رهبر رژیم حسابش را از احمدی نژاد سوا می کند
حسن زرهی
احمدی نژاد رئیس
جمهوری غریبی است. حتی با روسای جمهوری از نوع خودش هم ـ مانند قذافی و موگابه ـ
قیاس کردنی نیست.
رهبر رژیم ایران که
گمان می کرد بارگاه رهبری او محتاج رئیس جمهوری ست که از او اطاعت محض کندو در
انتخابات حدود چهار سال پیش بنابر همین باور احمدی نژاد را برنده کردند، حالا اما
با سیاستهای هردم بیل خویش و با شعارهای تحریک آمیزش دارد مقدمات جنگ دیگری علیه
ایران را تدارک می بیند. جنگی که هر چند رهبران جمهوری اسلامی مدعی هستند ،مانند
صدام، که طی آن ایران را به گورستان دشمنانش تبدیل می کنند و گویا بیش از سیصد
هزار گور هم در مرزهای ایران برای سربازان متجاوزان تدارک دیده می شود، اما هیچکس
نیست که نداند جنگ های جدید در چشم به هم زدنی رژیم هایی مانند صدام و تهران را می
توانند ساقط کنند. در مملکتی که مردمش برای رهایی از رژیم ظلم و زور حاضر به تن
دادن به هر مصیبتی حتی جنگ هستند، شعارهای بیهوده ی آقای احمدی نژاد، شرکای او را
در رژیم تهران نگران کرده است. رهبر که گمان می کرد احمدی نژاد قرار است از او
فرمان ببرد و سیاست های خارجی و داخلی بیت رهبری را اجرا کند، اخیرا با برخوردهای
غیر قابل پیش بینی خود، هم در سیاست داخلی و هم در امور خارجه، رهبر را ناامید
کرده به طوری که درصدد حذف او و سیاستهایش برآمده است.
واکنش اخیر وزیر
خارجه دربار ولی فقیه، علی اکبر ولایتی، در پیوند با مسئله اتمی، در گفت و گو با
روزنامه ی جمهوری اسلامی، مبنی بر پاسخ مثبت دادن تهران به اروپا و ممانعت آمریکا
از اجرای این سیاست، حکایت از دوگانگی رسمی و علنی سیاست دولت احمدی نژاد و بارگاه
رهبری رژیم دارد.
از سوی دیگر احمدی
نژاد نه تنها خود را رئیس جمهوری امام زمان به حساب می آورد و برای ایشان در چاه
جمکران نامه می اندازد، بلکه اخیرا شایعه شده است که بر سر سفره ی رئیس جمهوری
بشقاب و قاشق و چنگالی هست که مال امام زمان است!
و دیگر اینکه رئیس
جمهوری و دولتیان گاه نماز جماعتشان را به امامت امام زمان می خوانند. این مسائل
مورد تایید رهبر رژیم و دیگر روحانیون همراه او نیست، اما حکومت تهران علاوه بر
اینها یک مشکل بزرگ پیدا کرده است.
سپاه پاسداران در
جبهه ی احمدی نژاد است و نمی خواهد کاندیدای رهبر یعنی حداد عادل جای احمدی نژاد
را بگیرد. برای همین هم با روحانیون موافق رهبر درگیر است و افشاگریهای اخیر علیه
برخی روحانیون هم از همین جا سرچشمه می گیرد.
در نتیجه هم در داخل
ایران و هم در منطقه و هم در جهان، تحلیل آنچه در ایران می گذرد، دارد پیچیده تر
از همیشه می شود.
عربستان سعودی می
خواهد با دعوت از هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی از ماجرا سر دربیاورد،و آمریکا به
دنبال حرفی دندان گیر در میان شعارهای تند و تیز احمدی نژاد و وعده های دیپلماتیک
ولایتی می گردد. هر چند، هم کاخ سفید و هم تل آویو دارند در طبل جنگ می کوبند، اما
اینکه کدام سیاست پیروز می شود ــ و آیا رهبر رژیم قادر خواهد بود که از تحریکات
ساده لوحانه احمدی نژاد برای ایجاد جنگی دیگر جلوگیری کند، و یا احمدی نژاد که
گمان دارد فرمان امام غایب را می برد و همچنان کفار را به قتلگاه دعوت می کند ــ
موضوعی است که به زودی باید آشکار شود.
درست است که جنگ می
تواند ریشه های اندک رژیم را بسوزاند، اما مردم ایران را نیز دچار فاجعه می کند.
اگر اماکن ادعایی اسرائیل و امریکا مورد حمله یهوایی آنان قرار بگیرند، مردم از بی
آبی و بی برقی و بی غذایی هلاک خواهند شد و در کمتر از 72 ساعت تهران از گرسنگی و
تشنگی و نبود بخت گریز از مهلکه ی جنگ به جنگلی که هر کس برای نجات جان خویش به هر
عمل ناشایستی مجبور خواهد بود دست بزند، مبدل خواهد شد. و بی گمان روحانیون که به
درستی مورد خشم مردم قرار دارند قربانیان صف اول این فاجعه خواهند شد. برای همین
است که رهبر و اصلاح طلبان و آنان که می توانند فردای پس از جنگ را مجسم کنند، از
سخنان تحریک آمیز احمدی نژاد مثل بید در باد می لرزند، اما حضرتشان که گمان دارد
سر نخ حکومتش به آسمان ها و اولیا می رسد، نمیخواهد باور کند که اگر قرار شود آتش
ببارد، نیک و بد و مدعی و مظلوم به جا نخواهد آورد. اینها دارند همان نادانی صدام
را تکرار میکنند و نه به خویش می اندیشند و نه به مردمان آن مملکت.
http://www.shahrvand.com/?c=118&a=4877