گفتار
و رفتار اكبر گنجی نشان میدهد كه او ميخواهد سلاح نقد را جايگزين انتقاد با اسلحه
كند. او میخواهد رقابت انديشهها را جايگزين خشونتهای خيابانی كند. او جان بركف
نهاده اما هيچ گاه از تلافی، انتقام و خشونت سخن نمیگويد. او میخواهد عقل را
جايگزين تعبد و پی روی كوركورانه كند. او درحاليكه پای در آستانه مرگ نهاده،
ديگران را به انتقاد از انديشههايش فرا میخواند. گفتار و رفتار گنجی مصداق بارز
صلح جويی، بزرگ منشی ، كرامت انسانی و در يك كلام اخلاق است. عقل حكم میكند كه
شان نزول عدالت خدمت به اخلاق است. عدالتی كه در برابر اخلاق قرار گيرد ظلمی است
كه جامه عدل پوشيده است. درخواست آزادی گنجی، تنها درخواست آزادی يك انسان نيست
بلكه تمنای سپاس برای كرامت انسانی، بزرگ منشی، صلح جويی و اخلاق است. عدالت و
قانون بايد در جايگاه حقيقی خود يعنی در خدمت اخلاق قرار گيرد. اخلاق را بر صدر
عدالت بنشانيد. گنجی را آزاد كنيد.