يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۴ - ۷ اوت ۲۰۰۵

عنکبوت!

کوروش گلنام

يکشنبه 16 مرداد 1384 ـ 7 اوت 2005

 

حسين شريعتمداري مشهور به آقاي عنکبوت، همچنان در حال تار تنيدن است. سال هاست کارش همين است. عاشق واژه "پروژه" است و در خواب وبيداري يکدم از برنامه ريزي براي "پروژه تازه" باز نمي ايستد. چنان شيفته اين واژه است که هر حرکتي که ديگري، که کمترين ناهمخواني با ديدگاه هاي ناب، درخشان و بي همتاي او دارد، انجام دهد؛ حتمن بدنبال اجراي پرژوه اي است! نيازي به زياده گويي نيست چون امروز هر ايراني آزاديخواه، ميهن پرست، ضد آدمکشي و آدمکش پروري مي داند که واژه "پروژه" در فرهنگ والاي آقاي عنکبوت و از ديد او، معنايي جز توطئه، برنامه ريزي بر پايه دگرگون سازي، دروغ سازي و دروغ پروري براي تقويت بنيه دستگاه هاي مافيايي و آدمکشي ولايت ندارد. و چون حضرت آقا هميشه سر در دنبال چنين پروژه هايي دارد، ديگران را که اتفاقن پروژه هاي مرگبار و ضد انساني او را افشا کرده و تا آنجا که مي توانند پيش از کشتار هاي بيشتر، از پياده نمودن آنها جلوگيري مي کنند، متهم به داشتن پروژه هاي خيالي بر عليه دستگاه ولايت و سازمان هاي مافيايي وابسته به آن مي شوند. تواب ساز مشهور مي پندارد مردم متوجه نبوده و نيستند که هر رويداد جنون آميز و آدمکشي که در "ام القراي اسلام" رخ داده و يا برنامه اجراي آنرا داشته اند،

هميشه اين روزنامه کيهان و شخص آقاي عنکبوت(پيش و بيش از همه)بوده است که زمينه هاي ذهني نخستين آن براي آماده سازي به خيال خودش"مردم" را با سرهم بندي آسمان و ريسمان، دگرگون سازي، دروغ، جعل و فريب فراهم نموده است. آن شوه هاي مسخره تلويزيوني فريبکارانه، آن تبليغ هاي مسموم بر عليه انديشمندن، نويسندگان، روزنامه نگاران و خبرنگاران منجر به قتل هاي زنجيره اي، تلاش براي به دره انداختن اتوبوس نويسندگان، برنامه ريزي رسوا براي نابودي فرج سرکوهي،توطئه برنامه ريزي شده  دقيق براي کنفرانس برلين و به بند کشيدن شرکت کنندگان در آن که اکبر گنجي هنوز تاوان آنرا مي دهد، برنامه ريزي دقيق به "صفر رساندن" اصلاح طلبان بي کفايت حکومتي با شيوه هايي که ازديادبيشترفقر، فساد، فحشا، اعتياد، بيکاري، آوراگي و بي خانماني توده هاي مردم از خواسته هاي اساسي آن براي آسيب رساندن و بد نامي رقيب از آن ميان بود که عدم شهامت، ندانم کاري، پشت کردن اصلاح طلبان حکومتي به مردم و زير پاگذاشتن آشکار قول و قرارهاي خود به مردم، ودر برابر سازش هاي حقارت بار با جناح رقيب، اجراي اين پروژه آنها را به آساني ميسر کرد و توانستند در اين آخرين فاز از اين پروژه تماميت خواهي خود، با انتصاب يک ذوب در ولايت به رياست جمهوري، همه قدرت را در دست خود بگيرند.  برنامه چندن و چند باره براي خراب کردن و متهم کردن خانم شيرين عبادي که يکبارآن به پرونده نوار سازان دست پخت همين آقا و رفقايش ختم شد و دهها توطئه هاي ضد انساني ديگر را کسي فراموش نکرده و نخواهد کرد.

حسن شريعتمداري در آخرين شاهکار خود، نوشته اي زير عنوان:"دو فاز از يک پروژه"، تلاش کودکانه اي کرده است که:

1 ـ اعتصاب غذاي دلاورانه اکبر گنجي را توطئه از پيش طراحي شده او و وکيلانش از آن ميان خانم شيرين عبادي و عبدالفتاح سلطاني بنماياند.

"در اين هنگام پروژه اي با عنوان مرگ اكبرگنجي بر اثر اعتصاب غذا كليد خورد و شيرين عبادي همراه با فرد نزديك به اكبرگنجي مامور اجراي اين پروژه شدند."(1)

2 ـ اين حرکت و پايداري دليرانه در برابر استبداد را بي اهميت نشان دهد. اين زياده گو که تا ديروز و پيش از انقلاب نفسش بالا نمي آمد و کسي او را نمي شناخت، امروز که در جاي امن غصب شده خود نشسته و خود را در عرش مي بيند و چون اربابش اشتهاي فتنه انگيزي و آدمکشي اش پايان ندارد، اعتصاب غذاي گنجي را"رخداد ساده و دم دستي"(2) ناميده است!

