يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۴ - ۷ اوت ۲۰۰۵

 

دليل  اين ترور چيست؟

مرتضي صادقي

 

قاضي مقدسي ترور شد و اقدام در را بطه با شناسائي ضارب او آغاز گشته است.آنچه از پس اعلام اين خبر همواره چهره نمائي ميکند اراده ئي است که از ميان صدها پرونده ائي که ايشان مسئول رسيدگي به آن بوده يکي وآن هم مربوط به پنج سال پيش و در ميان متهمين ان پرونده هم  فقط نام يک تن را عمده مي کند.اين پرونده کدام پرونده است .و آن شخص کيست<< پرونده کنفرانس برلين و اکبر گنجي>>کنفرانسي که اتفاقا گنجي  در آن فقط يک بار سخنراني کرد و آن هم شب اول و سخنانش در آن شب چيزي نبود جز معرفي و مشخصه هاي انسان دمکرات وجامعه دمکراتيک ومرزبندي که با خشونت وخشونت طلبي دارد ومقايسه آن با انسان خشونت طلب وجامعه اقتدار گرا والفتي که بين اقتدار گرايان وخشونت طلبان وجود دارد.

من بر آن نيستم تا در اين نوشته بخواهم اثبات کنم که گنجي به اين ترور ربطي ندارد.چرا که اين موضوع اظهرالمن الشمس است و از طرفي گنجي خود پرچمدار افشاي تروريسم پنهان و جوخه هاي مرگ واقعا موجود در سالهاي پاياني دهه هفتاد خورشيدي در کشور ما بوده است.بر عکس من ميخواهم بگويم حتي اقتدار گرايان و باند سعيد مرتضوي هم با توجه به شناختي که از موقعيت خود و وجه گنجي در جامعه دارند ميدانند توان زدن اين برچسب را به گنجي ندارند.

شايد اين سئوال در ذهن  بوجود آيد که وجه گنجي فقط در بين روشنفکران و انسانهاي دمکرات واصلاح طلب است نه در بين اصول گرايان وعامه مردم وبر اين اساس به اين نتيجه رسيد که پس مافياي قدرت توان هر توطئه اي را دارد وبلافاصله دليل زنداني بودن و شرايط کنوني او را به بي بهره بودنش از حمايت عامه  گره زد.

اتفاقا گنجي در کنار روشنفکران  انسانهاي دمکرات و....... نه تنها در بين عامه مردم بلکه در بين بخش عظيمي از اصول گرايان خارج از مافياي قدرت نماد مبارزه با فساد ومقابله با زور مداري است همان گروهي که اگرچه در انتخابات شرکت کردند ولي به رفسنجاني << نه >> گفتند.

هنر قاضي مرتضوي < اربابان و شرکايش در اين قضيه اين است که با تشبث به قانونگرائي توانسته اند براي اين دسته ازجامعه اينگونه توجيه کنند که اکبر گنجي مي خواهد با سروصدا ومظلوم نمائي از زندان ازاد شود و ما حاظر نيستيم از قانون سرباز زنيم.لذا در يک کلام قوه قضائيه خود بخوبي ميداند که در سايه شعار قانوني عمل کردن است که ميتواند

حتي در بين خوديها نزديک کردن گنجي  به دروازه هاي مرگ را توجيه کند.  نه با بهتان ارتباط او با ترورقاضي مقدسي.

اکنون سئوال اين است پس دليل  گره زدن نام گنجي با اين ترور چيست؟

براي کسي پوشيده نيست  که اراده اي پليد و قدرت مند در جمهوري اسلامي قصد نابودي گنجي را کرده . و اکنون ميبيند تا رسيدن به اين هدف پليد راهي نيست. اين اراده بر اين باور است که خنثي کردن مقاومتهاي مدني بخصوص در داخل کشور  در اين لحظات حساس < راه  را برايش بسيار هموار ميکند.مرتضوي وشرکا به يومن اين ترور بر آنند با بکار گيري شيوه هاي گوبلزي   با ايجاد جو رعب و به ياد آوردن انتقامکشيهاي سال 60 خواستاران آزادي گنجي را به آرامشي چند روزه بکشانند.تا بلکه به نيت پستشان جامه عمل بپوشانند. اين گره زدنها براي ترساندن دوستان گنجي است نبايد  تسليمش شد .به با ور من کسانيکه معتقدند حاکميت توان يورش را دارد حد اقل در رابطه با گنجي وشهر تهران در اشتباهند.آري حاکميت توان بخاک و خون کشيدن تظاهرات مسالمت آميز مرذم شهر سنندج راهنوز دارد ولي باور داشته باشيم از طرفي تهران و سنندج را شرايط يکسان نيست و از طرف ديگر به همان دليل که ميخواهند  سنندج و کردستان را به خاک و خون بکشند  به تهراني آرام نيازمندناست.امروز حاکميت از گسترده شدن اعتراضات در نقاط مختلف هراسان است  به همين دليل واز همين ترس است که مرتضوي ميخواهد مردم را با گره زدن اين پرونده وترور از حرکت بيندازد. ما با يد باور داشته باشيم نه جامعه ايران مانند سال 60 است نه حاکميت ايران.و نه گنجي بازداشتي سال60  توجه داشته باشيم زمان به زيان ماست هر لحظه ممکن است خسارتي جبران ناپذير بوقوع بپيوندد. با برگزاري حرکات مدني اراده قهار را مغلوب کنيم . عدم اعتراض در شرايط کنوني و به تعويق انداختن اعتراضات دست مرتضوي و شرکا را در رسيدن به نيت شومشان باز ميگذارد.

در عين حال نبايد از نظر دور داشت ترغيب قهرمان اکبر به پايان اعتصاب غذا باعث همچنان بهرمند بودن جامعه از قهرماني فهيم ودلير خواهد بود .او يک متفکر مردمي و دمکرات است همه با هم به ملاقاتش برويم .وبگوئم بر تو درود ميفرستيم و تو را زنده ميخواهيم. او گردن خواهد نهاد.