يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۴ - ۷ اوت ۲۰۰۵

احمدي نژاد، براي رهبر ممتاز است، نه براي ملت

 

هموطنان گرامي،

اينجانب، متولد مشکين شهر از استان اردبيل، يکي ازپرچمداران فعال حقوق بشر و از طرفداران سر افراز خانم شيرين عبادي، برنده جايزه نوبل سال 2003 ميلادي در ازاي فعاليت ايشان بنفع حقوق بشر و آزادي شهروندان ايراني، ميباشم.

بمناسبت مراسم تنفيذ رياست جمهوري، دکتر محمود احمدي نژاد، در روز چهارشنبه 12 مرداد ماه 1384، وظيفه خود ميدانم، به اين وسيله، به رهبر ايران، خامنه اي، به شهروندان ايراني و سازمانهاي حقوق بشر در سراسر جهان، هشدار دهم که انتخابات رياست جمهوري ايران در سال 1384 با شئون اساسي دموکراسي و حقوق بشر متغاير ميباشد.

محمود احمدي نژاد، صرفاً بخاطر اينکه نهال اميد بهبودي وضع اقتصادي توام با بازگشت به راه اسلام را در قلب رأي دهندگان نشانده بود، به رياست جمهوري اسلامي انتخاب شد، در حاليکه اکثر اشخاصي که به نفع وي رأي داده اند، از شدت افراط وي بي خبرند.

ايشان، در مرامنامه سياسي خود حتي اشاره اي به واژه هائي همانند "آزادي"، "آزاديهاي فردي"، "حقوق بشر" و "مردم سالاري" ننموده است.احمدي نژاد و اکثر طرفداران وي، بکلي جمله هاي باشکوهي مانند: "راه خدا همان راه آزادي بشر است"، "در اسلام آزادي مقدم بر اقتصاد است"، "هر جمعيتي که بخواهد آزادي مردم را در بحث و انتقاد محدود کند، اسلام را نشناخته است"، را که بر زبان بنيان گذاران انقلاب اسلامي جاري بود، فراموش نموده اند.

بگفته مسئولين ايران، احمدي نژاد، پس از کسب اکثر آراء در انتخابات، به سمت رئيس جمهور انتخاب شد. حقيقت امر اين است که بخش زيادي از اين آراء آراي کاذب هستند، زيرا بنام اشخاصي که در قيد حيات نيستند، اخذ شده اند. در چهارچوب مبارزات انتخاباتي، مجتبي خامنه اي پسر مقام رهبري، توسط اسامي مجعول و مستعار و شناسنامه هائي که برخي از آنها متعلق به اشخاص گمنامي ميباشد که در زلزله هاي متعدد سالهاي اخير در ايران کشته شده اند، و به گمشدگاني که حيات خود را در شرايط نامعلومي، که صرفاً رهبري و مسئولين عمليات سپاه پاسداران و نيروهاي بسيج در سراسر کشور از آن باخبرند، از دست داده اند - به احمدي نژاد مساعدت نموده است. نا گفته نماند که اين اسامي حتماً شامل اسامي اشخاص زيادي از بين کردها و آذري هاي ايران ميباشد که توسط رژيم از بين رفته اند.

بخاطر پيشينه نظامي احمدي نژآد در جنگ با عراق، خدمت وي در نيروي قدس در پايگاه رمضان در نزديکي کرمانشاه و آشنائي عميق وي با صاحب قدرتان مرکزي کرد مخالف رژيم، وي در اوائل دهه 90، با توصيه محسن رضائي، فرمانده سپاه پاسداران وقت، بسمت شهردار ماکو و خوي منتصب شد. احمدي نژاد به عنوان شهردار به موازات کار خود اطلاعات سري مربوط به فعالين حزب دموکرات کرد ايران و حزب کومونيست کرد (کومله) را به نيروهاي سپاه پاسداران ميداد، که در آن اطراف مستقر بودند و با بيرحمي کامل هر مورد جنبش ملي را سرکوب مي نمودند.

احمدي نژاد از جزئيات اين دست اندرکاري بر ضد اکراد آگاهي کامل دارد و بهمين علت در ماه مارس 2004 کلاووس واوريت

شهردار برلن را تهديد نمود که اگر جرأت کند اسامي اکرادي را که در سال 1992 بدست نيروهاي سپاه کشته شده اند، با ساختن بناي يادبودي جاودانسازي کند و به موازات آن، قضيه قتل آنها افشا نمايد، وي جزئياتي در مورد سلاح شيمييايي که آلمان به صدام حسين داده است را فاش خواهد نمود. اين تهديد، نشانگر سطح دست اندرکاري وي در قتل اين اکراد و واهمه وي از اينکه اين اطلاعات به رسانه هاي جهاني و سازمانهاي حقوق بشر برسد، ميباشد.

