| اخبار امروز |
|
=============================================
پرونده زهرا کاظمی به ديوان بين المللی لاهه ارجاع خواهد شد
وکيل کانادايی استفان هاشمی، پسر زهرا کاظمی می گويد با همکاری نزديک با مقامات دولت کانادا و بررسی شيوه های قانونی پرونده قتل اين خبرنگار کانادايی ايرانی را به ديوان بين المللی لاهه ارجاع خواهند کرد. وی می گويد مقامات اوتاوا بر اساس تعهد نامه کنسولی که ايران نيز آن را امضا کرده است اجرای عدالت در اين پرونده را در مراجع بين المللی دنبال خواهند کرد.
اتحاديه اروپا و پارهای از مجامع اروپايی همزبان با حقوقدانان ايرانی جريان دادگاه پرونده قتل زهرا کاظمی را محکوم کردند
==========================================
|
|
|
|
|
| سياست و جامعه |
تحيلي از بروز هرج ومرج در نوار غزه
روزهاي سخت عرفات
احمد زيدآبادي
ياسر عرفات از يك سو خود را رهبر دولت خودگردان می داند و بنابراين انتظار می رود بيش از هر مقام مسئول ديگری نگران حفظ نظم و قانون در قلمرو حكومت خود باشد و در جهت كنترل شبه نظاميانی كه قدرت فزاينده ای پيدا می كنند، بيش از ديگران اهتمام ورزد، اما عرفات گويی چنين نقشی را شايسته خود نمی داند، چرا كه از ديگر سو، او در روياهايش خود را همچنان چريك می بيند و در عمل هم، گروه های چريكی را در فلسطين رهبری می كند.
====================
عبدالکريم لاهيجی
دوران جنايت بدون مکافات به سر آمده
آيا سعيد مرتضوی هرگز از خويش پرسيده است که برسر چند تنی از اسلاف او که به عنوان دادستان يا قاضی ننگ اعدامهای سياسی را در پرونده قضايی- اجتماعی خود برای هميشه ثبت کردند, چه آمد ؟ سرلشگر فرسيوها, سپهبد آزموده ها, سپهبد فخرمدرس ها, اسدالله لاجوردی ها به چه سرنوشتی گرفتار شدند. و آيا سعيد مرتضوی می پندارد که فلاحيانّ ها, درّی نجف آبادی ها, ری شهری ها, محمّدی گيلانی ها, محسن اژه ای ها, نيری ها, رازينی ها, جنتیّ ها, ناطق نوری ها, شيخ محمد يزدی ها .... برای هميشه از مجازات معاف خواهند بود ؟
====================
مهدي اصلاني
خون شويي
جمهوري اسلامي قبيله ايست آدم خوار که آتش و دود و جنايت آن را احاطه کرده است. اين قبيله ي نکبت براي برون رفت از حلقه ي محاصره و همسان سازي خود با محيط از هيچ ترفندي فروگذار نيست و هر از چند گاهي حيلتي نو از انبان خود، که فراوان از اين دست در آن ذخيره دارد، را شعبده ي نظر خام خيالان مي کند.
کار به دستانِ حکومت اسلامي که بن مايه ي آرمانشان بر خون و جنون استوار است، خود نيز بر اين باورند که ادامه ي حيات به شيوه ي گذشته ناممکن است.
====================
مسعود بهنود
تصوير اوين در ذهن جهان
دو دادگاه همزمان، چشم جهان و مراکز جهانی دفاع از حقوق بشر و بشردوستان گيتی را بار ديگر به تهران و زندان اوين دوخته که بر خلاف رای و نظر و تصور خشگ مغزان دارد در جهان جلوهای همچون مخوف ترين زندانهای تاريخ، جاهائی همانند گولاک و آوشويتس، باستيل و ابوغريب به اوين میدهد. کسانی ممکن است بر اساس مشاهدات عينی، اين قياس را اغراق آميز بدانند که هم چنين هم هست. نه اوين و نه ديگر زندانهای نامدار ايران - مانند فلک الفلاک و قصر و عادل آباد شيراز و ملک آباد مشهد و همه ديگران - در عالم واقع، نه در دوران پادشاهی که در اختيار ساواک و يا کميته ضد خرابکاری بودند و نه در سالهای بعد از انقلاب که موزه نشدند بلکه تاريکجائی شدند و بار ننگی را به دوش بخشی از تاريخ ايران گذاشتند، همسنگ آن گورستانهای نامدار تاريخ نبودهاند. اما تاريخ را با قياسهای رياضی، به عدد زندانيان و جان باختگان نمینويسند و
...
