شنبه ۲ مهر ۱۳۸۴ - ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۵

باور کنيم

جان زندانيان سياسي در خطر است.

 

شيوا نظرآهاري

 

در حالي که سکوت پر ابهام مجامع و سازمانهاي حقوق بشري در سراسر دنيا نسبت به اعدام دو زنداني سياسي در زندان اروميه ،  و عدم موضع گيري قاطع و آشکار نسبت به اين عمل غير انساني رژيم جمهوري اسلامي ، اين بيم را بوجود آورده است که رژيم بي توجه به تمامي ميثاقهاي بين المللي و حقوق بشري و بدون توجه به فشارهاي جهاني بار ديگر فشار بر فعالين سياسي را افزايش داده و پس از اعدام اين دو تن ساير احکام اعدام زندانيان سياسي را به اجرا در آورد، جنتي امام جمعه تهران نيز در سخنان جديد خود بار ديگر خبر از به اجرا در آمدن احکام اعدام اين زندانيان و افزايش فشار بر فعالين سياسي داده است.

بر کسي آشکار نيست که کانون مدافعان حقوق بشر که داعيه دار و منادي دفاع از حقوق بشر در ايران است و يکي از پايه گذاران خود را نيز در جهت نيل به اين هدف قرباني داده است( عبدالفتاح سلطاني) چرا در برابر چنين عملي سکوت اختيار کرده ؟ آيا اسماعيل محمدي و محمد پنجويني با هر مرام و بينش سياسي جزء  خانواده ي زندانيان سياسي نبوده اند؟ چه شده است که رژيم جمهوري اسلامي پس از سالها به خود اجازه داده است در ميان فشارهاي سنگين بين المللي مبني بر نقض حقوق بشر و در زماني که چشم بسياري بر زندانهاي ايران است، چنين آشکار فردي را به جرم عضويت در يک حزب سياسي  به بالاي چوبه دار ببرد؟

آيا نبايد بيمناک بود که فردا نوبت ديگراني که در زندانهاي مختلف ايران زير حکم اعدام قرار دارند باشد؟ سعيد ماسوري؛ ولي الله فيض مهدوي، حجت زماني، ابوبکر ميرزا قادري،عثمان ميرزا قادري، قادر احمدي و .... از جمله زندانيان داراي حکم اعدامند.

به نظر ميرسد با روي کار آمدن دولت منتخب احمدي نژاد! آقايان شمشير را از رو بسته اند.. سرکوبهاي گسترده خياباني همراه با دستگيريهاي گسترده فعالين سياسي در چند ماه اخير حکايت از آن دارد که حکومت در ايران با ديدن پايهاي لرزان خود سرکوب را بهترين راهکار دانسته است و گرنه چرا ميبايست مجتبي سميع نژاد تنها به اتهام وبلاگ نويسي به 2 سال و 10 ماه حبس محکوم شود و در زندان قزل حصار در ميان مجرمان با جرايم عادي روزگار بگذراند؟

کيانوش سنجري به چه اتهامي وارد چهارمين ماه بازداشت خود شده، سخنگوي قوه قضائيه که اعلام کرد مدت بازداشت موقت متهمين در مورد جرايم مهم و سنگين به 4 ماه افزايش پيدا کرده است پاسخ دهد که در پرونده کيانوش سنجري و امثال او چه چيزي وجود دارد که به خاطرش او از 26 خرداد ماه در بند 209 زندان اوين نگهداري ميشود؟ آيا به راستي اتهامات وي اينقدر مهم و سنگين  است ! شايد هم او يکي ديگر از جاسوسان هسته اي باشد و در نکار عبدالفتاح سلطاني به فروش اسناد هسته اي ايران مي پرداخته است!

بايد نسبت به سرنوشت تمامي زندانيان سياسي به خصوص زندانيان داراي حکم اعدام نگران بود.. رژيم در طول مدت اعتصاب غذاي اکبر گنجي نشان داد که به هيچ تعهدي پايبند نيست و علي رغم فشار جهاني براي آزادي او ، در ميان ناباوري وي را از بيمارستان به زندان منتقل کرد و تاکنون اجازه ملاقات را براي خانواده وي صاد نکرده است. در چنين شرايطي ميبايست تا دير نشده براي نجات جان ساير زندانيان سياسي اقدام کنيم ، در اين ميان فعالين سياسي و حقوق بشر در خارج از ايران سهم مهتري را از اين مهم به دوش دارند چرا که در فضاي بسته ي امروز ايران هرگونه فعاليتي( اعم از تجمع ، تحصن،...) با پرداخت هزينه هاي سنگين براي فعالين سياسي همراه است. زمان آن رسيده که اپو زسيون خارج از کشور حول يک محور " حمايت از زندانيان سياسي" با يکديگر متحد شده و نگذارند زندانهاي ايران بار ديگرروزهايي چون 67 را به خود ببيند. حمايت از زندانيان و فعالين سياسي در حال حاضر وظيفه ي اول اپوزسيون خارج نشين ايران است.