شنبه ۲ مهر ۱۳۸۴ - ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۵

نامه‌ معصومه شفيعي به رئيس قوه قضاييه

چه اتفاقي براي گنجي افتاده است؟

 

 

جناب آقاي شاهرودي،

رياست محترم قوه‌ي قضاييه!

اين نامه را در حالي مي‌نويسم که از فرط نگراني خواب به چشمانم راه پيدا نمي‌کند و دليل آن نيز بي خبري محض و شايعات تکان دهنده درباره‌ي سلامتي و حيات همسرم است. از بي‌نتيجه بودن اين نامه تقريباً مطمئنم ولي از سر استيصال به آن اقدام مي‌کنم. اندک ايماني که داشتم در نتجه‌ي عملکرد عدليه‌ي زير نظر شما به کفر گراييده ولي با يادآوري آيه‌ي شريفه‌ي: * ... لا تَايسُوا مِن رّوحِ اللهِ إِنَّهُ لَا يايسُ مِن رَّوحِ اللهِ إِلَّا القَومُ الکَفِرونَ*(يوسف/٨٧) « از رحمت خدا مأيوس نشويد زيرا تنها کافران از رحمت خدا مأيوس مي‌شوند.» نيرويي وادارم مي‌کند که قلم در دست گيرم. آخرين باري که همسر زنداني و تکيده و بيمارم را ملاقات کردم چهارم شهريور ماه بود و از آن زمان تا کنون هيچ خبري از وي ندارم و چشمان نگران و پرسشگر دخترانم و مادر دل شکسته و بيمار همسرم، مرا رنج مي‌دهد و علي‌رغم طي کردن همه‌ي مجاري قانوني باز آرام و قرار ندارم. بهترين سال‌هاي زندگي من و فرزندانم در فراق و نگراني، اشک و آه و دعا و انتظار گذشته است بارها و بارها به ذهن و زبانم آمده که اگر اکبر گنجي زبان منتقدي نداشت، اگر به کسب ثروت نامشروع مشغول بود، اگر همان اولين روز بازداشت فقط « يک جمله مي‌نوشت»، اگر به جاي مطالعه و پژوهش به کارهاي خلاف اخلاق مي‌پرداخت، اگر به فکر پست و مقام بود و اگر... يقيناً خود و خانواده اش چنين مورد بي مهري قرار نمي‌گرفتند.

 

جناب آقاي شاهرودي!

شما به موجب قانون و به عنوان رئيس قوه‌ي قضاييه موظفيد که به من به عنوان يک شهروند و همسر يک زنداني – که داراي حقوقي انساني و قانوني است- پاسخ دهيد؛ هيچ قانوني شما را از پاسخگويي معاف نمي‌کند. همسر من در زنداني است که تحت نظارت مستقيم شماست. او هر جرمي که کرده بايد مطابق قانون با او برخورد شود. هيچ قانوني رفتار کنوني قوه‌ي قضائيه با وي و شکنجه دادن خانواده‌اش را توجيه نمي‌کند.

 

جناب آقاي شاهرودي!

مسؤلين مربوطه يک بار ادعا مي‌کنند که گنجي در بند عمومي است و بقيه‌ي محکوميت خود را مي‌گذراند، بار ديگر ادعا مي‌کنند که در قرنطينه‌ي بهداشتي – درماني زندان اوين است. اگر در بند عمومي است در کدام بند است و روزهاي ملاقات آن بند کدام است؟ زندانيان بند عمومي هر هفته روزهاي خاصي ملاقات دارند، تلفن دارند، به مرخصي مي‌روند و... و طبق آيين نامه‌ي داخلي زندان تمام امورشان تحت اختيار مسؤل زندان است نه دادستان ولي در مورد گنجي تنها کسي که مسؤليت ندارد رئيس زندان است. چرا به ما ملاقات نمي‌دهند؟ چرا به گنجي اجازه نمي‌دهند يک تلفن به منزل بزند و فرزندان نگرانش را از انتظار و اضطراب نجات بخشند؟ و اگر گنجي در قرنطينه‌ي بهداشتي – درماني است به چه دليل به قرنطينه منتقل شده مگر پزشکان بيمارستان ميلاد(علي الادعا) رسماً اعلام نکردند که حال گنجي، خوب است!!؟ حتماً اتفاق خاصي افتاده که به قرنطينه‌ي درماني منتقل شده است. هيچ مقام مسئولي پاسخ ما را نمي‌دهد شما به ما بگوييد ما چه کنيم؟ اگر کسي، از مسئولين تحت امر شما شاکي باشد بايد به کجا مراجعه کند؟

من، آقاي گنجي و وکلاي ايشان بارها و بارها طي ۵ سال گذشته از قضات پرونده‌ي آقاي گنجي به دادستاني انتظامي قضات و کميسيون اصل نود مجلس ششم شکايت کرديم فقط در مرحله‌ي اول رسيدگي شد و براي قاضي پرونده‌ي گنجي کيفر خواست صادر شد ولي در مراحل بعد، مسکوت گذراندند تا شامل مرور زمان شود. کميسيون اصل نود نيز بعد بررسي و تحقيق بسيار اعلام کرد که در جريان پرونده‌ي گنجي کارهاي خلاف قانون صورت گرفته است.

 

آقاي شاهرودي!

اگر در دادستاني انتظامي قضات به شکايت متعدد ما رسيدگي مي‌شد و يا حداقل کيفر خواست صادره بيطرفانه رسيدگي مي‌شد، اگر گزارش کميسيون اصل نود ضمانت اجرايي داشت، اکنون چنين نامه‌اي نوشته نمي‌شد. اميدوارم اين مکتوب نيز به سرنوشت مکتوبات ديگر دچار نشود لذا خاضعانه از افکار عمومي تقاضا دارم که پاسخ به اين نامه را از آقاي شاهرودي طلب کنند.

 

معصومه شفيعي

همسر آقاي گنجي

٣٠/٦/١٣٨٤

رونوشت به: رسانه‌هاي عمومي