3 ـ تلاش نموده است که پروژه خيالي خود را فعلن در دو فاز معرفي کند:، نخستين فاز اين پروژه خيالي اعتصاب غذاي اکبر گنجي،  و دومين فاز آن قتل قاضي مقدس است!

با شناختي که از شيوه کارحسين شريعتمداري و باندهاي وابسته وجود دارد و با توجه به ساختار کودکانه، سست و بي پايه تفسير و تحليل نوشته نام برده شده، بايد چشم انتظار فازهاي ديگري از اين پروژه، که براي همه آشکار است در حقيقت برنامه ريزي و توطئه رهبر، خود حسين شريعتمداري و باندهاي وابسته آنهاست، بود.

بخشي از نوشته درخشان اين تئوريسين "توطئه" را با هم بخوانيم:

"با انتقال گنجي به بيمارستان و نجات وي از مرگ انتظار مي رفت كه شيرين عبادي و فرد نزديك به اكبرگنجي، از بهبودي او احساس رضايت كنند ولي آنها با همراهي و هماهنگي محافل خارجي- مخصوصا مقامات آمريكايي و اروپايي- و برخي مطبوعات داخلي به جنجال خويش با محوريت نقض حقوق بشر در ايران! ادامه دادند و ماجرا به اندازه اي براي آنها مهم و حياتي بود كه شيرين عبادي با همدستي شخصي بنام سلطاني- كه چند روز بعد به جرم جاسوس هسته اي دستگير شد- كوشيدند با استفاده از شاه كليد- كه مخصوص دزدان حرفه اي است- از طريق پشت بام بيمارستان خود را به طبقه محل بستري اكبرگنجي برسانند كه اين تلاش آنها نيز ناكام ماند."

 

و او که فراموش کرده است که چند سطري بالاتر اعتصاب غذاي اکبر گنجي را کم اهميت و دم دستي خوانده است، براي جا انداختن تئوري کودکانه خود، از مراقبت و نگهباني سخت از او در بيمارستان خبر مي دهد:

"به يقين شيرين عبادي و همدست او مي دانستند با وجود مراقبت هاي شديد ماموران از اكبرگنجي، در صورت ورود به طبقه محل بستري وي، ملاقات آنها با او غيرممكن خواهد بود. بنابراين اولين سؤال اين است كه چرا دست به آن اقدام ظاهرا ناشيانه زدند؟ پاسخ آن است كه احتمالا آنها قصد داشتند خبر حضورشان به گوش اكبرگنجي برسد و با توجه به مذاكرات قبلي با او، مطمئن بودند كه اكبرگنجي پيام آنها را كه چيزي غير از تاكيد بر ادامه اعتصاب غذا نبود، درك خواهد كرد!"

از يک بيمار رواني با پس افتادگي ذهني وحشتناک، انتظاري بيش از اين نيز نمي توان داشت! گويا خانم شيرين عبادي و آقاي سلطاني کارگزاران اين رژيم آلوده و توطئه گر را نمي شناسند و از دل دستگاه هاي امنيتي، قضايي و زندان هاي آن،  که اجبارن در دايره کار و شغل آنها قرار داشته و سال هاست با آن درگير هستند، بي خبر بوده و اين شيادان فتنه گر را نمي شناسند که بخواهند چنين طرح و برنامه خنده آور، سطحي و در خور امثال شريعتمداري را پياده کنند! شيادان قلدر که براي هر کسي، هر زمان و به هر شکلي توطئه کرده و پرونده سازي قلابي مي کنند، تلاش مي کنندهمه را چون خود نشان دهند. در "ام القراي اسلام" که از قانون و قانون مداري نمي توان سخني گفت چون قانون همآنست که خود اينها تعريف کرده و هر گونه که بخواهند آنرا به سود خواسته هاي ضد مردمي و ضد ملي خود اجرا مي کنند و با تکيه به قلدري حتا به پيمان هاي امضاء شده جهاني نيز کمترين تعهدي حس نمي کنند. گذشته از قانون خود نوشته، براي اين آقايان شوربختانه واژه هايي چون "اخلاق"، "انسانيت"، "وجدان"،"وفاي به عهد"، "شرم"، "شرف"، "دادگري"، "دوستي" و .. رنگ باخته است، و گرنه چگونه ممکن است کسي بتواند تا اين اندازه دست به نيرنگ بازي زده، تلاش کندسياه را سفيد نشان داده و توطئه گري برنامه ريزي شده خود و رفقايش را که سابقه اش بر همه چون روز روشن است، به حساب ديگران بگذارد! 

اگر خسته و يا کسل هستيد براي زدودن آن، اين نوشته شريعتمداري را بخوانيد تا از شيوه تفسير و استدلال بي همتاي ايشان لذت برده و سرحال بياييد!    

زيرنويس:

1 ـ سايت گويا، جمعه 14 مرداد 1384

2 ـ همآن

 

 

پس از نگارش : هم اکنون با خبر شدم که اقدام به ترور پيام فضلي نزاد شده است. خبر را در سايت "پيک ايران" بخوانيد. آيا اين هم فاز سوم توطئه تازه خانه عنکبوت و آقاي عنکبوت است که مي خواهند بنام اکبر گنجي، شيرين عبادي و عبدالفتاح سلطاني تمامش کنند؟