بعنوان يکي از آسيب ديدگان زمين لرزه 10 اسفند 1375 و بعنوان فردي از يک فاميل بزرگ در مشکين شهر و سرعين، که احمدي نژاد را بخوبي از دوره خدمت وي بعنوان استاندار اردبيل ميشناسد، من ميتوانم شهادت دهم که احمدي نژاد در جريان اين حادثه اسفناک، نه از خود رهبريتي نشان داد و نه سرمشقي بود براي ساير شهروندان. در مرکز اين زلزله، که در اردبيل و به خصوص در منطقه مشکين شهر و سرعين رخ داد، ده ها هزار از شهروندان آن جان باختند، ولي احمدي نژاد عجله چنداني براي ارائه کمک به آسيب ديدگان اين زلزله نشان نداد و به مقامات ايران گزارش داد که در اين جريان فقط 950 نفر کشته شدند. سؤالي که اينجا مطرح ميشود، اينست: چه بسر هزاران شهروند نگون بخت اردبيل آمده است ؟

صرفاً احمدي نژاد و نيروهاي بسيج که به اين منطقه آذري نشين گسيل شدند، ميدانند چگونه هزاران نفر شهروند معصوم و محروم، بدون آنکه کمکي به آنها شود، زير آوار زنده به گور شدند. همزمان، احمدي نژاد و نيروهاي بسيج افرادي را که در برخورد با رسانه هاي گروهي و عوامل هلال احمر، که فوراً براي کمک آمده بودند، از غفلت و فروگذاري حکومت تهران در مورد کمک رساني به زلزله زدگان شکايت کرده بودند، بيرحمانه مجازات نموده اند. امروزه، رسانه هاي گروهي ايران احمدي نژاد را بعنوان شخصي که بخاطر فعاليتش در اين حوادث اسف بار، نائل به دريافت نشان لياقت شده است، تجليل ميکنند. ولي بعنوان يک شهروند ايراني که نگران حقوق شهروندان کشور است، من بايد حقيقت را فاش نمايم.

نائل شدن احمدي نژاد به اين نشان بدنبال دخالت رهبري و بخاطر اين بود که وي تنها به بازسازي 118 مسجد که در اين منطقه در نتيجه زلزله ويران شده بود، رسيدگي نموده بود. وي اکثر پولهاي کمکي را که از مقامات کشور به نفع آسيب ديدگان زلزله گرفته بود، به آخوندها سپرد تا ايشان مساجد را بازسازي نمايند يا بجاي برخي از آنها مساجد تازه اي بسازند.

دوره خدمت احمدي نژاد بعنوان شهردار تهران، پوشش ضخيمي براي ادامه مأمورتيهاي مخفي وي براي سپاه پاسداران و البته، آنهم با لباس شخصي، بود. وي، در اين دوره نيز بعلت ابتکار يک همايش بي سابقه در تهران در ماه خرداد 1383، بمنظور جاويدانسازي شهدائي که جان خود را در راه انقلاب اسلامي فدا نموده اند، از قدرداني کامل از طرف رهبري برخوردار بود.

احمدي نژاد، با پشتيباني فرماندهان سپاه پاسداران و سران ستاد بزرگداشت شهداي نهضت جهاني اسلامي، ايرانيان را به عمليات انتحاري تشويق نمود.

در تاريخ 8 شهريور 1383، روزنامه کيهان ارگان رسمي رژيم نوشت: "دکتر محمود احمدي نژاد شهردار تهران در مراسم ويژه اي که به مناسبت هفته دولت وتجليل 260 تن از کارکنان شهرداري تهران بر پا شده بود ضمن تجليل ازعمليات خود انتحاري گفت: "ما امروز بيش ازگذشته به نگاه، اراده و مشي اين شهيدان عزيز نيازمنديم و در طول اين 25 سال به ميزاني که به مشي اين شهيدان نزديک شديم موفقيت و پيروزي داشتيم و به همان نسبت که فاصله گرفتيم آسيب ديديم".

امروز شهروندان ايراني بايد بدانند که آينده روشني که آرزوي آنرا داشتيم، روز به روز تاريکتر ميشود. بدون شک و ترديد ميتوان گفت که نشانهاي لياقتي که احمدي نژاد در طول اين سالها کسب نموده است، صرفاً بخاطر "بله قربان" گفتن وي ميباشد. احمدي نژاد صرفاً بنظر مقام رهبري يک رئيس جمهور ممتاز است، ولي نه بنظر ملت.

خانم شيرين عبادي نماد ممتازي براي شهروندان آزادي خواه ايران ميباشد. وي در 11 اکتبردر سال 2004 (dagbladet )مصاحبه با مجله

از دولت نروژ خواست که قبل از امضاي هر قراردادي با ايران، بر روي دولت ايران فشار بياورد که اين کشور معاهده هاي بين المللي فوق الذکر را محترم شمارد بعنوان يک فعال حقوق بشر که نگران سرنوشت کشورشان ميباشد، اينجانب از کليه سازمانهاي بين المللي تقاضا ميکنم که هر داد و ستدي با ايران را منوط به محترم شمردن پيمانهاي بين المللي در مورد آزاديهاي فردي و حقوق بشر، از طرف ايران، نمايند و از رئيس جمهور منتخب ايران بخواهند که معاهده هاي بين المللي در مورد آزاديهاي فردي و حقوق بشر را محترم شمرده و اين موضوع را با شفافيت کامل به دنيا ثابت نمايند.

با کمال احترام،

نجات حقيقت گو

فعال حقوق بشر ايراني