه به لايه قوانين مشكوك جاسازي و قرار داده شده است. مقدار زيادي از اين قوانين به شركت هاي غربي اجازه ميدهد منافع حاصل از دوباره سازي عراق را ببلعند. موضوع و قوانيني كه عراقي ها در مورد آنها هيچ گزينه اي ندارند و بسياري از مردم عراق هيچ علاقه اي به گردن نهادن به قوانين وضع شده اشغالگرانه آقاي برمر ندارند.

قوانيني همانند ــ به عنوان نمونه ــ مجازات يك ماه زنداني به جرم رانندگي بدون گواهينامه.

اما چرا ايالات متحده در ميان شركت هاي غربي بايد در مقابل قوانين عراق از مصونيت برخوردار باشد؟ (مانند قانون كاپيتولاسيون در گذشته نه چندان دور ایران- م) چرا زماني كه يك انگليسي و يا امريكايي مزدور يك عراقي را با شليك گلوله اي ميكشد، نميتوان او را براي بازخواست و محاكمه به يك دادگاه عراقي كشاند؟

اما آقاي علاوي بر همين مزدوران تكيه دارد. اين همان دليلي است كه به سبب آن به طرزي غم انگيز و تاسف بار و غيرقابل اجتناب او و دولت او را ساقط خواهد كرد.

مخالفان شورشگر اكنون حضوري ويژه و چشمگير دارند و آنها در سر يك نقشه دارند. اگر اين شورشيان بتوانند كشمكش و مبارزه مستقل براي ملي گرايان مسلمان سني مناطق شمالي و غرب بغداد را ادامه دهند در آن صورت سني ها هم ممكن است مدعي حق و حقوق خود براي تشكيل اولين حكومت مستقل پس از دولت دست نشانده امريكايي بشوند.

مونتريال ــ 30 جون ــ 2004

 

 

1ــ Satrap ــ ساتراپ: واژه پارسي به معناي فرماندار. زماني كه ايران بزرگترين امپراتوري جهان بود، ساتراپ ها در هر ولايت و ايالت امپراتوري، فرمانداري و اداره امور آن منطقه را زير نظرحكومت مركزي بر عهده داشتند.   م