====================
علی اصغر حاج سيد جوادی
نقدی بر نقد يک بيانيه
اگر مسئله ی «عدم شناسائی و تحقير حقوق بشر که به اعمال وحشيانه ای منتهی شده است شامل حال دولت اسرائيل می شود و اگر اين اعمال وحشيانه ناشی از عدم شناسائی و تحقير حقوق مردم بيدفاع مردم فلسطين روح و روان اين مردم بيدفاع را به عصيان واداشته است، برما قربانيان هميشگی همين عدم شناسائی و تحقير حقوق انسانی است که قبل از انتقاد به آثار ناشی از عصيان مردمی که قربانی اعمال وحشيانه ی اسرائيل هستند به علت اين عصيان و ريشه های اصلی آن در وقايع تاريخی، و انگيزه ی عاملان و دست اندرکاران اين تحقير حقوق و اعمال وحشيانه ناشی از آن بپردازيم. زيرا در مقدمه ی همين اعلاميه ی جهانی حقوق بشر توجيه رساتر و روشن تری از مشروعيت و حقانيت عصيان روح بشری در برابر اعمال وحشيانه ناشی از عدم شناسائی و تحقير حقوق انسانها به دست داده شده است آنجا که می گويد:
«از آنجا که اساسا حقوق انسانی را بايد با اجرای قانون حمايت کرد تا بشر به عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد».
|
فريبا داودی مهاجر، دبيرکل و بنيانگذار حزب زنان ايرا:
در يک جبهه دمکراسی خواهی و حتی در قدرت، نيروهای لائيک هم جای دارند!
حدود مطالبات زنان نبايد به جايی برسد که مردان آن را تعريف کنند. يعنی در حال حاضر خط قرمزهای مطالبات زنان تبديل به خطوط قرمزی شده که تمام مردان آن را تعريف کرده اند. حالا هرکدام با سبک و سياق خود. اگر ما بتوانيم اين خط قرمز را بشکنيم، يعنی خودمان را منحصر به مطالبات سياسی مردان نکنيم، آن موقع است که می توانيم مطالبات صنفی خود را محقق کنيم. فرضا به ما می گويند، صحبت از زن و قدرت سياسی نکنيد. چرا؟ چون به فرض اين آقای رييس جمهور می گويد، که من حاضر نيستم ريسکی بکنم و آن آقای رييس جمهور می گويد، که زنان توانمند نيستند و آن ديگری هم يک دليل ديگر می آورد. در واقع به خاطر ارتباطاتمان با اين يا آن قدرت سياسی، مطالباتمان را هم منحصر به مطالبات مردان می کنيم. به همين دليل اولين گامی که خانمها بايد بردارند، اين است که خود را از زير سايه ی مردسالارانه ی جامعه و گفتمان آنها دور کنند. از نظر من اولين راه باز خواهد شد، زمانی که خانمها بتوانند حرکت کنند.
====================
سعيد حجاريان در گفت و گويي اختصاصي با وقايع اتفاقيه:
سياست و اصلاح طلبي توازن ميان ستيز و سازش است
چانهزنهاي ما خوب عمل نكردند، اعتماد به نفس لازم را نداشتند، منافع پايگاه اجتماعي اصلاحات و نيز منافع و حد و حدود طرف مقابل برايشان شفاف نبود، علاوه بر اين حلقه چانهزني بسته بود، اطلاعات اين سطح به اقشار اجتماعي درست و كامل منتقل نميشد.
اكثر اصلاحطلبان در سياستورزي آماتور بودند و شغل دومشان سياستورزي بود. اصلاحات به شدت از نداشتن نيروهاي تمام وقت حرفهاي رنج ميبرد.
====================
دکتر محمد علي مهرآسا
سخني با دوستان عضو جبهه ملي ايران
جبهه ملي ايران مي داند: نظام سلطنت از هر گونه اش، نهادي است کهنه و عتيقه و ارتجاعي که جز دردسر و اتلاف بودجه و انرژي براي کشور و ملت حاصلي ندارد. نظام پادشاهي يا شبيه به حاکميت محمد رضاشاه است که همان حکومت مطلقه است و تضاد کامل با دموکراسي دارد و مورد تنفر جوامع متمدن امروز است و بايد فنا گردد؛ و يا نظامهاي شبيه بريتانيا و سوئد و نوروژ که پادشاه يا دربار نقشي در سياستگذاري و روند امور کشور ندارد و تنها بار گراني است بر دوش ماليات دهندگان. هرگونه تلاش براي بازگرداندن هر يک از اين دو شِق پادشاهي يا ريشه در ديکتاتور پسندي دارد، و يا انديشه اي است که اگر مزورانه نباشد بي شک نشان نابخردي است.
====================
حميدرضا جلائی پور
دموکراتيزاسيون و جبهه دوم خرداد
روند دموکراسی خواهی به ما اين بصيرت را می دهد که اين روند را صرفا از دريچه حوادث بزرگی چون تغيير حکومت مورد توجه قرار ندهيم. روشن است که اگر با اين معيار ارزيابی کنيم، قضاوت ما از دوم خرداد منفی خواهد بود. زيرا در اين مدت دوم خردادی ها حاملان رخدادهايی چون تغيير حکومت نبودند. اما از دريچه الگوی سه وضعيتی اين نوشته کارنامه دموکراسی خواهی دوم خرداد را دقيق تر می توان ارزيابی کرد. در هفت سال گذشته دوم خردادی ها گام هايی را در هر سه وضعيت، خصوصا در وضعيت اول و سوم، برداشته اند. اول اينکه کارنامه دوم خردادی ها در ايجاد «دگرگونی های دموکراتيک» قابل دفاع است. شکل گيری جنبش اصلاحی (اگر چه هنوز به نتيجه نرسيده است)، رشد فزاينده نهادهای مدنی، فعال شدن گرايشات سياسی، رشد روزنامه نگاری، رشد آگاهی و فعاليت زنان و ساير پويش های خرد اجتماعی، همه از نشانه های دگرگونی دموکراتيک در کشور است.
====================
تحليل" ابراهيم يزدی
" از آرايش سياسی جديد گروههای سياسی؛
اصلاحطلبان نتوانستند رای مردم را به نيروی فعال سياسی حامیخود تبديل نمايند
محافظه کاران پايگاه تاريخی خود را در ميان مردم از دست داده اند
اصلاحطلبان دچار عدم توافق در مورد مسائل کليدی میباشند
|
|
| انديشه |
توماس مور
و انديشه ي آرمانشهر
ژان مونتونو
ترجمه ويدا فرهودي
قديس کاتوليک، خيال پرداز و پيشگام رسمي کمونيسم ... کسي که اکتشاف و بينش انديشه اي را مديون او هستيم که همچنان روز آمد است: انديشه ي آرمان شهر.
|
|
| فرهنگ و هنر |
ناصر مستشار
زنان در ادبيات مردان
( زنان ، زير قلم مردان ! )
زنان درآثار برشت شباهتهايي بازنان مبارز و سوسياليست ،مانند لويزه ميشل، روزا لوكزامبورگ و كلارا زاتكين دارند. تمام زنان آثار برشت نيز بلبل زبان و اهل بحث و جدل و منطق هستند. زنان آثار اوهمچون آقاي كوينر،يكي ديگرازقهرمانانش،ميگويند: تفكر يعني اقدام و دست به تغيير زدن. نمايشنامه هاي آغازين برشت نشان ميدهند كه او از ابتداي نويسندگي خود به موضوع زنان محروم ورنجبر درآثارش ميپردازد. برشت ميگفت، فقط باكمك درام حماسي ميتوان جهان را روي صحنه تاتر براي تغيير و بهترنمودن به نمايش گذاشت. اومينويسد ، هنر بايد واقعيات را تعقيب كند. زنان درآثار برشت نه به دليل جنسيت شان بلكه به علت روابط غيرعادلانه اجتمايي و وابستگي طبقاتي شان رنج ميبرند.
=================
لِشِک کولاکوفسکی
بلعام
يا مسأله ی گناه عينی
ترجمه خسرو ناقد
=================
آذر سلطاني
ادبيات و آرمانگرايان اجتماعی
بوخارين مي گفت ، انقلاب بايد فرم هاي ادبي را نيز بغلطاند ، به نظر او موضوع فرهنگ بعد از بقدرت رسيدن،مهمترين مشكل تمام انقلابات است، پيروزي و شكست هر انقلابي بستگي به شكوفايي فرهنگ آن دارد، عقب افتادگي فرهنگي،سبب عقب افتادگي سياسي ميشود و خطري براي بازگشت توتاليتاريسم و بيزانسيسم است .
|
علياشرف درويشيان:
امروز نوشتن دربارهي جنگ كاملا ضروري است
تا وقتي كه سانسور وجود دارد و جناح خاصي متولي اين مساله است، امكان ندارد
=================
جواد مجابي:
مگر ميشود من نويسنده به انقلاب و جنگ بيتفاوت باشم؟!
نويسنده حمايت يا رد نميكند؛ فكر ميكند و آزادانه مي نويسد
جواد مجابي معتقد است: هيچ نويسنده و شاعري از جنگ و عوارض آن مصون نمانده و بيتفاوت نبوده است؛ من هم همينطور.
=================
محمود دولتآبادي :
من در انديشه اين بودهام كه بايد اثري فراخور اين واقعهي عجيب بيافرينم
از نخستين شليكهاي جنگي كه بهواقع بر ملت ما و بعد بر خود ملت عراق تحميل شد، نوشتن در اينباره، فريضهاي براي من شده است.
محمود دولتآبادي:
تا من باشم “ايراني بودن” در خودم و آثارم ادامه خواهد داشت
|
|
| زنان |
|
|
| حقوق بشر |
|
| گاه روزانه ها... |
|
|
==========================================
|
|
|
|
|